پیام آشتی‌ ابوظبی زیر سایه بی‌اعتمادی

روابط ایران و امارات در سال‌های گذشته، نمونه‌ای از همزیستی میان اختلاف سیاسی و وابستگی اقتصادی بوده است. امارات از یک‌سو یکی از مهم‌ترین شرکای تجاری ایران و محل رفت‌وآمد بخش بزرگی از تجارت منطقه‌ای بوده و از سوی دیگر، در معماری امنیتی خلیج فارس و مناسبات نزدیک با آمریکا و اسرائیل قرار داشته است. در سوی دیگر، تهران نیز امارات را صرفا یک همسایه اقتصادی نمی‌بیند. نقش ابوظبی در شبکه فشار اقتصادی علیه ایران و نزدیکی امنیتی آن به واشنگتن، در کنار نقش این کشور در ترتیبات مرتبط با فشار دریایی و محاصره مسیرهای صادراتی ایران، بر نگاه تهران به سیاست امارات سایه انداخته است.

با این حال، همین فشارها می‌تواند انگیزه‌ای برای بازتعریف روابط باشد. ابوظبی اکنون بیش از گذشته به این واقعیت واقف است که بی‌ثباتی بلندمدت در خلیج فارس، حتی اگر با هدف مهار ایران دنبال شود، در نهایت به تجارت، انرژی، سرمایه‌گذاری و جایگاه منطقه‌ای خود امارات نیز ضربه می‌زند. تلاش این کشور برای توسعه مسیرهای جایگزین صادرات انرژی و تجارت، نشانه‌ای از همین نگرانی است. از این منظر، اظهارات قرقاش را می‌توان تلاشی برای تفکیک همسایگی از رقابت دانست. او می‌گوید آنچه قابل بازگرداندن است باید بازگردانده شود؛ اما مساله اینجاست که پس از جنگ، فهرست خسارت‌ها بسیار طولانی‌تر از گذشته است: تجارت، امنیت دریایی، اعتماد سیاسی و در نهایت تصویری که تهران از نقش ابوظبی در فشارهای خارجی علیه خود دارد.

بنابراین، بازسازی روابط ایران و امارات احتمالا نه با بازگشت فوری اعتماد، بلکه با مدیریت اختلاف‌ها آغاز خواهد شد. اعتماد شاید آخرین چیزی باشد که بازمی‌گردد؛ اما کاهش تنش، بازگشت کانال‌های ارتباطی و فاصله گرفتن از نقش‌آفرینی در پروژه‌های فشار می‌تواند نخستین گام برای بازسازی آن باشد. پرسش اصلی اکنون این است که آیا پیام ابوظبی صرفا یک موضع دیپلماتیک است یا نشانه‌ای از چرخش تدریجی امارات به سمت مدیریت مستقل‌تر رابطه با تهران؟