الجزیره تلاشها برای تثبیت تفاهمنامه را بررسی کرد؛
گذار از مناقشه به مهار دیپلماتیک
این شبکه در ادامه نوشت: درحالیکه واشنگتن و تهران وارد یک دوره ۶۰ روزه برای مذاکره در مورد یک توافق دائمی برای حل و فصل این مناقشه میشوند، یک سوال اساسی مطرح میشود: آیا این یادداشت تفاهم گام واقعی به سوی صلح پایدار است یا فقط یک مکانیسم موقتی برای به تعویق انداختن درگیری؟ برخی تحلیلگران این تفاهمنامه را «توافقی از سر اجبار» میبینند؛ یعنی، آتشبس ناشی از درد مشترک و نه حرکتی به سمت ایجاد اعتماد.
آستانه مشترک درد
الجزیره در ادامه نوشت: در نظریه حل و فصل منازعات، طرفهای درگیر به ندرت برای جستوجوی صلح به میز مذاکره میآیند؛ آنها زمانی به این مرحله میرسند که به «بنبست دردناک مشترک» برخورد کرده باشند و چنین به نظر میرسد در مورد ایالات متحده و ایران نیز همین اتفاق افتاده است. خالد الجابر، مدیر شورای امور جهانی خاورمیانه در گفتوگو با الجزیره عنوان کرد که جنگ سهماهه منطقه را از طریق درگیریهای مستقیم دولتی دگرگون کرد، زیرساختها را ویران ساخته و زنجیرههای تامین جهانی را از آسیا تا اروپا مختل کرد. طی این جنگ که از ۲۸ فوریه آغاز شد و رسما با امضای یادداشت تفاهم در ۱۷ ژوئن متوقف شد، حدود ۷۲۰۰ موشک شلیک شد که تقریبا ۸۰ درصد آنها زیرساختهای غیرنظامی را هدف قرار داد.
وی افزود: «این امر نشاندهنده استراتژی ایران برای افزایش هزینه جنگ برای ایالات متحده و منطقه از طریق هدف قرار دادن مستقیم شهرهای عربی خلیج فارس بود. با ادامه جنگ، ایالات متحده همچنین به طور فزایندهای تحتتاثیر سیاست داخلی و پیامدهای اقتصادی جهانی قرار گرفت، که محدودیتهای شدید قدرت نظامی این کشور را نشان داد.» از سوی دیگر، نبیل خوری، دیپلمات سابق ایالات متحده، به الجزیره گفت: «این جنگ نشان داد که قدرت و استفاده از زور محدودیت دارد. این به آن معناست که قدرت لزوما به معنای تاثیرگذاری نیست. شما میتوانید قویترین ارتش جهان را داشته باشید، اما اگر نتوانید سیاست یک دولت دیگر را تغییر دهید، قدرت شما به تاثیر واقعی تبدیل نشده است.»
تفاوت ساختاری صلح در لبنان و غزه
در ادامه گزارش الجزیره در این رابطه آمده است: تحلیلگران میگویند که میان توافق فعلی ایالات متحده و ایران و توافقات آتشبس سال ۲۰۲۵ در غزه و لبنان تفاوت ساختاری اساسی وجود دارد. توافق آتشبس غزه در اکتبر ۲۰۲۵ شامل خروج تدریجی و مبادله زندانیان بین اسرائیل و حماس بود که قرار بود خشونتها را در سرزمینهای فلسطینی کاهش دهد. اما طی ۲۶۰ روز گذشته، اسرائیل ۳۴۶۵ بار این توافق را نقض کرده و ۱۰۴۵ فلسطینی به شهادت رسانده و ۳۳۸۰ نفر را زخمی کرده است. توافق آتشبس لبنان که توسط ایالات متحده در نوامبر ۲۰۲۴ میانجیگری شده نیز بارها توسط اسرائیل نقض شده است. این در حالی است که تحلیلگران میگویند که اسرائیل از چارچوب آتشبس در لبنان و غزه برای شکلدهی ترتیبات امنیتی به نفع خود استفاده کرده است و حملات هوایی مداوم این رژیم به لبنان از زمان امضای توافق، خود گواهی بر این مساله است.
نگار مرتضوی، پژوهشگر ارشد مرکز سیاست بینالملل، در گفتوگو با الجزیره عنوان کرد که آتشبسهای غزه و لبنان ذاتا ناقص هستند، چرا که شامل بازیگران غیردولتی با «ساختارهای فرماندهی شکسته و مراکز قدرت رقابتی متعدد» هستند. در مقابل، یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و ایران «زنجیرههای فرماندهی واضح و توانایی مذاکره مستقیم» را نشان میدهد. علاوه بر این، هر دو کشور با موانع اقتصادی در پی جنگ اخیر روبهرو هستند. وی گفت که اکنون هم واشنگتن و هم تهران «بیشتر از فروپاشی دیپلماسی متضرر خواهند شد تا از سازشهایی که برای حفظ تفاهم لازم است.»
چشماندازهای سیاسی
الجزیره در ادامه عنوان کرد که ضعف فعلی یادداشت تفاهم آمریکا و ایران تنها به تنشهای نظامی منطقهای مربوط نمیشود، بلکه به چشماندازهای سیاسی داخلی در هر دو کشور نیز مرتبط است. عبدالقادر فایز، خبرنگار الجزیره و پژوهشگر در مطالعات ایرانی، به تفاوت بین متن کنونی توافق و تجربههای پیشین در زمینه دیپلماسی میان دو کشور اشاره کرده و گفت: «در سال ۲۰۱۵، باراک اوباما، رئیسجمهور سابق ایالات متحده، توافق هستهای را با بال جناح دیپلماتیک معتدل ایران امضا کرد. این در حالی است که اکنون به نظر میرسد ایالات متحده با نظامیان سروکار بیشتری دارد.»
یک تحلیلگر ایرانی نیز در این رابطه گفت که برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در سال ۲۰۱۵ یک «پروژه اصلاحطلب-دموکراتیک» بود که از منظر دیپلماتیک زیبا، اما از نظر داخلی برای هر دو کشور ایران و ایالات متحده شکننده به حساب میآمد. وی به الجزیره گفت: «اما این یادداشت تفاهم تصویر معکوسی ارائه میدهد: این تفاهمنامه معاملهای است میان نهادهای امنیتی سختگیر ایران و کاخ سفید تحت سلطه جمهوریخواهان تندرو. این مساله باعث میشود که تفاهمنامه فعلی کمتر مورد بازبینی قرار بگیرد، اما در عین حال سبب میشود که این موافقتنامه پتانسیل بیشتری برای دوام داشته باشد.»
الجزیره در ادامه عنوان کرد که با وجود اینکه آتشبس ایران و ایالات متحده بهطور رسمی برقرار است، حملات محدود و اتهامات متقابل در منطقه ادامه دارد، از جمله حملات به بنادر جنوبی ایران توسط ایالات متحده و تبادل آتش در منطقه خلیج فارس. تحلیلگران معتقدند که این تحولات نه نشانهای از فروپاشی قریبالوقوع چارچوب توافق، بلکه نشاندهنده گسترش خشونتبار دیپلماسی هستند. اوضاع و احوال فعلی مرحلهای خطرناک، اما آشنا از چانهزنی پس از جنگ است که در آن هر دو طرف در حال آزمایش مرزها و آستانههای تحمل یکدیگر هستند، اما همزمان مراقبند که جنگ را دوباره آغاز نکنند. در چنین چارچوبی، هر طرف تمام تلاش خود را بر به حداکثر رساندن منافع و کاهش امتیازدهی طی مراحل متعدد مذاکرات میگذارد. وی در ادامه گفت: «البته ریسک اصلی اما این است که این نوع چانهزنی قهری بهراحتی میتواند دچار دور باطل تسلسل شود.»