سرمایهگذاری جهانی برای کاهش ریسک انتقال انرژی افزایش یافت؛
بازگشت عصر خطوط لوله نفت
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمدامین مکرمی: در شرایطی که بازار جهانی انرژی با افزایش نااطمینانیهای ژئوپلیتیک و نگرانی درباره امنیت مسیرهای انتقال روبهرو است، خطوط لوله نفت بار دیگر به یکی از مهمترین محورهای سرمایهگذاری زیرساختی در جهان تبدیل شدهاند.
کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده انرژی تلاش میکنند با توسعه مسیرهای زمینی انتقال نفت، انعطافپذیری شبکههای انرژی خود را افزایش دهند و وابستگی به برخی مسیرهای محدود دریایی را کاهش دهند.
خطوط لوله نفت در خاورمیانه سابقهای چند دههای دارند و بسیاری از آنها در واکنش به تحولات سیاسی و اقتصادی گذشته شکل گرفتهاند. پس از بسته شدن کانال سوئز در جریان جنگ ششروزه اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۶۷، مصر و کشورهای خلیج فارس طرح ایجاد مسیری جایگزین برای انتقال نفت را دنبال کردند.
این تلاشها در نهایت به ساخت خط لوله سومد در مصر انجامید که دریای سرخ را به دریای مدیترانه متصل میکند. چند سال بعد نیز عربستان سعودی با هدف ایجاد یک مسیر صادراتی مستقلتر، خط لوله شرق-غرب را از میدانهای نفتی این کشور در نزدیکی خلیج فارس به ساحل دریای سرخ احداث کرد.
به نوشته اکونومیست، اهمیت این زیرساختها در سالهای اخیر و همزمان با افزایش ریسکهای منطقهای بیشتر شده است. شرکت آرامکو عربستان اعلام کرده است که زیرساختهای راهبردی این کشور، از جمله خط لوله شرق-غرب، توانستهاند بخشی از آثار اختلال در مسیرهای انتقال نفت را کاهش دهند.
عملکرد مالی این شرکت نیز در سه ماه دوم سال تحت تاثیر افزایش قیمت نفت تقویت شد؛ بهطوری که رشد سود عملیاتی آن نسبت به مدت مشابه سال قبل افزایش یافت.
اکنون کشورهای منطقه در حال بررسی پروژههای جدید برای توسعه شبکه انتقال انرژی هستند. امارات متحده عربی قصد دارد ظرفیت خط لوله حبشان-فجیره را افزایش دهد تا امکان انتقال نفت بیشتری خارج از مسیرهای سنتی فراهم شود.
همچنین برنامههایی برای ارتقای خطوط انتقال میان عراق و سوریه مطرح شده و برخی شرکتهای بزرگ انرژی نیز در حال بررسی فرصتهای سرمایهگذاری در مسیرهای جدید منطقهای هستند.
این روند تنها به خاورمیانه محدود نیست و بخشی از یک موج جهانی توسعه خطوط لوله به شمار میرود. بر اساس دادههای موسسه «گلوبال انرژیمانیتور»، حدود ۱۲ هزار و ۳۰۰ کیلومتر خط لوله نفت در جهان در حال ساخت است و نزدیک به ۲۰ هزار و ۱۰۰ کیلومتر دیگر نیز در مرحله پیشنهاد قرار دارد. این پروژهها به شبکه جهانی خطوط لوله اضافه میشوند که در حال حاضر حدود ۳۵۰ هزار کیلومتر طول دارد.
بخشی از سرمایهگذاریهای جدید با هدف افزایش امنیت عرضه انرژی انجام میشود. برخی کشورها تلاش میکنند مسیرهای انتقال خود را متنوع کنند تا در صورت بروز اختلال در یک مسیر، امکان استفاده از گزینههای جایگزین وجود داشته باشد. در آرژانتین، رشد تولید نفت از میدان واکاموئرتا باعث آغاز ساخت خط لولهای ۴۴۰ کیلومتری برای اتصال این منطقه به سواحل اقیانوس اطلس شده است. در شرق آفریقا نیز پروژهای ۱۴۴۰ کیلومتری برای انتقال نفت اوگاندا به سواحل تانزانیا در حال توسعه است.
با وجود اهمیت راهبردی این پروژهها، ساخت خطوط لوله هزینه بالایی دارد. یک خط لوله بزرگ با ظرفیت انتقال حدود یک میلیون بشکه نفت در روز، بهطور متوسط حدود ۵ میلیون دلار به ازای هر کیلومتر هزینه دارد. بنابراین، ساخت یک مسیر هزار کیلومتری میتواند حدود ۵ میلیارد دلار سرمایه نیاز داشته باشد؛ رقمی که در مناطق دشوار از نظر جغرافیایی افزایش پیدا میکند.
با این حال، بسیاری از کشورها خطوط لوله را همچنان اقتصادیترین گزینه برای انتقال نفت در مسافتهای طولانی میدانند. انتقال زمینی نفت با کامیون یا راهآهن معمولا هزینه بیشتری دارد و حملونقل دریایی نیز در همه مسیرها امکانپذیر نیست. علاوه بر این، اختلال در عرضه نفت میتواند هزینههای قابلتوجهی به اقتصاد جهانی تحمیل کند. به همین دلیل، سرمایهگذاری در زیرساختهای انتقال انرژی به عنوان نوعی بیمه برای امنیت عرضه در نظر گرفته میشود.
در سالهای اخیر، خطوط لوله به یک دارایی جذاب برای سرمایهگذاران زیرساختی نیز تبدیل شدهاند. شرکتهای بزرگ نفتی از مدل فروش و اجاره مجدد استفاده میکنند؛ به این معنا که بخشی از مالکیت خطوط لوله را به سرمایهگذاران واگذار میکنند، اما مدیریت عملیاتی آنها را حفظ میکنند. آرامکو نیز از این روش برای آزادسازی منابع مالی و اختصاص سرمایه بیشتر به پروژههای جدید استفاده کرده است.
جذابیت این داراییها به دلیل درآمدهای نسبتا پایدار افزایش یافته است. بسیاری از قراردادهای انتقال نفت شامل توافقهای بلندمدت هستند که حداقل حجم مشخصی از انتقال را تضمین میکنند. همین ویژگی باعث شده صندوقهای سرمایهگذاری زیرساختی علاقه بیشتری به این حوزه نشان دهند و بازدهی سالانه حدود ۶ تا ۸ درصدی را برای چنین پروژههایی هدفگذاری کنند.
با وجود این مزایا، توسعه خطوط لوله بدون چالش نیست. دریافت مجوزهای متعدد، مسائل زیستمحیطی و هماهنگی میان کشورهایی که یک مسیر از خاک آنها عبور میکند، میتواند روند اجرای پروژهها را طولانی کند. برخی طرحهای بزرگ در جهان به دلیل اختلافات سیاسی یا نگرانیهای محیطزیستی متوقف شدهاند.
با این حال، افزایش نیاز کشورها به امنیت انرژی نشان میدهد نقش خطوط لوله در اقتصاد جهانی نفت همچنان پررنگ خواهد ماند. در شرایطی که مسیرهای انتقال انرژی بیش از گذشته تحت تاثیر تحولات اقتصادی و سیاسی قرار گرفتهاند، سرمایهگذاری در شبکههای جدید انتقال نفت به یکی از راهکارهای اصلی کشورها برای کاهش ریسک و تضمین جریان انرژی تبدیل شده است.