آزمون دیپلماسی چین در هرمز

سران ۱۱ کشور عضو بریکس در حالی در پایتخت هند گرد هم آمده‌اند که اختلال در کشتیرانی هرمز، بازار انرژی و تجارت جهانی را تحت‌تاثیر قرار داده است. در بیانیه مشترک دهلی‌نو نیز اعضا ضمن ابراز نگرانی عمیق از تشدید درگیری‌ها در خاورمیانه، بر خویشتنداری، گفت‌وگو و راه‌حل‌های دیپلماتیک تاکید کردند. در این میان، چین بیش از دیگر اعضای بریکس ظرفیت تبدیل شدن به یک بازیگر فعال در پرونده هرمز را دارد. شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در سخنرانی خود در اجلاس امسال، از ایفای نقش فعال‌تر بریکس در برقراری صلح در خاورمیانه حمایت کرد و گفت جنگ جاری منافع جامعه جهانی را تامین نمی‌کند. بنابراین، حتی اگر در گزارش‌های مربوط به سخنرانی شی، اشاره مستقیمی به ارائه یک فرمول چینی برای بازگشایی هرمز دیده نشود، موضع کنونی پکن ادامه یک خط دیپلماتیک است که پیش‌تر به‌طور مشخص درباره خود تنگه هرمز اعلام شده بود.

شی جین‌پینگ در ۲۰ آوریل، در گفت‌وگو با محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان، صراحتا تاکید کرده بود که تنگه هرمز باید برای عبور عادی کشتی‌ها باز بماند، زیرا این مساله در منافع مشترک کشورهای منطقه و جامعه بین‌المللی است. وزارت خارجه چین نیز پیش‌تر گفته بود که از نگاه پکن، راه‌حل بنیادین برای تضمین عبور امن کشتی‌ها، پایان درگیری و حرکت به سمت راه‌حل سیاسی و دیپلماتیک است. از این منظر، رایزنی‌های عباس عراقچی با همتایان خارجی، به‌خصوص چین اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند.

عراقچی در مقاطع مختلف با وانگ‌یی، وزیر خارجه چین، درباره تحولات منطقه و امنیت تنگه هرمز گفت‌وگو کرده است. در یکی از مهم‌ترین این دیدارها در پکن، طرف چینی بر ضرورت بازگشایی هرمز و تضمین امنیت انتقال انرژی تاکید کرد. عراقچی نیز اعلام کرده است که ایران از هر ابتکار دیپلماتیکی که بتواند به حل بحران کمک کند، به‌ویژه از سوی چین، استقبال می‌کند و به نقش پکن در توافق ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ به‌عنوان تجربه‌ای مثبت اشاره کرده است.

اما پرسش اصلی این است که چین واقعا تا چه اندازه می‌تواند به بازگشایی هرمز کمک کند؟ نخستین ابزار چین، دیپلماسی مستقیم با تهران و کشورهای عربی خلیج فارس است. پکن با ایران روابط راهبردی دارد و همزمان بزرگ‌ترین خریدار نفت منطقه و شریک اقتصادی مهم عربستان و امارات محسوب می‌شود. بنابراین برخلاف بسیاری از قدرت‌های غربی، کانال ارتباطی همزمان با طرف‌های مختلف بحران را در اختیار دارد. این ظرفیت به چین اجازه می‌دهد پیشنهادی چندجانبه مطرح کند که صرفا باز کردن هرمز نباشد، بلکه مجموعه‌ای از تضمین‌های متقابل امنیتی را دربرگیرد.

دومین ابزار چین، اهرم اقتصادی و انرژی است. ثبات هرمز برای خود چین حیاتی است؛ بنابراین پکن انگیزه‌ای جدی برای کاهش ریسک دارد. چین می‌تواند از شرکت‌های بزرگ انرژی و کشتیرانی خود برای ایجاد یک کریدور کشتیرانی با تضمین سیاسی استفاده کند و در مرحله بعد، سایر کشورهای بزرگ آسیایی مانند هند را نیز به آن متصل کند.

سومین ابزار، میانجی‌گری میان ایران و آمریکا است. پکن در گذشته نشان داده که مایل است از نفوذ سیاسی خود برای باز کردن مسیر مذاکرات استفاده کند. در بحران فعلی نیز گزارش‌ها از تلاش چین برای ایفای نقش صلح‌ساز حکایت دارد.

با این حال، محدودیت چین نیز روشن است: پکن نمی‌تواند به‌تنهایی هرمز را بازگشایی کند. امنیت این آبراه در نهایت به تصمیم ایران، وضعیت نظامی منطقه، رفتار آمریکا و اسرائیل و پذیرش کشورهای ساحلی وابسته است. حتی یک ابتکار دیپلماتیک موفق چینی نیز بدون کاهش همزمان تهدیدهای نظامی و ایجاد اعتماد میان طرف‌های درگیر، نمی‌تواند تضمین‌کننده بازگشت فوری کشتیرانی عادی باشد. از این رو، اهمیت رایزنی‌های عراقچی و پیام‌های شی جین‌پینگ را باید در یک چارچوب بزرگ‌تر دید: چین می‌تواند میانجی و تضمین‌کننده سیاسی بازگشایی هرمز باشد، اما نمی‌تواند جای ایران، عمان یا طرف‌های نظامی درگیر را بگیرد. بهترین سناریو برای پکن، شکل‌گیری یک توافق مرحله‌ای است؛ ابتدا توقف حملات و تضمین امنیت کشتی‌ها، سپس ایجاد مسیر عبور مورد توافق ایران و عمان، و در مرحله سوم بازگشت کامل هرمز به وضعیت عادی.