ضرورت ایجاد بازار بازآفرین در بورس
تعطیلی یک بنگاه، فقط به معنای متوقف شدن یک خط تولید نیست. پشت هر کارخانه، مجموعهای از نیروی انسانی، سرمایهگذاری، دانش فنی، مجوزها، شبکه تامینکنندگان و مشتریان و سالها تجربه انباشته وجود دارد که با توقف فعالیت، بهتدریج مستهلک میشود. در شرایطی که ایجاد ظرفیت تولید جدید نیازمند زمان و منابع قابلتوجه است، از دست دادن ظرفیتهای موجود میتواند هزینهای باشد که اقتصاد در مقطع فعلی توان پرداخت آن را ندارد.
به همین دلیل، در کنار سیاستهای حمایت از بنگاههای فعال، باید درباره سرنوشت بنگاههایی که به هر دلیل از چرخه تولید خارج شدهاند نیز چارهای اندیشید. مساله امروز اقتصاد ایران فقط «سرمایهگذاری جدید» نیست؛ بخشی از راهحل میتواند در احیای سرمایهگذاریهای گذشته و بازگرداندن ظرفیتهای خاموش به مدار تولید باشد.
ظرفیتهای موجود اما بدون کارکرد
اقتصاد ایران با کمبود ظرفیت تولید مواجه نیست. در بسیاری از صنایع، بنگاههایی وجود دارند که زمانی فعال بودهاند اما به دلایلی مانند مشکلات مالی، انباشت بدهی، کمبود سرمایه در گردش، ضعف مدیریتی، اختلافات حقوقی یا مشکلات ساختاری و تغییر تصمیم سهامداران نسبت به حوزه سرمایهگذاری، فعالیت آنها متوقف یا محدود شده است.
بخش دیگری از این بنگاهها نیز در نتیجه مطالبات معوق، به تملک شبکه بانکی درآمدهاند. بانکها از یک سو باید از بنگاهداری و نگهداری داراییهای غیرمولد فاصله بگیرند و از سوی دیگر، برای واگذاری این داراییها با نگرانیهای عمدهای مواجهاند؛ از احراز اهلیت خریدار گرفته تا وضعیت بدهیها، دعاوی حقوقی، تعهدات مالیاتی و بیمهای و مسوولیتهایی که ممکن است پس از انتقال مالکیت ایجاد شود.
در نتیجه، بنگاه ممکن است سالها در وضعیت بلاتکلیف باقی بماند؛ نه بانک تمایل یا امکان اداره آن را داشته باشد و نه سرمایهگذار مناسبی به آن دسترسی پیدا کند.
اینجاست که ضرورت ایجاد یک نهاد یا سازوکار مشخص همانند «بازار بازآفرین» در اقتصاد و بازار سرمایه احساس میشود.
مساله فقط فروش نیست؛ مساله پیدا کردن «خریدار مناسب» است
واگذاری یک کارخانه یا بنگاه اقتصادی را نمیتوان صرفا با فروش یک ملک یا دارایی مقایسه کرد. ارزش واقعی بسیاری از این بنگاهها در توانایی آنها برای ادامه فعالیت نهفته است.
ممکن است یک سرمایهگذار، کارخانهای را صرفا به دلیل ارزش زمین و ساختمان آن خریداری کند؛ درحالیکه سرمایهگذار دیگری همان کارخانه را بهعنوان یک فرصت تولیدی ببیند و با تزریق سرمایه در گردش، اصلاح ساختار مالی و مدیریتی و استفاده از ظرفیتهای موجود، آن را دوباره فعال کند.
در چنین شرایطی، آنچه اهمیت دارد صرفا بالاترین قیمت پیشنهادی نیست؛ بلکه توانایی خریدار برای بازآفرینی بنگاه نیز اهمیت دارد.
از این منظر، یکی از ضعفهای سازوکار فعلی واگذاری، پراکندگی فرآیند و نبود اطلاعات استاندارد و قابل اتکا برای سرمایهگذاران است.
بسیاری از مزایدهها به صورت موردی و با دامنه اطلاعرسانی محدود برگزار میشوند. سرمایهگذار باید خود به دنبال فرصت بگردد، اطلاعات مالی و حقوقی را جمعآوری و وضعیت واقعی بنگاه را بررسی کند و در نهایت درباره ریسکهای ناشناخته تصمیم بگیرد.
طبیعی است که در چنین فرآیندی تعداد متقاضیان محدود باشد و در نهایت، رقابت لازم برای کشف قیمت واقعی شکل نگیرد.
«بازار بازآفرین» چه کارکردی خواهد داشت؟
پیشنهاد این است که برای حل این مساله، سازوکاری تحت عنوان «بازار بازآفرین» در بستر بازار سرمایه طراحی شود؛ بازاری که ماموریت آن نه معامله مستمر سهام، بلکه تسهیل انتقال یکباره مالکیت بنگاههای قابل احیا به سرمایهگذاران واجد شرایط باشد.
در این مدل، بنگاه پیش از عرضه باید از یک فرایند مشخص آمادهسازی عبور کند. اطلاعات مالی، حقوقی، مالیاتی، بیمهای و عملیاتی آن جمعآوری و استاندارد شود و ریسکهای اصلی آن برای متقاضیان شفاف باشد.
برای هر بنگاه میتوان یک «پرونده اطلاعاتی» استاندارد تهیه کرد که تصویری نسبتا کامل از وضعیت آن در اختیار متقاضی قرار دهد؛ از داراییها و ظرفیت تولید گرفته تا بدهیهای بانکی، تعهدات مالیاتی و بیمهای، وضعیت نیروی انسانی و دعاوی حقوقی.
پس از آن، بنگاه میتواند از طریق یک فرآیند حراج رقابتی در معرض عرضه قرار گیرد.
بازاری که قرار نیست بازار سهام باشد
بازار بازآفرین نباید با بازارهای معاملاتی موجود اشتباه گرفته شود. این بازار قرار نیست محل خرید و فروش روزمره سهام شرکتها باشد. هر بنگاه پس از طی فرآیند آمادهسازی، یک بار عرضه میشود و پس از انتقال مالکیت، از فرآیند بازار خارج خواهد شد. بنابراین، ماموریت بازار بازآفرین، کشف قیمت و انتقال مالکیت است، نه ایجاد معاملات ثانویه.
هرچند که ایجاد چنین سازوکاری موجب افزایش احتمال موفقیت بنگاه در سالهای آتی و تسهیل امکان پذیرش شرکت در بازار سهام خواهد شد.
از این نظر، این سازوکار با بازار پایه فرابورس نیز تفاوت ماهوی دارد. بازار پایه بستری برای معاملات مستمر سهام شرکتهاست، درحالیکه بازار بازآفرین میتواند به عنوان زیرساختی برای انتقال یکباره مالکیت بنگاههای قابلاحیا طراحی شود.
چرا بازار سرمایه میتواند بستر مناسبی باشد؟
اقتصاد ایران به بازارهای جدید برای حل مسائل قدیمی نیاز دارد. بازار سرمایه معمولا با تامین مالی شرکتها، عرضه اولیه و معاملات سهام شناخته میشود. اما ظرفیت این بازار میتواند فراتر از این ماموریتهای سنتی باشد.
یکی از مزیتهای این پیشنهاد، امکان استفاده از زیرساختهای موجود بازار سرمایه است که طی سالهای گذشته تجربه قابلتوجهی در زمینه افشای اطلاعات، پذیرش شرکتها، فرآیندهای عرضه، ارزشگذاری، کشف قیمت و نظارت بر معاملات به دست آورده است. بنابراین، به جای ایجاد یک ساختار کاملا جدید، میتوان بخشی از این تجربه و زیرساخت را برای مسالهای متفاوت به کار گرفت.
در صورت طراحی مناسب، شرکتهای بورس و فرابورس میتوانند چارچوبی برای استانداردسازی اطلاعات، نحوه عرضه، احراز صلاحیت متقاضیان و ثبت فرایند انتقال مالکیت ایجاد کنند. سایر مزایای این پیشنهاد عبارت است از:
· کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش تعداد متقاضیان
· رقابتیتر شدن فرآیند واگذاری و بهبود کشف قیمت
· الزام به اخذ برنامه احیا از متقاضیان خرید
· استفاده از ظرفیت متخصصان خارج از نهادهای بازار نظیر حسابرسان، کارشناسان رسمی، مشاوران حقوقی، مشاوران صنعتی و سایر متخصصان و ارزیابان
· تبدیل «بازار فروش دارایی» به «بازار انتقال ظرفیت تولید»
· ایجاد یک فرصت برای شبکه بانکی از طریق کاهش بنگاهداری و آزادسازی منابع
· بازگرداندن بنگاههای غیرفعال به چرخه تولید و بازآفرینی منابع
هدف نباید صرفا ایجاد یک بازار یا سامانه جدید باشد. هدف باید ایجاد یک مسیر مطمئن برای انتقال بنگاه از مالک ناتوان یا فاقد انگیزه به سرمایهگذاری توانمند و دارای برنامه احیا باشد.
نقش قانونگذار و دولت
موفقیت بازار بازآفرین صرفا به طراحی یک سامانه یا فرآیند معاملاتی وابسته نیست. بخشی از موانع موجود، ماهیت حقوقی، مالیاتی و بانکی دارند و حل آنها نیازمند همراهی سیاستگذار است.
قانونگذار میتواند از ظرفیت قوانین بودجه و برنامه پیشرفت برای ایجاد مشوقهای هدفمند مالی و مالیاتی در انتقال مالکیت و احیای بنگاهها استفاده کند. همچنین میتوان سازوکارهایی برای تشویق بانکها به واگذاری داراییهای غیرمولد از طریق یک فرآیند شفاف و رقابتی طراحی کرد.
از «ساختن» به «بازآفرینی»
در شرایط اقتصادی امروز و نااطمینانی ناشی از جنگ، هر سیاستی که بتواند بدون تحمیل هزینههای سنگین، ظرفیت تولید موجود را دوباره فعال کند، ارزش بررسی دارد.
ایجاد یک کارخانه جدید ممکن است سالها زمان ببرد و به منابع مالی، زمین، مجوز، تجهیزات و نیروی انسانی نیاز داشته باشد. در مقابل، بنگاه راکد ممکن است بسیاری از این زیرساختها را از قبل در اختیار داشته باشد؛ مساله این است که مالک و مدیری پیدا شود که بتواند این ظرفیت را دوباره به کار بیندازد.
از این منظر، بازار بازآفرین میتواند پلی باشد میان داراییهای منجمد و سرمایههای آماده ورود به اقتصاد واقعی.
به همین دلیل، پیشنهاد میشود سازمان بورس و اوراق بهادار، شرکتهای بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران، با مشارکت سایر نهادهای ذیربط، امکانسنجی و طراحی «بازار بازآفرین» را بررسی کنند.
اقتصاد همیشه از کمبود سرمایه رنج نمیبرد؛ گاهی مشکل این است که سرمایه موجود، در جای درستی قرار نگرفته است. بازار بازآفرین میتواند تلاشی برای حل همین مساله باشد.
* حسابدار رسمی