از سرمایهگذاری تا نوآوری مشترک؛
چرا غولهای خودروسازی جهان چشم به چین دوختهاند؟
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- نیلوفر ادیبنیا: جایگاه چین در عرصه خودروسازی جهان با شتابی خیرهکننده در حال دگرگونی است. این کشور که در گذشته صرفا کانون مونتاژ و بازاری بزرگ برای فروش خودرو تلقی میشد، امروزه به یکی از قطبهای اصلی پژوهش، توسعه و نوآوری در صنعت خودرو تبدیل شده است.
این چرخش راهبردی، خودروسازان برتر جهان را بر آن داشته تا به دنبال برقراری همکاریهای عمیقتر و بلندمدت با همتایان چینی خود باشند.
براساس گزارشی از گلوبالتایمز، توافقنامههای اخیر گواهی روشن بر این رویکرد تازه است. شرکتهای سایک موتور و جنرال موتورز پیمان همکاری مشترک خود را برای ۲۰ سال دیگر، یعنی تا سال ۲۰۴۷ تمدید کردهاند. همزمان، هوندا و گروه خودروسازی گاک نیز شراکت خود را تا سال ۲۰۳۸تداوم بخشیدهاند.
این تصمیمها نه تنها نشان از اعتماد به بازار پهناور چین دارد، بلکه مهر تاییدی بر توانمندیهای رو به رشد این کشور در عرصه فناوری به شمار میرود.
پیشرفت چین بهویژه در حوزه خودروهای با انرژی نو، سامانههای رانندگی هوشمند، فناوری باتری، نرمافزار و هوش مصنوعی فوقالعاده سریع بوده است.
طی شش ماه نخست سال ۲۰۲۶، صادرات خودروی چین از مرز ۵ میلیون دستگاه گذشت که ۲.۳۵ میلیون دستگاه از آن را خودروهای با انرژی نو تشکیل میدادند. علاوه بر این، چین در یک دهه گذشته پیشتاز ثبت و انتشار اختراعات خودروسازی در سطح جهان بوده است؛ بهطوری که شمار اختراعات ثبتشده در حوزه خودروهای با انرژی نو بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵ بیش از دو برابر شده که گواهی بر جهش ظرفیتهای نوآورانه این کشور است.
یکی از برجستهترین مزایای چین، پیوند تنگاتنگ میان پژوهش، خطوط تولید و تقاضای واقعی بازار است. این زیرساخت سبب میشود فناوریهای نوظهور با سرعتی بالا از مقطع آزمایشگاهی به مرحله تولید انبوه برسند؛ در همین حال، رقابت فشرده در بازار داخلی، شرکتها را به ارتقای کیفیت و تعدیل هزینهها وا میدارد.
از سوی دیگر، زنجیره تامین یکپارچه و گسترده چین مزیت رقابتی شایان توجهی خلق کرده است. براساس ارزیابی آژانس بینالمللی انرژی، هزینه ساخت خودروهای برقی باتریدار در چین بیش از ۳۰ درصد ارزانتر از اقتصادهای پیشرفته تمام میشود که علت اصلی آن دسترسی به باتریهای ارزانتر و شبکه تأمین بسیار کارآمد است.
علاوه بر این، برندهای چینی در حال خلق الگوهای تجاری نوآورانهای هستند؛ به عنوان نمونه، شرکت شیائومی خودروهای برقی خود را به گوشیهای هوشمند، نرمافزارها و تجهیزات خانههای هوشمند متصل ساخته است.
شرکت نیو نیز کارخانههایی با سطح بالایی از اتوماسیون و خودکارسازی تاسیس کرده، و شرکت بیوایدی فناوریهای شارژ فوقسریع را به کمال رسانده است. این دگرگونیها فشاری مضاعف بر خودروسازان سنتی جهان وارد آورده است؛ غولهایی که هنوز به تولید خودروهای بنزینی و چرخههای سنتی توسعه محصول وابستهاند.
از این رو، تعامل و همکاری با خودروسازان چینی بیش از هر زمان دیگری حیاتی به نظر میرسد. تویوتا نمونهای بارز از این چرخش راهبردی است. این خودروساز در قالب راهبرد «با چین، برای چین»، سهم متخصصان و تیمهای چینی را در مدیریت، پژوهش و توسعه، و همچنین طراحی و ساخت محصولات بهشدت افزایش داده است. کارخانه تسلا در شانگهای نیز دیگر یک مرکز مونتاژ ساده نیست، بلکه به یکی از ارکان کلیدی زنجیره تامین جهانی و روند توسعه محصولات جدید این شرکت بدل شده است.
چشمانداز کلی کاملا شفاف است: غولهای خودروسازی جهان در حال گذر از شعار «ساخت در چین» به سمت «پژوهش در چین» و «نوآوری در چین» هستند. همزمان با شتاب گرفتن جریان برقیسازی، توسعه خودروهای هوشمند و بهکارگیری هوش مصنوعی، تعامل و پیوند عمیقتر با صنعت خودروسازی چین برای شرکتهایی که خواهان حفظ موقعیت رقابتی خود در بازار جهانی هستند، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر به شمار میرود.