تنگنای ژئوپلیتیک ریاض

پیامدهای اقتصادی این وضعیت بسیار سنگین است. درحالی‌که پیش‌تر روزانه حدود ۵‌میلیون بشکه نفت از مسیر ینبع روانه بازارهای جهانی می‌شد، اکنون پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که حجم صادرات از طریق بندر «سیدی کریر» مصر تا پایان ماه اوت به زحمت به ۶۷۰هزار بشکه در روز می‌رسد. در کنار این بحران، حوثی‌ها به کشتی‌های مرتبط با عربستان حمله کرده‌اند و مسوولیت حملاتی به زیرساخت‌های انرژی و فرودگاه نجران را نیز بر عهده گرفته‌اند؛ مجموعه‌ای که امنیت ملی و دسترسی دریایی ریاض را با خطر جدی روبه‌رو کرده است.

به نوشته «فیدان ابراهیمُوا» در «مدرن دیپلماسی»، ریاض باید محاسبات خود را بر اساس درس‌های تلخ سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ تنظیم کند. مداخله نظامی گذشته به باتلاقی پرهزینه تبدیل شد که نه تنها حوثی‌ها را از بین نبرد، بلکه توان نظامی آنها و پیوندهایشان با تهران را عمیق‌تر کرد. آغاز یک عملیات زمینی گسترده در مقطع کنونی نیز اشتباهی راهبردی خواهد بود. حوثی‌ها با استفاده از جنگ نامتقارن، پهپادها و موشک‌ها، توانسته‌اند معادلات بازدارندگی جدیدی خلق کنند. ورود نیروهای سعودی به یمن، آنها را درگیر جنگی چریکی و فرسایشی خواهد کرد؛ سناریویی شبیه به تجربه آمریکا در افغانستان که نشان داد برتری نظامی متعارف در برابر نیروهای محلی، لزوما به موفقیت استراتژیک ختم نمی‌شود.

بهترین راهبرد برای ریاض، در پیش گرفتن رویکردی میانه، یعنی اعمال فشار نظامی به رهبری نیروهای بومی یمن است. در این سناریو، عربستان مستقیما زیرساخت‌های پرتاب موشک و توان دریایی حوثی‌ها را هدف قرار می‌دهد؛ اما بار اصلی نبرد زمینی را بر دوش نیروهای هم‌پیمان یمنی می‌گذارد که شناخت بسیار بهتری از عوارض زمین و شرایط محلی دارند. این استراتژی ضمن جلوگیری از درگیری مستقیم و تشدید تنش منطقه‌ای، احتمال گرفتار شدن ارتش عربستان در جنگ فرسایشی را کاهش می‌دهد. در این الگو، ریاض صرفا نقش پشتیبان اطلاعاتی، مالی، هوایی و لجستیک را ایفا خواهد کرد.