شوک جنگ به جهان

نشریه ‌‌فارن‌افرز‌‌ در بررسی پیامدهای بحران هرمز تاکید می‌کند که با وجود بسته‌بودن ماه‌ها‌ی این تنگه، که مسیر عبور حدود یک‌پنجم نفت و LNG جهان است، بازار انرژی برخلاف پیش‌بینی‌ها با بحران شدیدی مواجه نشده و اقتصاد جهانی نیز از رکود ناشی از شوک انرژی در امان مانده است. با این حال، این وضعیت به معنای بی‌اهمیت بودن خطرات اختلال انرژی نیست. به نوشته این نشریه، ‌‌مازاد عرضه پیش از جنگ، ذخایر بالای نفت، خطوط لوله جایگزین عربستان و امارات، ذخایر اضطراری و تجاری و کاهش واردات نفت چین‌‌ مهم‌ترین عوامل ایجاد این تاب‌آوری بودند. اما این سپرها به‌تدریج در حال فرسایش‌ هستند: ذخایر کاهش یافته، تقاضا رو به افزایش است، مسیرهای جایگزین آسیب‌پذیرتر شده‌اند و برخی زیرساخت‌های انرژی نیز آسیب دیده‌اند.

فارن‌افرز هشدار می‌دهد اگر درگیری تشدید شود یا تنگه برای مدت طولانی همچنان ناامن بماند، با توجه به کمبود فزاینده فرآورده‌هایی مانند ‌‌دیزل و سوخت جت‌‌، قیمت نفت می‌تواند به‌طور محسوسی افزایش یابد. حتی کاهش درگیری نیز لزوما به معنای بازگشت امنیت پایدار کشتیرانی در هرمز نیست. بنابراین، ‌‌مرحله دوم بحران هرمز می‌تواند بسیار مخرب‌تر از مرحله نخست باشد‌. جهان باید از تجربه پنج ماه گذشته برای بازسازی ذخایر، تقویت مسیرهای جایگزین و سرمایه‌گذاری بیشتر در امنیت انرژی استفاده کند.

همچنین این نشریه در ادامه نوشت، با وجود بسته‌شدن تقریبا چهارماهه تنگه هرمز در پی حملات آمریکا و اسرائیل، بازار نفت برخلاف پیش‌بینی‌ها با جهش شدید قیمت مواجه نشد و برنت عمدتا حوالی ۱۰۰دلار باقی ماند و حتی پس از بسته‌شدن دوباره تنگه در ژوئیه به حدود ۸۰دلار کاهش یافت. چند عامل اصلی مانع شکل‌گیری بحران شدید نفتی شد. نخست، بازار پیش از بحران با ‌‌موجودی نسبتا بالا، افزایش تولید اوپک و مازاد عرضه‌‌ مواجه بود. افزایش قیمت نیز مصرف نفت را کاهش داد و حدود پنج‌میلیون بشکه در روز از تقاضای سه‌ماه دوم کاست. دوم، ‌‌عربستان و امارات‌‌ از خطوط لوله جایگزین هرمز استفاده کردند و بیش از پنج‌میلیون بشکه در روز نفت را از مسیرهای غیرهرمزی به بازار رساندند. همچنین ادامه صادرات ایران تا اواخر آوریل، شدت کمبود را کاهش داد. عامل مهم دیگر، ‌‌آزادسازی ذخایر نفتی‌‌ بود. برداشت از ذخایر تجاری و آزادسازی ذخایر اضطراری اعضای آژانس بین‌المللی انرژی در مجموع حدود پنج تا شش‌میلیون بشکه در روز از اختلال عرضه را جبران کرد. همزمان، افزایش تولید و صادرات آمریکا نقش این کشور را در بازار جهانی نفت پررنگ‌تر کرد. چین نیز با کاهش واردات، توقف خرید برای ذخایر و محدودکردن صادرات فرآورده‌های نفتی، فشار بر بازار جهانی را کاهش داد.‌‌ در بازار LNG نیز با وجود اختلال در صادرات قطر، افزایش تولید آمریکا، عرضه بیشتر نیجریه و مالزی، کاهش تقاضای آسیا و ظرفیت بالاتر واردات LNG در اروپا، مانع جهش مشابه بحران ۲۰۲۲ شد.

بحران هرمز نشان داد جغرافیای جدید انرژی، ‌‌برندگان و بازندگان شوک‌های نفتی را تغییر داده است‌‌. آمریکا به‌دلیل کاهش شدت مصرف نفت، افزایش چشم‌گیر تولید داخلی و تبدیل‌شدن به صادرکننده عمده، نسبت به گذشته در برابر شوک‌های جهانی مقاوم‌تر شده است. در بازار گاز نیز تولید فراوان داخلی و استقلال نسبی بازار آمریکا، این کشور را تا حد زیادی از جهش قیمت جهانی LNG مصون نگه داشت؛ وضعیتی که می‌تواند انگیزه واشنگتن برای خویشتن‌داری ژئوپلیتیک را کاهش دهد.

در مقابل، ‌‌چین به بازیگری کلیدی در ثبات بازار انرژی تبدیل شده است‌‌. این کشور با کاهش واردات و در اختیار داشتن ذخایر عظیم نفت، می‌تواند بر عرضه و قیمت جهانی اثر بگذارد و حتی از این ظرفیت به‌عنوان اهرم ژئوپلیتیک استفاده کند. اما بار اصلی بحران به کشورهای فقیرتر و واردکننده نفت منتقل شده است. اقتصادهای نوظهور، به‌ویژه در آسیا، با کاهش اجباری مصرف، سهمیه‌بندی، افزایش قیمت سوخت و فشار بر بودجه‌های عمومی مواجه شدند. بنابراین، قیمت جهانی نسبتا پایین نفت الزاما نشانه بحران خفیف‌تر نیست، بلکه ‌‌بخشی از هزینه بحران به کشورهای آسیب‌پذیرتر منتقل شده است‌‌.

به گزارش فارن‌افرز، بحران هرمز هنوز پایان نیافته، اما یک هشدار مهم دارد: ‌‌تاب‌آوری پنج ماه گذشته نباید موجب اعتمادبه‌نفس کاذب شود‌‌. کاهش ذخایر جهانی نفت، افزایش تقاضا و آسیب‌پذیری مسیرهای جایگزین، توان اقتصاد جهانی برای مقابله با شوک بعدی را کاهش داده است. برای افزایش تاب‌آوری، متن پنج ستون اصلی را برمی‌شمارد: ‌‌کاهش مصرف نفت، تنوع‌بخشی به عرضه، بازارهای یکپارچه، افزایش تولید داخلی و حمایت از کشورهای آسیب‌پذیر‌‌. مهم‌ترین خط دفاعی، کاهش وابستگی به نفت از طریق بهره‌وری انرژی، خودروهای برقی و حمل‌ونقل عمومی است. در کنار آن، دولت‌ها باید در ذخایر راهبردی، خطوط لوله و بنادر جایگزین و ظرفیت پالایش داخلی سرمایه‌گذاری کنند؛ اقداماتی که در شرایط عادی پرهزینه به نظر می‌رسند، اما هنگام بحران نقش بیمه را دارند.

تنوع مسیرها و منابع انرژی‌‌ نیز اهمیت حیاتی دارد. توسعه خطوط لوله، افزایش قراردادهای بلندمدت LNG و گسترش زیرساخت‌های صادراتی و وارداتی می‌تواند وابستگی به یک مسیر یا تامین‌کننده را کاهش دهد. همچنین باید از یکپارچگی بازارهای انرژی و عملکرد سازوکار قیمت‌ها جلوگیری نکرد؛ زیرا بازارها در بحران می‌توانند منابع محدود را به مناطقی که بیشترین نیاز را دارند منتقل کنند.

تجربه آمریکا نشان داد ‌‌تولید داخلی و سبد متنوع انرژی‌‌ مزیت استراتژیک ایجاد می‌کند؛ اما تاب‌آوری صرفا به تولید بیشتر نفت و گاز محدود نیست و انرژی هسته‌ای و تجدیدپذیر را نیز شامل می‌شود. در نهایت، حمایت از کشورهای فقیرتر ضروری است؛ زیرا انتقال هزینه بحران به آسیب‌پذیرترین کشورها می‌تواند بی‌ثباتی ایجاد کند. پیام اصلی متن این است که ‌‌خطر واقعی، نه بحران گذشته، بلکه تصور مصونیت در برابر بحران بعدی است‌‌. شوک‌های انرژی همچنان ابزار قدرت ژئوپلیتیک هستند و جهان باید پیش از بحران بعدی، سپرهای خود را تقویت کند.

آشکار شدن نقاط ضعف واشنگتن

نشریه ‌‌فارن‌پالیسی‌‌ نیز در گزارشی با بررسی روند جنگ ایران و آمریکا، تصویری از ‌‌آسیب‌پذیری‌های فزاینده ایالات متحده‌‌ ارائه می‌دهد و معتقد است جنگ، برخلاف تصور اولیه از برتری مطلق نظامی واشنگتن، محدودیت‌های ارتش آمریکا را آشکار کرده است. این نشریه با اشاره به اظهارات محمدرضا نقدی درباره ضعیف‌تر بودن ارتش آمریکا از برآوردهای ایران، تاکید می‌کند که تهران، با وجود حملات گسترده آمریکا و اسرائیل، بخش مهمی از توان نظامی خود را حفظ کرده و همچنان قادر به تهدید نیروهای آمریکایی، کشورهای منطقه و تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز است.

به نوشته فارن‌پالیسی، یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف آمریکا ‌‌فرسایش ذخایر تسلیحاتی‌‌ است و جنگ، ‌‌اعتبار تضمین امنیتی آمریکا در خاورمیانه‌‌ را تضعیف کرده است. حملات ایران به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، برخی کشورهای خلیج فارس را به بازنگری در ارزش میزبانی نیروهای آمریکایی و جست‌وجوی ترتیبات امنیتی جدید سوق داده است؛ از جمله نزدیک‌تر شدن عربستان به ترکیه و پاکستان.

بر اساس این گزارش، جنگ از اهداف اولیه خود فاصله گرفته و اکنون ‌‌تسلط بر تنگه هرمز‌‌ به مساله محوری تبدیل شده است. همزمان، ادعاهای دونالد ترامپ درباره کنترل هرمز با واقعیت کاهش شدید تردد کشتی‌ها همخوانی ندارد. از نگاه این نشریه، نبود چشم‌انداز روشن برای صلح و تداوم وضع موجود می‌تواند آسیب‌پذیری‌های آمریکا را عمیق‌تر کند و فرصت بیشتری برای بهره‌برداری تهران و دیگر رقبای واشنگتن از این نقاط ضعف فراهم آورد.