چرا هوش مصنوعی منجی   اقتصادهای سالخورده نخواهد بود؟

به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-کسری غفوری: سال‌هاست که اقتصاددانان نگران‌ آنند که  پیر شدن جمعیت و کاهش نرخ زادوولد، رشد اقتصادی آمریکا را کند کرده و آینده تیره‌وتاری برای نسل‌های بعد رقم بزند. اما اخیرا ایده جدیدی مطرح شده است مبنی بر اینکه هوش مصنوعی می‌تواند اقتصاد این کشور را از باتلاق زوال جمعیتی بیرون بکشد. طرفداران این ایده می‌گویند کمبود نیروی کار، افت بهره‌وری کارگران مسن و بحران مراقبت از سالمندان، همگی با توسعه اتوماسیون حل خواهند شد.

مارتا گیمبل، مدیر اجرایی و از هم‌بنیان‌گذاران «آزمایشگاه بودجه» در دانشگاه ییل، در یادداشتی برای بلومبرگ استدلال می کند که هرچند جبران اثرات منفی پیری جمعیت با کمک فناوری دور از ذهن نیست، اما تقارن این دو تحول بزرگ لزوماً به معنای خنثی شدن تبعات آن‌ها نخواهد بود. در واقع دست‌کم در کوتاه‌مدت، این دو پدیده احتمالاً به بی‌ثباتی بیشتر بازار کار دامن می‌زنند و احساس ناامنی شغلی را تشدید خواهند کرد.

بر اساس پیش‌بینی‌ها، از سال ۲۰۳۱ میزان مرگ‌ومیر در آمریکا از زاد و ولد پیشی می‌گیرد و رشد جمعیت کاملا به مهاجرت وابسته می‌شود. از آنجا که رشد جمعیت موتور محرک اقتصاد است، سیاستگذاران به شدت نگران این روندهای جمعیتی هستند. همزمان، بازار کار در آستانه دگرگونی عظیمی به واسطه هوش مصنوعی قرار دارد.

بررسی تقاطع هوش مصنوعی و تغییرات جمعیتی در تاریخ چندان راهگشا نیست، چرا که جهش‌های تکنولوژیک گذشته همواره با رشد جمعیت همراه بوده‌اند. در جریان انقلاب صنعتی، رشد سریع جمعیت باعث شد تا اثرات مثبت فناوری بر درآمدها با تاخیر نمایان شود. برخی امیدوارند که این بار، ترکیب فناوری‌های نوین با توقف رشد جمعیت به افزایش دستمزدها و بهره‌وری منجر شود. با این حال دلایل مهمی برای احتیاط وجود دارد.

روندهای جمعیتی امروز در تاریخ بی‌سابقه‌اند. از سوی دیگر، خود پدیده پیری می‌تواند سرعت پذیرش اتوماسیون را تغییر دهد. از یک طرف کمبود نیروی کار ممکن است شرکت‌ها را به سمت جایگزینی سریع انسان با ماشین سوق دهد، اما از طرف دیگر تحقیقات نشان می‌دهد که مدیران و کارگران مسن‌تر تمایل کمتری به پذیرش فناوری‌های جدید دارند. اگر پیری جمعیت سرعت فراگیری هوش مصنوعی را کاهش دهد، این فناوری نمی‌تواند سپر بلای اقتصاد در برابر بحران جمعیتی باشد.

بزرگ‌ترین چالش این است که مشاغل در معرض خطر اتوماسیون، لزوما همان مشاغلی نیستند که کارگران مسن در آن‌ها مشغولند. این یعنی هوش مصنوعی نمی‌تواند به سادگی جای خالی بازنشستگان را پر کند. جابه‌جایی نیروی کار و آموزش مجدد آن‌ها نیز بسیار دشوار است؛ به خصوص که کارگران مسن‌تر انعطاف‌پذیری کمتری برای تغییر مسیر شغلی دارند و اقتصاد دقیقا در زمانی که به نیروی کار منعطف نیاز دارد، از آن محروم خواهد بود.

اقتصاددانان معمولا بیش از آنکه نگران پیامدهای بلندمدت باشند، دغدغه دوران گذار را دارند. انقلاب صنعتی در نهایت استانداردهای زندگی را بالا برد، اما عبور از آن دوران با رنج و آشفتگی فراوانی همراه بود. اقتصاد امروز نیز باید همزمان از دو گذرگاه سخت عبور کند و شواهد نشان می‌دهد که تحول جمعیتی و انقلاب هوش مصنوعی به جای حل مشکلات یکدیگر، مسیر گذار را ناهموارتر خواهند کرد./