سه خبر و یک درس

حالا، به گزارش هولمن جنکینز در وال‌استریت ژورنال، «دموکرات‌ها ناگزیر دست به ضدحمله زده‌اند... ایده‌هایی با استیصال برای بازگرداندن صلح مطرح می‌شوند».واضح است که هیچ‌یک از اینها ربطی به مساله ادعایی ضدانحصار ندارد؛ یعنی همان «ادعای مضحک اینکه شرکت‌ها قصد دارند کسب‌وکار رو به افول تلویزیون کابلی و سینمای اکران را به انحصار خود درآورند». درس ماجرا: قوانین ضدانحصار اکنون کاملا به ابزاری برای سیاستمداران تبدیل شده‌اند تا از کسب‌وکارها حمایت سیاسی بگیرند و دیگر هیچ ارتباطی با حفاظت از مصرف‌کنندگان در برابر انحصار ندارند.

دوم، کالیفرنیا همچنین رهبری چهار ایالت را در طرح دعوایی ۱.۴تریلیون‌دلاری علیه شرکت متا بر عهده دارد؛ با این ادعا که متا درباره خطرات شبکه‌های اجتماعی برای سلامت روان نوجوانان، افکار عمومی را گمراه کرده است. این پرونده به سیل عظیمی از دعاوی خصوصی چندمیلیون‌دلاری می‌پیوندد. ایده‌ها را کنار هم بگذارید: شبکه‌های اجتماعی اعتیادآورند، درست مثل هروئین و سیگار، اما نه مثل بازی‌های ویدئویی و کتاب‌های مصور. شبکه‌های اجتماعی خطری فراگیر برای سلامت روان هستند. و «شرکت‌های بزرگ» از ابتدا همه اینها را می‌دانستند و برای پنهان کردن آن توطئه کرده‌اند. همه قربانی‌اند. رفتارهای احمقانه نوجوانان تبدیل شده است به بحران سلامت روان. این دقیقا همان فضای فکری سال ۲۰۲۲ است. حالا موج هیستری به استفاده جوانان از هوش مصنوعی برای تقلب در تکالیف مدرسه و ناتوانی آنها در یادگیری خواندن و جمع‌زدن رسیده است. اما هنوز دیر نشده تا پول متا را بگیریم و به‌جای مراکز داده، آن را صرف آپارتمان‌های یک‌میلیون‌دلاری برای بی‌خانمان‌ها یا مشاوران قطارهای پرسرعت کنیم؛ البته چند‌میلیارد دلار هم بابت حق‌الوکاله و هزینه‌های حقوقی کنار بگذاریم.

از همه خنده‌دارتر اینکه دادستان‌های کل ایالت‌ها شرکت را متهم می‌کنند که فیسبوک و اینستاگرام را «برای به حداکثر رساندن سود طراحی کرده است». البته که می‌توان شرکت را دقیقا به خاطر انجام ندادن همین کار هم مورد شکایت قرار داد. راندآپ، پودر تالک، واکسن‌ها و اوتیسم، شرکت‌های بزرگ نفتی که حقیقت تغییرات اقلیمی را پنهان کردند. نظام دعاوی حقوقی این روزها چندان وضعیت خوبی ندارد.

سوم، شرکت فیلیپس ۶۶ اعلام کرده است که قصد دارد خط لوله‌ای به ارزش ۶‌میلیارد دلار احداث کند تا بنزین را از تگزاس به کالیفرنیا صادر کند. کالیفرنیا زمانی نفت تولید و پالایش می‌کرد و حتی نفت صادر می‌کرد. اما این ایالت تقریبا این فعالیت‌ها را متوقف کرده و اکنون ۷۵درصد نفت و بنزین خود را وارد می‌کند. تنها در سال گذشته دو پالایشگاه تعطیل شدند. قیمت بنزین به‌طور متوسط به ۵.۶دلار برای هر گالن رسیده است. با کنار گذاشته شدن واردات از آسیا و خاورمیانه، تنها چیزی که تاکنون کالیفرنیا را سرپا نگه داشته، واردات دریایی از تگزاس بوده است. اما این واردات تنها به لطف معافیت موقت دولت ترامپ از قانون جونز امکان‌پذیر شده است. در حالت عادی، حمل‌ونقل میان بنادر آمریکا باید با کشتی‌های آمریکایی انجام شود و چنین کشتی‌هایی اساسا وجود ندارند. (هر وقت کسی از «سیاست صنعتی برای امنیت ملی» صحبت کند، پاسخ من همیشه «قانون جونز» خواهد بود)

پس، ممنون از فیلیپس که حاضر شده ۶‌میلیارد دلار هزینه بیهوده صرف کند تا کالیفرنیا را از پیامدهای زخم‌هایی که خودش بر پیکر خود زده نجات دهد. و کالیفرنیا، برایم توضیح بده که دقیقا انتقال استخراج و پالایش نفت از کالیفرنیا به تگزاس چگونه قرار بود به وضعیت اقلیم کمک کند. باورنکردنی‌تر اینکه گاوین نیوسام، فرماندار کالیفرنیا، گفته است که مانع اجرای این پروژه نخواهد شد. حالا باید ببینیم آیا این پروژه از هزارتوی حقوقی و مقرراتی کالیفرنیا جان سالم به در می‌برد یا نه. بخش مربوط به کالیفرنیا در این خط لوله صرفا مستلزم آن است که جریان نفت در جهت مخالف حرکت کند؛ این خود تفسیری تاسف‌بار از وضعیت کالیفرنیاست،

اما در‌عین‌حال فرصت کمتری برای طرح دعاوی زیست‌محیطی باقی می‌گذارد. ممکن است همه اینها را صرفا سه داستان از مجموعه غرولندهای هفتگی من، به‌عنوان یک اقتصاددان لیبرتارین درباره ناکارآمدی دولت بدانید. و البته همین هم هست. اما بیایید آنها را در چارچوب بحث درباره هوش مصنوعی قرار دهیم؛ این بحث که آیا باید از «سیاستگذاران» بخواهیم «همین حالا اقدام کنند» تا «هوش مصنوعی را به مسیری هدایت کنند که در کنار انسان‌ها مکمل آنها باشد و به نفع جامعه عمل کند». اصلا چیزی به نام «سیاستگذار» وجود ندارد. من از این واژه متنفرم. چیزی که وجود دارد، سیاستمداران، وکلا، نهادهای تنظیم‌گر، قانون‌گذاران، گروه‌های فشار، لابی‌گران و دادگاه‌ها هستند. و این دقیقا همان کسانی‌اند که ضدانحصار، فناوری شبکه‌های اجتماعی و انرژی را به این شکل «هدایت» می‌کنند. واقعا می‌خواهید همین افراد هوش مصنوعی را هم «هدایت» کنند؟ شما با همان ارتشی به جنگ می‌روید که در اختیار دارید. هوش مصنوعی را هم با همان دولت مقررات‌گذاری‌ای هدایت خواهید کرد که در اختیار دارید. نمی‌توانید یک اشرافیت خردمند، غیرسیاسی، خیرخواه و تکنوکرات را وارد داستان کنید که (درست مانند کمونیسم) مشکلش فقط این است که هنوز به شکل درست اجرا نشده است.

* اقتصاددان