اهمیت این تحول تنها به خودکارسازی فعالیت‌ها محدود نمی‌شود. در بازاری که رفتار مشتریان به‌سرعت تغییر می‌کند و حجم داده‌های در دسترس روزبه‌روز افزایش می‌یابد، توانایی تحلیل اطلاعات و تصمیم‌گیری به‌موقع به یکی از عوامل تعیین‌کننده تبدیل شده است. ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند داده‌های گسترده را بررسی کنند، الگوهای رفتاری مشتریان را شناسایی کنند و به تیم‌های بازاریابی در شناخت بهتر مخاطبان و طراحی پیام‌های متناسب با نیازهای آنان یاری برسانند. یکی از مهم‌ترین مزیت‌های این ابزارها، کاهش زمان موردنیاز برای انجام کارهای تکراری است. فعالیت‌هایی مانند دسته‌بندی مشتریان، تنظیم پیام‌های تبلیغاتی، بررسی عملکرد کمپین‌ها و تهیه گزارش‌های تحلیلی، در بسیاری از موارد به کمک هوش مصنوعی سریع‌تر انجام می‌شوند. این موضوع به کارکنان فرصت می‌دهد زمان و انرژی بیشتری را صرف برنامه‌ریزی، خلاقیت و تصمیم‌گیری‌های راهبردی کنند؛ حوزه‌هایی که همچنان به شناخت انسانی، تجربه و قضاوت حرفه‌ای نیاز دارند.

از سوی دیگر، استفاده از هوش مصنوعی می‌تواند به کسب‌وکارها کمک کند تا ارتباط شخصی‌تری با مشتریان برقرار کنند. تحلیل ترجیحات و رفتار کاربران، امکان ارائه پیشنهادهای متناسب‌تر و تنظیم محتوای اختصاصی برای گروه‌های مختلف مخاطبان را فراهم می‌کند. چنین قابلیتی برای شرکت‌هایی که در پی بهبود تجربه مشتری، افزایش اثربخشی کمپین‌ها و حفظ مخاطبان خود هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

این مزایا تنها در اختیار شرکت‌های بزرگ نیست. گسترش ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی و تنوع مدل‌های قیمت‌گذاری، امکان استفاده از این فناوری را برای تیم‌های کوچک و متوسط نیز فراهم کرده است. کسب‌وکارهایی که منابع مالی یا نیروی انسانی محدودی دارند، می‌توانند با انتخاب ابزارهای مناسب، بخشی از ظرفیت عملیاتی خود را افزایش دهند و برخی از فعالیت‌هایی را که پیش‌تر به نیروی متخصص یا هزینه‌های قابل‌توجه نیاز داشت، ساده‌تر مدیریت کنند.

با این حال، انتخاب ابزار مناسب به بررسی دقیق‌تری نیاز دارد. تفاوت در مدل‌های قیمت‌گذاری، محدودیت‌های اشتراک، امکانات قابل‌دسترس و شیوه مدیریت داده‌ها می‌تواند بر هزینه نهایی و کارآیی استفاده از این فناوری تاثیر بگذارد. به‌ویژه در حوزه بازاریابی که اطلاعات مشتریان و داده‌های تجاری اهمیت بالایی دارند، سازوکارهای حکمرانی داده، حفظ حریم خصوصی و نحوه استفاده از اطلاعات باید در کنار قابلیت‌های فنی ابزارها بررسی شوند. مجموعه حاضر، گزیده‌ای از ابزارهای کاربردی هوش مصنوعی در بازاریابی را معرفی می‌کند؛ ابزارهایی که برای تیم‌ها و سازمان‌هایی با ابعاد متفاوت، از پنج تا پانصد نفر، قابل استفاده‌اند. در این ارزیابی، علاوه بر کارآیی عملی و حوزه‌های کاربرد هر ابزار، مدل‌های قیمت‌گذاری و سازوکارهای حکمرانی داده نیز به‌عنوان معیارهای اصلی انتخاب در نظر گرفته شده‌اند. هدف، صرفا معرفی فناوری‌های تازه نیست؛ بلکه فراهم‌کردن تصویری روشن‌تر از گزینه‌هایی است که می‌توانند به کسب‌وکارها در مدیریت هزینه‌ها، افزایش بهره‌وری و اتخاذ تصمیم‌های آگاهانه‌تر در بازاریابی کمک کنند. این نکته نیز باید ذکر شود که برخی از این برنامه‌ها برای کاربران ایرانی قابل استفاده نیستند اما برخی از آنها برای رشد مجموعه‌ها بسیار مفید هستند.


 

HubSpot

hubspot copy

هاب‌اسپات به‌عنوان پلتفرم یکپارچه بازاریابی و مدیریت ارتباط با مشتری، راه‌حلی برای پراکندگی ابزارهای سنتی در تیم‌های بازاریابی ارائه می‌دهد. سال‌هاست عملیات ارسال ایمیل، پیگیری سرنخ‌ها و گزارش‌دهی در محیط‌های مجزا و با ورودهای متعدد انجام می‌شود.

این پلتفرم تمام این فرایندهای پراکنده را در یک زیرساخت واحد گردآوری کرده و با بهره‌گیری از لایه هوش مصنوعی، رتبه‌بندی دقیق سرنخ‌های تجاری و شناسایی مخاطبان آماده معامله را ممکن ساخته است. در نتیجه، تبدیل بازدیدکننده ناشناس به مشتری بالقوه بدون مداخلات دستی و به‌روزرسانی‌های سنتی در فایل‌های اکسل صورت می‌گیرد. امتیازدهی خودکار سرنخ‌ها و پیگیری مستمر، همراه با تبدیل گزارش‌های زمان‌بر به داشبوردهای لحظه‌ای، صرفه‌جویی چشم‌گیری در زمان ایجاد می‌کند.‌هاب‌اسپات برای مدیران بازاریابی که تیم‌هایی با پنجاه نفر یا بیشتر را هدایت می‌کنند و به‌جای ترکیب چند ابزار متفرق به دنبال پلتفرمی یکپارچه هستند، مناسب است. قیمت‌گذاری آن سطح رایگان دارد؛ پلن Starter از ماهانه ۲۰دلار به ازای هر کاربر، پلن Professional از ۸۹۰دلار و پلن Enterprise از ۳۶۰۰دلار آغاز می‌شود. امکان یکپارچه‌سازی گسترده با انواع سیستم‌های CRM و CMS، آن را به هسته مرکزی اکوسیستم ابزاری تبدیل کرده است. از نظر حکمرانی داده، کاملا منطبق با مقررات بین‌المللی حفاظت از داده‌هاست و دسترسی‌های مدیریتی برای حسابرسی فراهم می‌آورد. با این حال، فاصله قیمتی میان پلن‌ها بالاست و خروجی‌های هوش مصنوعی همچنان به نظارت انسانی نیاز دارند.


 

Agent A

agent a copy

ابزار Agent A بر پایگاه داده غنی Ahrefs متکی است و بیش از آنکه داشبوردی ساده باشد، کارکردی شبیه همکار متمرکز در جریان کاری تیم محتوا ایفا می‌کند. کافی است شکاف‌های کلمات کلیدی را به پیش‌نویس برنامه محتوایی یا گزارش‌های رتبه‌بندی را به ایمیل‌های مدیریتی تبدیل کند تا نخستین نسخه متکی بر داده‌های زنده را تحویل دهد.

تمرکز اصلی آن بر فعالیت مستقیم در فرایندهای جاری است، بدون آنکه ابزار جدیدی به مجموعه اضافه کند. تبدیل پژوهش کلمات کلیدی به پیش‌نویس برنامه محتوایی از کاری چندروزه به چند دقیقه کاهش می‌یابد و انتقال دستی داده‌ها میان Ahrefs و ابزارهایی نظیر Notion یا Slack حذف می‌شود.

این ابزار برای مدیران محتوا و سئو در تیم‌های پنج تا سی نفره، به‌ویژه ساختارهایی که از مدل‌های قیمت‌گذاری به ازای کاربر خسته شده‌اند، مناسب است. قیمت‌گذاری ماهانه ۹۹دلار به‌صورت ثابت و با تعداد کاربر نامحدود، مدلی مقرون‌به‌صرفه در مقایسه با رقبا محسوب می‌شود.

سازگاری آن با Notion، Slack و HubSpot برقرار است، هرچند کارآیی نهایی تابع سطح اشتراک پایه Ahrefs است. البته دقت داشته باشید مباحث پیچیده استراتژیک همچنان نیازمند هدایت انسانی است و ارزش نهایی ابزار کاملا وابسته به اشتراک Ahrefs باقی می‌ماند. عدم اخذ هزینه به ازای کاربر، آن را به گزینه‌ای بسیار مناسب برای تست عملیاتی در تیم‌های محتوایی دارنده Ahrefs تبدیل کرده است.


 

Canva

canva copy

تولید سریع محتوای بصری یا اسناد تک‌صفحه‌ای بدون حضور طراح متخصص، پیش‌تر مستلزم جست‌وجوی کلافه‌کننده تصاویر و کار با قالب‌های خام بود. کانوا این مسیر را هموار کرده و امکانات هوش مصنوعی آن اکنون می‌توانند بر اساس دستورهای متنی، پیش‌نویس‌های قابل قبولی از گرافیک، کپشن یا چیدمان ارائه دهند.

این ابزار دقیقا برای افراد غیرطراح طراحی شده است؛ امری که سرعت بالایی در خروجی‌های ساده ایجاد می‌کند اما همگام‌سازی‌های پیچیده برند را چالش‌برانگیز می‌سازد. آماده‌سازی خروجی‌های بصری شبکه‌های اجتماعی در همان روز میسر می‌شود و هوش مصنوعی جایگزین جست‌وجوی منابع تصویری استوک می‌گردد.

کانوا برای تیم‌های کوچک بازاریابی دو تا پانزده نفره که بدون استخدام طراح اختصاصی نیازمند تولید سریع و مستمر اقلام تصویری هستند، مناسب است. قیمت‌گذاری شامل سطح رایگان است؛ پلن Pro ماهانه ۱۲.۹۹دلار به ازای هر کاربر و پلن Enterprise بر اساس سفارشی‌سازی محاسبه می‌شود.

کنترل‌های حریم خصوصی داده و سیاست‌های شفاف درباره محتوای تولیدشده توسط کاربران وجود دارد. طراحی‌های هویت‌ساز و پیچیده همچنان محتاج متخصص است و پشتیبانی فنی در برخی موارد کند عمل می‌کند. کانوا ابزاری ایده‌آل برای سرعت‌بخشی به حجم بالای دارایی‌های بصری ساده است، اما نمی‌تواند جایگزین واحد طراحی اصلی سازمان شود.


 

Adobe Creative Cloud

Adobe Creative Cloud copy

مجموعه اکوسیستم آدوبی سال‌هاست مرجع اصلی طراحان حرفه‌ای است. قابلیت‌های هوش مصنوعی جدید آن برای حذف بخش‌های تکراری و کلافه‌کننده توسعه‌یافته‌اند. از تغییر ابعاد یک طرح برای بسترهای گوناگون گرفته تا روتوش دسته‌جمعی تصاویر یا اصلاح اولیه ویدئوها اکنون به‌صورت خودکار پیش می‌روند.

آدوبی همچنان فرض را بر تسلط کاربر بر نرم‌افزار می‌گذارد. هوش مصنوعی سرعت اجرای پروژه را بالا می‌برد اما اصول طراحی را آموزش نمی‌دهد. خودکارسازی ویرایش‌های تکراری تصویر و تغییر ابعاد، همراه با افزایش سرعت تدوین ویدئو که پیش‌تر ساعت‌ها وقت می‌گرفت، صرفه‌جویی قابل‌توجهی ایجاد می‌کند.

این مجموعه برای تیم‌های خلاقیت یا مدیریت برند با بیش از بیست عضو که از واحد طراحی داخلی بهره می‌برند، مناسب است. پلن‌های فردی از ماهانه ۲۰.۹۹دلار آغاز می‌شود و پلن‌های تیمی بر اساس تعداد کاربر محاسبه می‌گردد. هماهنگی با ابزارهای بازاریابی و جریان‌های کاری موجود برقرار است، هرچند آدوبی اکوسیستمی مستقل در حوزه خلاقیت است نه ابزاری برای اتوماسیون گسترده.


 

Salesforce Einstein

Salesforce copy

سیلزفورس اینشتین بیش از آنکه ابزاری مجزا باشد، لایه‌ای هوشمند در دل پلتفرم مدیریت ارتباط با مشتری سازمان است. این لایه با تحلیل داده‌های موجود در سوابق مشتریان، سرنخ‌ها را به‌صورت خودکار رتبه‌بندی کرده و گام بعدی (اعم از ارسال ایمیل، تماس یا ارائه پیشنهادی مشخص) را پیشنهاد می‌دهد.

هوشمندی آن تماما متکی بر داده‌های تجمیع‌شده در خود Salesforce است و در صورت خروج از این بستر، کارآیی خود را از دست می‌دهد. جایگزینی اولویت‌بندی دستی سرنخ‌ها با امتیازدهی سیستمی و نمایش مستقیم سیگنال‌های تمایل به خرید در سوابق مشتریان، صرفه‌جویی زمانی قابل‌توجهی به همراه دارد.

این ابزار برای مدیران بازاریابی شرکت‌های بزرگی که زیرساخت Salesforce را مستقر کرده‌اند و قصد افزودن هوش مصنوعی به داده‌های موجود را دارند، مناسب است. هزینه آن در پلن‌های مختلف Salesforce گنجانده شده و بسته به نسخه و افزونه‌های انتخابی متغیر است. باید توجه داشت عملکرد کاملا بومی در محیط Salesforce است و ارزش کاربردی آن خارج از این اکوسیستم به‌شدت افت می‌کند.

پروتکل‌های امنیتی سخت‌گیرانه داده و انطباق با استاندارد GDPR از ویژگی‌های برجسته آن محسوب می‌شود. هزینه‌ها با ارتقای سطوح کاربری افزایش می‌یابد و برای سازمان‌هایی که از Salesforce استفاده نمی‌کنند کارآیی ندارد. این لایه دلیلی محکم برای ماندن در اکوسیستم Salesforce است، اما نه الزاما علتی برای مهاجرت به آن.


 

ActiveCampaign

ActiveCampaign copy

اکتیوکمپین بازاریابی ایمیلی، اتوماسیون و مدیریت ارتباط با مشتری را در یک پلتفرم واحد گرد هم می‌آورد و تیم‌هایی را هدف قرار می‌دهد که از ابزارهای ساده ایمیل فراتر رفته‌اند اما پیچیدگی سطح سازمانی را نمی‌خواهند.

اتوماسیون آن توالی‌های پیگیری بخش‌بندی‌شده ایجاد می‌کند؛ پیام‌های متفاوت بر اساس رفتار مخاطب در کلیک یا خرید، بدون نیاز به ساخت دستی هر بار. بخش داخلی مدیریت ارتباط با مشتری نیز انتقال کار از بازاریابی به فروش را تسهیل می‌کند، نه آنکه جایگزین پلتفرم تخصصی فروش شود.

توالی‌های پیگیری که پیش‌تر به‌صورت دستی ساخته می‌شدند اکنون به‌طور خودکار اجرا می‌شوند و اصطکاک انتقال میان تیم‌ها کاهش می‌یابد. این ابزار برای مدیران بازاریابی کسب‌وکارهای کوچک تا متوسط با پنج تا پنجاه نفر که به اتوماسیون فراتر از ایمیل نیاز دارند، مناسب است.

پلن‌ها از ماهانه ۹دلار آغاز می‌شوند، هرچند قابلیت‌های اصلی اتوماسیون و مدیریت ارتباط با مشتری در سطوح بالاتر قرار دارند. یکپارچگی با سیستم‌های اصلی تجارت الکترونیکی و مدیریت ارتباط با مشتری فراهم است و برای تیم‌هایی که از‌هاب‌اسپات یا سیلزفورس استفاده نمی‌کنند گزینه مناسبی محسوب می‌شود.

مقررات حریم خصوصی داده و الزامات امنیتی استاندارد رعایت شده است. قیمت ورودی تا حدی جنبه تبلیغاتی دارد و قابلیت‌های ارزشمند در پلن‌های گران‌تر متمرکز هستند.


Zapier

Zapier copy

بیشتر مجموعه ابزارهای بازاریابی، خود از ابزارهایی تشکیل شده‌اند که به‌طور طبیعی با یکدیگر ارتباط برقرار نمی‌کنند؛ یک پلتفرم تبلیغاتی، یک فایل اکسل، یک سیستم مدیریت ارتباط با مشتری و یک کانال ارتباطی.

زاپیر لایه ارتباطی‌ای است که داده‌ها را به‌صورت خودکار میان آنها جابه‌جا می‌کند و با وقوع یک رویداد، اقدام دیگری را فعال می‌سازد؛ به‌گونه‌ای که انتقال دستی اعداد از داشبورد به گزارش حذف می‌شود.

این ابزار خود هیچ فعالیت بازاریابی مستقیمی ندارد و اتصال‌های دستی میان ابزارهای دیگر را برطرف می‌کند. انتقال دستی داده میان پلتفرم‌های تبلیغاتی و صفحات گزارش‌دهی کاملا حذف می‌شود و انتقال‌های چندمرحله‌ای در یک فعال‌سازی خودکار خلاصه می‌گردند.

زاپیر برای مدیران بازاریابی با رویکرد عملیاتی در تیم‌هایی با هر اندازه که تلاش می‌کنند ابزارهای ناهمگون را به هم متصل کنند، مناسب است. سطح رایگان دارد و پلن‌های پولی از ماهانه ۱۹.۹۹دلار آغاز می‌شوند. به بیش از سه هزار اپلیکیشن متصل می‌شود و تقریبا هر استکی (stack) را پوشش می‌دهد، هرچند خود کارکرد بازاریابی مستقیمی ندارد.

اتوماسیون‌های پیچیده و چندمرحله‌ای زمان راه‌اندازی قابل‌توجهی می‌طلبند و رابط کاربری ممکن است کاربران غیرفنی را دچار مشکل کند. در مجموع، کمتر یک ابزار بازاریابی و بیشتر زیرساختی است که سایر ابزارها را در کنار یکدیگر کارآمد می‌سازد.


 

Mailchimp

Mailchimp copy

میل‌چیمپ کار خود را با کمپین‌های ایمیلی و فهرست مشترکان آغاز کرد و همچنان بر همین اساس ساخته شده است، با این تفاوت که هوش مصنوعی اکنون به نوشتن عنوان ایمیل‌ها، تولید نسخه‌های مختلف متن و ساخت توالی‌های خودکار کمک می‌کند.

مجموعه ایمیل خوشامدگویی یا بازگرداندن مخاطبان غیرفعال که پیش‌تر مرحله‌به‌مرحله ساخته می‌شد، اکنون پس از راه‌اندازی به‌صورت خودکار اجرا می‌شود.

این ابزار زمانی بهترین عملکرد را دارد که نخستین ابزار واقعی بازاریابی یک تیم باشد و حول یک کانال اصلی شکل گرفته باشد، نه آنکه به مرکز تمام ابزارهای دیگر تبدیل شود. توالی‌های خوشامدگویی و بازگرداندن مخاطبان اکنون خودکار اجرا می‌شوند و آزمایش عنوان و نسخه‌های متن به‌طور محسوسی سریع‌تر انجام می‌گیرد.

هدف آن مدیران بازاریابی کسب‌وکارهای کوچک با یک تا ده نفر است که ایمیل را به‌عنوان کانال اصلی اجرا می‌کنند و بودجه اختصاصی فناوری بازاریابی ندارند. سطح رایگان دارد و پلن‌های Essentials از ماهانه ۱۳دلار آغاز می‌شوند.

با پلتفرم‌های اصلی تجارت الکترونیکی و شبکه‌های اجتماعی کار می‌کند، هرچند عمق قابلیت‌های آن در مقایسه با پلتفرم‌های تخصصی اتوماسیون به‌سرعت کاهش می‌یابد. باید گفت که برای شروع مناسب است، اما پیش از عبور فهرست مخاطبان از ظرفیت پلن، باید به مهاجرت فکر کرد.


 

Juma

juma copy

جوما بر جریان‌های اتوماسیون از پیش ساخته‌شده اجرا می‌شود، نه بوم خالی. قالب گزارش تکرارشونده انتخاب می‌شود و ابزار داده‌ها را از منابع متصل دریافت کرده و سند نهایی را می‌سازد.

این کار زمانی را که پیش‌تر برای کپی کردن اعداد و تصاویر در ارائه صرف می‌شد، حذف می‌کند. نقطه مقابل این مزیت آن است که ابزار تنها در چارچوب همان قالب‌ها عمل می‌کند و هر نیاز غیرمعمول همچنان به ساخت سفارشی نیاز دارد. ساخت گزارش‌های تکرارشونده که پیش‌تر یک بعدازظهر در هفته را می‌گرفت اکنون خودکار اجرا می‌شود و ساخت دستی دارایی‌ها میان گوگل درایو، نوشن و پلتفرم‌های تبلیغاتی حذف می‌گردد.

این ابزار برای تیم‌های کوچک بازاریابی یا آژانس‌های کمتر از بیست نفر که گزارش‌دهی تکرارشونده را برای چند مشتری مدیریت می‌کنند، مناسب است. شروع کار رایگان است و پلن‌های Pro از ماهانه ۴۹دلار آغاز می‌شوند. با گوگل درایو، نوشن،‌ هاب‌اسپات، متا ادز و گوگل ادز یکپارچه می‌شود.

برای آژانس‌هایی با نیازهای گزارش‌دهی تکرارشونده انتخابی مرتب است، اما برای جریان‌های کاری کاملا سفارشی احتمالا مناسب نیست.


 

ChatGPT

ChatGPT copy

از چت‌جی‌پی‌تی می‌توان درخواست پیش‌نویس ایمیل، ایده‌های کمپین یا تولید چندین نسخه از یک تبلیغ کرد و پاسخ در قالب گفت‌وگو ارائه می‌شود، نه از طریق داشبوردهای اختصاصی بازاریابی. انعطاف‌پذیری اساس پیشنهاد آن است.

پلتفرم اختصاصی وجود ندارد و تنها پنجره گفت‌وگویی است که بازاریاب می‌تواند برای هر نیاز روزمره نوشتاری به آن مراجعه کند. این ابزار صدای برند یا داده‌های مدیریت ارتباط با مشتری را نمی‌شناسد مگر آنکه هر بار توضیح داده شود؛ بنابراین هر پیش‌نویس همچنان پیش از انتشار به بازبینی انسانی نیاز دارد.

زمان تهیه پیش‌نویس اولیه ایمیل و متن شبکه‌های اجتماعی از یک ساعت به چند دقیقه کاهش می‌یابد و ایده‌پردازی کمپین بدون انتظار برای آژانس سریع‌تر انجام می‌شود. برای مدیران بازاریابی در تیم‌هایی با هر اندازه که به ابزاری انعطاف‌پذیر برای تهیه پیش‌نویس نیاز دارند، نه پلتفرمی اختصاصی، مناسب است.

نسخه رایگان دارد و اشتراک‌های متنوعی هم برای استفاده‌های گوناگون تعریف شده است. کیفیت خروجی تا حد زیادی به کیفیت دستور وابسته است و هر پیش‌نویس همچنان مرحله بازبینی انسانی می‌طلبد. دستیار عمومی کاربردی است، اما جایگزینی برای پلتفرم اختصاصی محتوا یا اتوماسیون محسوب نمی‌شود.