پارانویای امنیتی، تصمیمگیری در کاخ کرملین را فلج کرده است
استراتژی «شکار جاسوس»
این رویکرد ضداطلاعاتی که ریشه در سنتهای شوروی و تزاری دارد، به «سرویس امنیت فدرال روسیه» اجازه داده تا نفوذ خود را به عمق نهادهای دولتی، شرکتهای خصوصی و جامعه مدنی گسترش دهد. برخلاف گذشته که پروندههای اقتصادی ابزار سرکوب بودند، اکنون اتهامات سنگین «خیانت به کشور» فراگیر شده است؛ بهطوریکه محکومیتهای مربوط به خیانت از سالانه ۱۰ تا ۱۵مورد پیش از جنگ، به صدها پرونده در سالهای اخیر رسیده و رکوردهای کمنظیری را ثبت کرده است. این موج سرکوب، مقامات عالیرتبه در وزارتخانههای حساس مانند دفاع و توسعه دیجیتال، کارمندان آژانسهای فدرال و مدیران غولهای انرژی نظیر «گازپروم» را نیز به اتهامات مختلف در بر گرفته تا نشان دهد هیچکس از دسترس دستگاه امنیتی مصون نیست.
ریشههای این تفکر به دکترین شوروی و مفهوم «پوشش ضداطلاعاتی» بازمیگردد که در آن واحدهای نظامی، صنایع کلیدی و نهادهای اداری تحت نظارت سرزده و پیشگیرانه ماموران امنیتی قرار میگیرند. اگرچه این مدل در نیل به اهداف سیاسی فوری کرملین موثر بوده و نخبگان را به اطاعت کامل وادار کرده است، اما هزینههای حکمرانی بسیار سنگینی به همراه دارد. مهمترین محصول این پارانویا، «فلج شدن سیستم اداری و تصمیمگیری» در روسیه است. از ترس پیگردهای قضایی و اتهام خیانت، بوروکراتها و مدیران صنعتی از اتخاذ هرگونه تصمیم مستقل یا طرح ابتکار عمل خودداری میکنند. سانسور و خودسانسوری شدید سبب شده تا بیش از ۱۴آژانس دولتی از جمله «روساستات» (سازمان آمار)، خزانهداری و بانک مرکزی انتشار دادههای حیاتی کشور نظیر آمارهای جمعیتی، حقوق کارمندان، دادههای مربوط به جرم و جنایت، ذخایر بینالمللی و آمار تولید نفت و گاز را متوقف یا محدود کنند.
این پنهانکاری آماری حتی به سطوح بالای کرملین نیز سرایت کرده است؛ تا جایی که پوتین بهدلیل گزارشهای نادرست یا ناکامل، از بحرانهای واقعی مانند کمبود شدید بنزین در کریمه بیخبر میماند. علاوه بر این، قطع ارتباط علمی و فناوری با نهادهای بینالمللی، سختگیری بر پروژههای دارای مشارکت خارجی و محدودسازی شرکتهای فناوری مانند «کلودفلر»، صنایع حیاتی نظیر مراکز داده و زیرساختهای محاسباتی را دچار آسیب جدی کرده است. در نهایت، کرملین در دو راهی میان «کنترل سیاسی بیشتر» و «حکمرانی موثرتر»، همواره کنترل بیشتر را انتخاب کرده است. این روند با قطع حلقههای بازخورد اطلاعاتی واقعی، توانایی دولت را برای درک حقایق جامعه و اقتصاد تضعیف میکند. در درازمدت، این فلج عمومی در میان نخبگان و مسوولان، رژیم پوتین را در مواجهه با بحرانهای غیرمنتظره سیاسی فوقالعاده آسیبپذیر خواهد ساخت.