رسانههای بینالمللی آخرین تحولات معطوف به درگیری تبادل پیام ایران و آمریکا را بررسی کردند
سه پرده از جنگ و صلح خاورمیانه
به سوی نزاعی فرامنطقهای
ایبیسی نیوز طی گزارشی به تاریخ ۳۱ ژوئیه گزارش داد که توافق ۱۴ مادهای با ایران که توسط ایران و آمریکا در اواسط ژوئن امضا شد، قرار بود راهحلی دیپلماتیک باشد. طراحان این توافق گفته بودند که این توافق به کاهش جنگ کمک کرده و مسیرهای جدیدی برای رفاه در خاورمیانه باز خواهد کرد. اما شش هفته پس از امضای توافق و سه هفته پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که این توافق بهطور رسمی مرده است، نهتنها درگیریها بار دیگر آغاز شده، بلکه به جبهههای جدیدی کشیده شده و دشمنیهای پنهان نیز دوباره شعلهور شده است.
بنا بر این گزارش، تلاشهای چند کشور میانجی برای از سرگیری مذاکرات بین ایالات متحده و ایران بارها با شکست مواجه شده و چشمانداز دستیابی به حتی یک توافق آتشبس محدودتر برای طرفهای اصلی درگیر را تیره کرده است. ایبیسی نیوز در ادامه نوشت که وضعیت فعلی آنچنان چشمانداز روشنی را برای پیشبرد دیپلماسی به تصویر نمیکشد، هرچند که همچنان این احتمال وجود دارد که تلاش کشورهای منطقه از جمله پاکستان و عمان بتواند راهی برای برونرفت از این بحران فراهم کند. با این همه، این رسانه آمریکایی گزارش داد که تا به اینجای کار، چنین به نظر میرسد که درگیری در خاورمیانه در حال بدل شدن به یک نزاع فرامنطقهای است.
شمشیر دولبه ابهام
فارن افرز نیز طی گزارشی به تاریخ ۳۱ ژوئیه نوشت که ابهام، پیامهای متناقض و تغییرات مکرر در سیاست ویژگی بارز رویکرد ایالات متحده به جنگ در ایران بوده است. از لحظهای که این درگیری آغاز شد، رئیسجمهور ایالات متحده در مورد هدف آن، خطراتی که ممکن است حاضر به پذیرش آنها باشد و اینکه واشنگتن بناست چه دستاوردی از این نزاع داشته باشد، دچار تردید بوده است. این مجله نوشت: ترامپ ابتدا تهدید کرد که تمدن ایرانی را نابود خواهد کرد، سپس بهسرعت توافق آتشبس را امضا کرد. وی همچنین احتمال تصرف جزیره خارک، مرکز صنعت نفت ایران، را مطرح کرده، اما به سرعت از آن عقبنشینی کرد. ترامپ همچنین درباره اعمال عوارض ۲۰ درصدی بر حملونقل از طریق تنگه هرمز صحبت کرد، اما کمی بعد ناگهان از این تصمیم عقبنشینی کرده و گفت که این آبراه باید برای همه آزاد باشد.
این گزارش افزود: پیامهای متناقض واشنگتن درباره جنگ در ایران بیشتر آسیبزا بوده است تا مفید. به عنوان مثال، طیف تهدیدهای ترامپ باعث شد تهران جنگ را به صورت وجودی ببیند و به شدت به آن پاسخ دهد. نبود وضوح در مورد وضعیت تنگه هرمز، یادداشت تفاهمی را که در ماه ژوئن بین دو کشور مذاکره شده بود به شدت ضعیف کرد. برای دستیابی به یک آتشبس پایدارتر، دولت ترامپ نیاز دارد که در مورد اهداف خود شفافتر باشد و در پیگیری آنها سازگارتر عمل کند. در غیر این صورت، ایران و ایالات متحده همچنان دچار سوءتفاهم خواهند شد و آتشبس احتمالی بعدی هم ممکن است دوباره فرو بپاشد.
در ادامه گزارش فارن افرز آمده است: اگرچه ابهام به عنوان یک نیروی تشدیدکننده در جنگ با ایران عمل کرده است، اما این بدان معنا نیست که این مساله همیشه باعث تشدید درگیری میشود. در برخی مواقع، ابهام به سیاستگذاران فضایی برای مانور، کاهش تنشها یا بزرگنمایی دستاوردهای خود میدهد. در واقع، مقامات ایالات متحده در برخی موارد از ابهام برای دستیابی به همین اثر استفاده کردهاند.
چند هفته پس از امضای آتشبس، تهران پهپادها و موشکهایی را به سمت ناوهای جنگی آمریکایی در تنگه هرمز شلیک کرد. این اقدام به راحتی میتوانست منجر به بازگشت به یک درگیری تمامعیار شود. با این حال، از آنجا که شرایط دقیق آتشبس هرگز به طور عمومی منتشر نشد، ترامپ توانست این حادثه را کم اهمیت جلوه دهد. رئیسجمهور به خبرنگاران گفت که ایران فقط «با ما بازی کرده است» و بر حفظ آتشبس تاکید کرد. هنگامی که ایالات متحده حملات تلافیجویانهای انجام داد، ترامپ توانست از اهمیت آن بکاهد. سنتکام نیز اعلام کرد که به دنبال تشدید نیست. از سوی دیگر، به نظر میرسید ایران نیز این روایت را پذیرفته و در نتیجه، از حملات بیشتر خودداری کرد.
فارن افرز در ادامه نوشت: علاوه بر این، چه عمدی باشد و چه ناشی از سیاستهای نامنسجم، ابهام میتواند به واشنگتن و تهران اجازه دهد تا هر دو بر پیروزی در جبهههای خود تاکید کنند. به عنوان مثال، از آنجا که دولت ترامپ اهداف متنوعی برای جنگ ارائه داده است، توانسته ادعا کند که با امضای یادداشت تفاهم به چند هدف اصلی خود دست یافته است، از جمله نابود کردن ظرفیت موشکی ایران، تضعیف نیروی دریایی آن و محدود کردن نفوذ آن در خاورمیانه. از سوی دیگر، تهران نیز در روایت مدنظر خود بر آسیب رساندن به زیرساختهای آمریکا و خلیج فارس و نشان دادن تسلط خود بر تنگه هرمز تاکید دارند.
با این همه، این اعلامیههای متقابل پیروزی در نهایت نتوانست یادداشت تفاهم را نجات دهد. اما رویکردهای مشابه در گذشته بحرانها را کاهش داده است. زمانی که ایران در آوریل ۲۰۲۴ بارانی از موشکها و پهپادها را به سمت اسرائیل شلیک کرد، اسرائیل مدعی موفقیت خود در مقابله با این حملات شد. این مساله همچنین به ایران کمک کرد که توجهها را بر این واقعیت متمرکز کنند که برای اولین بار به طور مستقیم به سرزمینهای اشغالی حمله کردهاند. نبود یک نتیجه روشن به این معنا بود که هر دو طرف میتوانستند موفقیت خود را اعلام و از تشدید تنشها جلوگیری کنند.
فارن افرز در ادامه نوشت: با این حال، دولت ترامپ به طور کامل مسوول موضع مبهم ایالات متحده نیست. عوامل خارج از کنترل آن، توانایی کاخ سفید را برای ارسال سیگنالهای واضح و معتبر به ایران تضعیف میکند. به عنوان مثال، حمایت ضعیف داخلی از جنگ، تهدید تهران را دشوارتر میسازد. بر اساس نظرسنجیهای انجام شده در ماه ژوئیه توسط واشنگتن پست و ایپسوس، ۶۸ درصد آمریکاییها با ادامه جنگ در خاورمیانه مخالفند. تهران به خوبی از این واقعیت آگاه است که چنین نظرسنجیهایی به عنوان یک هشدار برای تمام اظهارات ترامپ عمل میکند. حتی زمانی که رئیسجمهور تهدیدهای به ظاهر اظهاراتی واضح و مستقیمی بر زبان میآورد، مقامات ایرانی نمیتوانند مطمئن باشند که او به آنها عمل خواهد کرد، چرا که محدودیتهای سیاست داخلی آمریکا همچنان بخشی جداییناپذیر از روند تصمیمگیری رئیس اتاق بیضی است.
در انتظار میانجیگری چین
تحولات منطقه در حالی همچنان رو به سوی نزاع و درگیری دارد که خبرگزاری رویترز گزارش داد که کشورهای حوزه خلیج فارس همچنان منتظرند که پکن بتواند با مداخله از تعمیق هرچه بیشتر بحران جلوگیری کند. این خبرگزاری روز جمعه در گزارشی نوشت: با شدت گرفتن دوباره جنگ با ایران، کشورهای عرب خلیجفارس نه به واشنگتن بلکه به چین نگاه میکنند تا از نفوذ اقتصادی خود بر ایران برای باز کردن تنگه هرمز و دریای سرخ استفاده کند. آنها همچنین این مساله را آزمونی برای این موضوع میبینند که پکن تا چه حد قادر و مایل است به تهران فشار بیاورد.
منابع آگاه میگویند که درخواست برای ایفای نقش بزرگتر از سوی چین ناشی از افزایش ناامیدی در کشورهای منطقه است. جنگی که با حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه آغاز شد، صادرات انرژی را که برای کشورهای حوزه خلیج فارسی نقش حیانی داشته محدود کرده است و همچنین به درجات مختلف آنها را در خط آتش قرار داده است. همزمان با تهدید علیه آبراه باب المندب در دریای سرخ و همچنین تداوم توقف فعالیت در تنگه هرمز، کشورهای خلیج فارس به دنبال کمک پکن هستند، با علم به اینکه جنگ اخیر محدودیتهای قدرت آمریکا را نمایان کرده است.
رویترز در ادامه نوشت: طی هفتههای اخیر، وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، دهها تماس و جلسه با همتایان خود برای دستیابی به یک آتشبس جدید برگزار کرده است، درحالیکه ژای جون، نماینده ویژه چین در خاورمیانه، در پایتختهای عربی خلیج فارس و همچنین تهران گفتوگوهایی برای اتمام نزاع فعلی داشته است. وزارت امور خارجه چین نیز اخیرا طی بیانیهای اعلام کرد که پکن ارتباط نزدیک با تمام طرفها حفظ کرده و به طور مداوم برای توقف درگیری و ترویج صلح تلاش کرده است.
رویترز همچنین گزارش داد: بهرغم این تلاشها، پکن از به چالش کشیدن علنی تهران در رابطه با حملونقل دریایی خودداری کرده است که این امر شک و تردیدهایی را درباره اینکه چین تا چه حد آماده است برای تامین امنیت خلیج و صادرات آن اقدام کند، ایجاد کرده است. یک منبع آگاه در این رابطه گفت: «چین آنطور که ما فکر میکردیم تاثیرگذار نبوده است. حال اینکه این امر ناشی از عدم اراده باشد یا عدم ظرفیت، بحثبرانگیز است.» در همین رابطه، هنری توگندهات، متخصص سیاست خارجی چین در موسسه واشنگتن، به رویترز گفت که اولویت اصلی پکن حفظ روابط در سراسر منطقه است تا اینکه با جانبداری علنی از هر یک از طرفین، خطر پیامدهای دیپلماتیک را بپذیرد.
در همین رابطه، آنا بوشچفسکایا، پژوهشگر ارشد در موسسه واشنگتن، گفت که توافقات دوجانبه محدود که به حفاظت از حملونقلهای مرتبط با چین کمک کردهاند، تنها نتیجه قابل مشاهده تلاشهای دیپلماتیک پکن تاکنون بوده است. وی افزود: «جنگ خاورمیانه به چین اجازه داده تا منافع خود را محافظت کند درحالیکه فشار رایدهندگان بر رهبران آمریکایی و اروپایی را به دلیل افزایش قیمت انرژی افزایش یافته است. به طور کلی، وضعیت فعلی چهبسا برای رهبران پکن یک بازی برد-برد باشد.»