اثر جنگ بر رقابت آمریکا و چین

سناریوی اول: تعهد نظامی محدود آمریکا، انفعال چین

نتیجه: برتری محدود آمریکا

در محتمل‌ترین سناریوی کوتاه‌مدت، آتش‌بس به اندازه‌ای دوام می‌آورد که به یک توافق ضمنی یا مذاکره‌شده منجر شود که فاصله زیادی با یک حل‌وفصل جامع دارد.  آمریکا حملات محدودی انجام داده که زیرساخت‌های پهپادی، موشکی، دریایی و هسته‌ای ایران را تضعیف کرده، اما تغییری در ساختار رژیم رخ نداده است.  چین نیز از حاشیه نظاره‌گر است و در عین تعمیق روابط اقتصادی با ایران تحت تحریم از ارائه حمایت‌های جدی نظامی یا دیپلماتیک خودداری می‌کند. اگر اختلال در تنگه هرمز محدود بماند وضعیت قابل کنترل خواهد بود.  همکاری‌های امنیتی آمریکا با کشورهای خلیج‌فارس تقویت می‌شود. شوک انرژی دردناک اما موقتی است.  نتیجه کلی، فرسایش محدود جایگاه آمریکا در کنار نمایش نسبی قدرت نظامی است. چین نیز تا حدی سود می‌برد، زیرا شریک راهبردی‌اش از جنگ جان سالم به در برده است.

سناریوی دوم: تعهد نظامی محدود آمریکا، بازیگری فعال چین

نتیجه: سود راهبردی برای پکن

در سناریویی خطرناک‌ برای آمریکا، پکن به این نتیجه می‌رسد که رویکرد محدود آمریکا نشان‌دهنده ناتوانی یا عدم تمایل واشنگتن به اقدام قاطع است و تصمیم می‌گیرد فعالانه وارد میدان شود. آتش‌بس همچنان به توافق جامع منجر نمی‌شود، اما چین حمایت خود را از ایران از سطح اقتصادی به سطحی گسترده‌تر ارتقا می‌دهد: کمک‌های مادی، اشتراک اطلاعات، پشتیبانی لجستیک و حمایت دیپلماتیک در نهادهای بین‌المللی.  این حمایت‌ها ایران را قادر می‌سازد فشار بیشتری وارد کند و همزمان نیروهای آمریکا را در خاورمیانه درگیر نگه دارد. در این شرایط، نوعی همگرایی میان چین، روسیه و ایران شکل می‌گیرد. اگر ایران همچنان عبور از هرمز را محدود کند اما برای چین استثنا قائل شود، پیامدها ساختاری  خواهد بود.  نظام تحریم‌ها تضعیف می‌شود، زیرا متحدان آمریکا در اروپا و آسیا امنیت انرژی را بر همبستگی ژئوپلیتیک ترجیح می‌دهند. در نتیجه، ائتلاف‌های آمریکا دچار تزلزل می‌شوند.

سناریوی سوم: قاطعیت آمریکا، انفعال چین

نتیجه: بازگشت برتری آمریکا

در این سناریو، آتش‌بس صرفا یک وقفه پیش از تشدید درگیری است. اگر مذاکرات شکست بخورد، آمریکا تصمیم می‌گیرد به عملیاتی قاطع روی آورد: تضعیف سیستماتیک شبکه‌های موشکی و پهپادی ایران، تلاش برای کنترل مواد هسته‌ای و عملیات نظامی گسترده برای پاکسازی سواحل تنگه هرمز.  در صورت موفقیت این عملیات و باقی ماندن چین در موضع منفعل، آمریکا می‌تواند برتری خود را احیا کند و ضربه‌ای راهبردی به چین وارد کند، زیرا یکی از شرکای مهم خود را  از دست می‌دهد.  بازیگران منطقه‌ای نیز به سمت واشنگتن متمایل می‌شوند. با این حال، چنین پیروزی‌ای هزینه‌بر است: بازسازی توان نظامی آمریکا به‌ویژه برای سناریوهایی مانند تایوان زمان‌بر خواهد بود.

سناریوی چهارم: قاطعیت آمریکا، بازیگری فعال چین

نتیجه: نقطه عطف رقابت قدرت‌های بزرگ

این سناریو خطرناک‌ترین حالت است. آمریکا به‌دنبال پیروزی قاطع است، اما چین با مداخله غیر مستقیم پاسخ می‌دهد: ارائه اطلاعات پیشرفته، پشتیبانی لجستیک و اعمال فشار همزمان در مناطق دیگر مانند تنگه تایوان و دریای چین جنوبی.  در این شرایط، آمریکا با یک چالش دو جبهه‌ای مواجه می‌شود که از زمان جنگ سرد بی‌سابقه بوده است. اگر آمریکا سریع عمل کند و تنگه را باز نگه دارد، ممکن است از چین پیشی بگیرد، اما رقابت راهبردی به سطحی بسیار تندتر و شبیه جنگ سرد  ارتقا می‌یابد.

 چه چیزی در پیش است؟

محتمل‌ترین مسیر کوتاه‌مدت، صلحی شکننده و ناتمام است که بیشترین شباهت را به سناریوی اول دارد:  اقدام محدود آمریکا، چین منفعل اما فرصت‌طلب و تنگه هرمزی که ظاهرا باز است اما عملا محل مناقشه باقی می‌ماند. هیچ‌یک از طرف‌ها به اهداف حداکثری خود نرسیده‌اند و مسائل اصلی از برنامه هسته‌ای ایران گرفته تا نقش منطقه‌ای آن حل‌نشده باقی مانده‌اند.  این ابهام خود یک خطر است. تجربه تاریخی نشان می‌دهد پایان‌های ناتمام اغلب به تشدید دوباره درگیری منجر می‌شوند.