امید به توافق یا خطر تشدید بحران؟

صلح ناپایدار

فارن افرز در گزارشی به تاریخ دوم ژوئن گزارش داد که در دو ماه گذشته، ایران و ایالات متحده مذاکرات صلح ناپایدار و ناموفق را انجام داده‌اند. پس از دستیابی به یک توافق آتش‌بس بسیار شکننده در اوایل آوریل، مقامات هر دو کشور پیشنهادهای بلندمدتی را رد و بدل کردند. طرفین ابتدا اعلام کرده‌اند که به نوعی توافق نزدیک شده‌اند و سپس یکدیگر را با یک‌سری حملات پهپادی و موشکی هدف قرار داده‌اند. این در حالی است که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا روز دوشنبه، زمانی که از او درباره گزارش‌هایی مبنی بر قطع مذاکرات ایران پرسیده شد، گفت: «راستش را بخواهید، برایم مهم نیست که آنها تمام شده‌اند.» او همچنین اعلام کرد که این مذاکرات «به شدت خسته‌کننده شده است.»

این نشریه در ادامه نوشت: تهران و واشنگتن همچنان ممکن است در ماه‌های آینده به نوعی توافق دست یابند؛ هیچ یک از مقامات عالی‌رتبه طرفین به نظر نمی‌رسد که مشتاق بازگشت به جنگ‌های شدید باشند. اما حتی اگر آنها به توافقی برسند، این گزاره همچنان مطرح است که ایران و ایالات متحده در آینده بار دیگر گرفتار درگیری گسترده‌تری شوند و به تبادل حملات کلامی و شاید حملات نظامی بپردازند. بخشی از این موضوع به این دلیل است که کشورهای مذکور در مورد اختلافات اصلی خود همچنان مواضعی بسیار متفاوت دارند. واشنگتن هنوز هم خواستار این است که تهران برنامه غنی‌سازی هسته‌ای خود را به طور کامل برچیده، تمام اورانیوم غنی‌شده را تسلیم کند، حمایت از متحدان منطقه‌ای را متوقف کند و تنگه هرمز را دوباره باز کند. اما ایران بارها از پذیرش توقف غنی‌سازی خودداری کرده است. این کشور اعلام کرده که احتمالا تنها پس از آنکه ایالات متحده کنترل ایران بر تنگه هرمز را به رسمیت بشناسد، به جبران خسارات جنگی ایرانیان بپردازد، جنگ اسرائیل در لبنان را پایان دهد و دارایی‌های ایرانی را آزاد کند، به سایر خواسته‌های واشنگتن فکر خواهد کرد.

اما دلیل دیگری نیز وجود دارد که چرا طرفین شاید نتوانند صلح واقعی برقرار کنند: ایران به این نتیجه رسیده است که دیپلماسی در قبال آمریکا همواره می‌تواند با شکست مواجه شود. با حمله به کشورهای عربی که میزبان پایگاه‌های آمریکایی هستند، ایران موفق شده است که شکافی بین مقامات آمریکایی و شرکای خود در خلیج فارس ایجاد کند که به شدت خواهان یک توافق پایدار هستند. با بستن تنگه هرمز، این کشور مجموعه‌ای از کشورها در سراسر جهان را مجبور کرده است تا قدرت آن را بپذیرند و درباره سرنوشت کشتی‌های خود مذاکره کنند.

فارن افرز در ادامه نوشت: با این همه، استراتژی جمهوری اسلامی، صرفا بقا و دوام آوردن در برابر ایالات متحده نیست. چه‌بسا بتوان گفت که این کشور حتی واقعا سعی در حل و فصل اختلافات خود با واشنگتن ندارد. بلکه، هدفش تغییر بنیادی در نحوه برخورد ایالات متحده، متحدان آن و در واقع جهان وسیع‌تر با تهران است. این کشور می‌خواهد که قطبی در یک نظم چند قطبی باشد و معتقد است که جنگ اخیر به تحقق این هدف کمک کرده است.

بن‌بست نسبی تهران-واشنگتن

مجله تایم نیز طی گزارشی با اشاره به تداوم اختلافات میان تهران و واشنگتن عنوان کرد که در صورت ادامه بن‌بست فعلی، چه‌بسا نباید چندان به استمرار آتش‌بس امید داشت. این مجله در گزارش خود به تاریخ اول ژوئن نوشت که آتش‌بس جاری بین ایالات متحده و ایران پیشرفت اندکی داشته و تا رسیدن به یک توافق واقعی مسیری طولانی باقی مانده است. بر اساس این گزارش، اختلافات کلیدی -‌به ویژه بر سر قابلیت‌های هسته‌ای تهران و مدیریت آینده تنگه هرمز‌- به این معنی بوده است که دو طرف در یک بن‌بست نسبی باقی مانده‌اند.

 در همین رابطه، اندرو گالوپ، پژوهشگر ارشد اندیشکده بریتانیایی «فارن پالیسی سنتز»، به تایم گفت: «آتش‌بس شکننده است، زیرا هر دو طرف به این درک رسیده‌اند که قرار نیست آنچه را که از توافق می‌خواهند به دست آورند.» وی افزود: «از منظر سیاست خارجی سنتی آمریکا، کنترل ایران بر تنگه هرمز کاملا غیرقابل مذاکره است.» گالوپ همچنین عنوان کرد: «با این همه، ممکن است واشنگتن مجبور شود در ازای واگذاری مدیریت تنگه توسط تهران، از موارد دیگری مانند کاهش تحریم‌های ایران یا آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران، کوتاه بیاید.»

هیچ راه خروج آسانی وجود ندارد

شبکه بی‌بی‌سی نیز در گزارشی به تاریخ اول ژوئن عنوان کرد که تنش نظامی در داخل و اطراف منطقه خلیج فارس، نتیجه آشکاری از اشتباه محاسباتی و سوءتفاهم از جانب واشنگتن را نشان می‌دهد. ایالات متحده در تلاش است تا با نشان دادن اینکه نیروهایش نزدیک هستند و قادر به وارد کردن خسارات قابل‌توجه هستند، فشار بر تهران را برای وادار کردن به امتیازدهی حفظ کند. در پاسخ، ایران به ایالات متحده یادآوری می‌کند که عزمش برای مقاومت همچنان پابرجاست و در صورت لزوم به پایگاه‌های آمریکایی و زیرساخت‌های گسترده‌تر در خلیج فارس حمله خواهد کرد. با تمام این تفاسیر، دستیابی به اهداف اولیه که معادل رسیدن به توافقی گسترده‌تر بین ایالات متحده و ایران، حفظ آتش‌بس و دستیابی به تفاهمی بر سر توقف کامل تخاصم‌هاست، بیش از پیش دشوار به نظر می‌رسد.

بی‌بی‌سی در ادامه نوشت: ادامه بسته بودن تنگه برای بخش عمده‌ای از اقتصاد جهانی فاجعه‌بار است. ایالات متحده دیگر به نفت خلیج فارس وابسته نیست، اما قیمت سوخت هنوز توسط بازار جهانی نفت تعیین می‌شود. بنابراین، دونالد ترامپ گرفتار مخمصه‌ای دشوار شده است و با عواقب مساله‌ای دست به گریبان است که به‌عنوان یک اشتباه بزرگ توصیف شده است: آغاز جنگ با ایران با فرض پیروزی آسان. علاوه بر این، رئیس‌جمهور آمریکا و متحد نزدیک او، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به طرز مهلکی ظرفیت نظام حاکم بر ایران را برای مقاومت و ایستادگی در برابر حملات دست‌کم گرفتند.

ترامپ راه خروج آسانی برای این معضل ندارد؛ او باید بازگشایی تنگه را تضمین کند و در عین حال این قضیه نیز مطرح است که جنگ علیه ایران در ایالات متحده منفور است و هرگونه تشدید بیشتر تنش، مخالفت آمریکایی‌ها را با چنین درگیری تشدید می‌کند. معضل ترامپ در این واقعیت نهفته است که امتیازاتی که ایران برای بازگشایی تنگه مطالبه می‌کند، توسط تندروهای حزب جمهوری‌خواه خودش رد می‌شود و علاوه بر این، با تمایل شخصی او برای نمایش یک پیروزی سیاسی مغایرت دارد. رئیس‌جمهور ایالات متحده به‌شدت نسبت به هرگونه مقایسه نامطلوب بین هر توافقی که ممکن است با ایران امضا کند و توافق هسته‌ای منعقد‌شده در زمان باراک اوباما در سال ۲۰۱۵ حساس است، توافقی که رئیس فعلی کاخ سفید بارها به آن حمله کرد و در دوره اول ریاست جمهوری خود از آن خارج شد.

بی‌بی‌سی در ادامه نوشت: این در حالی است که متحدان عرب‌زبان آمریکا نیز علاقه‌ای به ادامه تخاصم‌ها ندارند. کشورهای نفت‌خیز حاشیه خلیج فارس آسیب‌های اقتصادی بلندمدتی را متحمل شده‌اند و حاضر به تحمل آسیب‌های بیشتر نیستند. نباید از یاد برد که مدل اقتصادی و برنامه‌های توسعه بلندمدت این کشورها به این بستگی دارد که خلیج فارس همچنان به عنوان یک قطب پایدار برای اقتصاد جهانی و محیطی امن برای سرمایه‌گذاری خارجی باقی بماند. با این حال، جنگ ضربه شدیدی به این چشم‌انداز وارد کرده است و بازگرداندن آن تصویر از ثبات، سال‌ها طول خواهد کشید.

چیدمان ژئوپلیتیک منطقه نیز طی هفته‌های اخیر دستخوش تغییراتی شده است: قطر، در کنار پاکستان، به عنوان یک شریک میانجی تمام‌عیار در تلاش‌های دیپلماتیک با هدف از سرگیری مذاکرات شرکت می‌کند. در همین حال، امارات متحده عربی و عربستان سعودی از زوایای مختلفی به ایران نزدیک شده‌اند. در عین حال، امارات متحده عربی همکاری استراتژیک خود را با اسرائیلی‌ها تقویت کرده است و سیستم دفاع موشکی ‌گنبد آهنین‌ ‌به همراه پرسنل نظامی اسرائیلی برای بهره‌برداری در امارات مستقر شده است. وقتی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو با ایران وارد جنگ شدند، گمان می‌کردند که قدرت هوایی برای سرنگونی جمهوری اسلامی کافی خواهد بود؛ اما آنها اشتباه می‌کردند و اکنون، ایالات متحده و اسرائیل، مانند سایر نقاط جهان، باید خود را با عواقب این اشتباه تطبیق دهند.