شکاف میان هزینه واقعی بازسازی و درآمدهای نیروگاهداران انگیزه سرمایهگذاری را کاهش داده است
تعرفه برق علیه نوسازی
فاصله میان هزینه واقعی توسعه و نوسازی شبکه با درآمد حاصل از فروش برق، توان مالی شرکتهای برق را برای اجرای طرحهای توسعهای و بازسازی زیرساختها محدود کرده و بار دیگر این پرسش را مطرح ساخته است که آیا ساختار فعلی تعرفههای برق پاسخگوی نیازهای سرمایهگذاری این صنعت هست یا خیر.
در چنین شرایطی، نقش بخش خصوصی و تولیدکنندگان داخلی تجهیزات برقی بیش از گذشته اهمیت یافته است. با این حال، همچنان ابهامهایی درباره ظرفیت صنعت داخلی برای پاسخگویی به نیاز گسترده نوسازی شبکه و نیز وابستگی برخی تجهیزات راهبردی به واردات وجود دارد. فعالان صنعت برق معتقدند تعویق در نوسازی زیرساختها، ریسکهای عملیاتی شبکه را در سالهای آینده افزایش خواهد داد؛ ریسکهایی که هزینه مدیریت و جبران آنها بهمراتب بیش از سرمایهگذاری پیشگیرانه امروز خواهد بود.
فرسودگی؛ چالش پنهان صنعت برق
امین گشتی کارشناس صنعت برق در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» با اشاره به فرسودگی بخشی از شبکه توزیع برق کشور درباره آثار فرسودگی شبکه برق بر کیفیت خدماترسانی بیان کرد: هرچه عمر تجهیزات شبکه افزایش پیدا کند و فرآیند بازسازی و نوسازی با تاخیر مواجه شود، احتمال بروز خاموشی و اختلال در تامین برق نیز بیشتر خواهد شد. شبکه توزیع برق از مجموعهای از تجهیزات مختلف شامل خطوط، ترانسفورماتورها، کلیدهای حفاظتی، پستهای برق و تجهیزات کنترلی تشکیل شده است و هرگونه فرسودگی یا از کار افتادگی در هر یک از این بخشها میتواند عملکرد کل شبکه را تحتتاثیر قرار دهد. در چنین شرایطی نه تنها تعداد خاموشیها افزایش مییابد، بلکه مدت زمان رفع خاموشی نیز طولانیتر خواهد شد.
وی افزود: فرسودگی شبکه تنها به معنای افزایش خاموشی نیست، بلکه آثار دیگری نیز به همراه دارد. یکی از مهمترین پیامدهای آن افزایش تلفات انرژی در شبکه است. هرچه تجهیزات قدیمیتر باشند، راندمان آنها کاهش پیدا میکند و بخشی از انرژی در فرآیند انتقال و توزیع هدر میرود. از سوی دیگر، بهرهبرداری از تجهیزات فرسوده هزینههای تعمیر و نگهداری را نیز افزایش میدهد و شرکتهای توزیع را با چالشهای بیشتری مواجه میکند.
این کارشناس صنعت برق با اشاره به وضعیت خطوط توزیع در کشور گفت: بخش قابلتوجهی از شبکه توزیع برق ایران در گذشته با استفاده از سیمهای هوایی مسی احداث شده بود. طی سالهای اخیر برنامههایی برای جایگزینی این خطوط با شبکههای کابل خودنگهدار اجرا شده که میتوان آن را بخشی از فرآیند نوسازی شبکه دانست. این اقدام علاوه بر افزایش ایمنی، میزان سرقت تجهیزات و خاموشیهای ناشی از آسیب به خطوط را نیز کاهش داده است. البته سرعت اجرای این طرح در استانها و شهرهای مختلف یکسان نبوده و در برخی مناطق پیشرفت بیشتری داشته است.
گشتی ادامه داد: در کنار خطوط توزیع، وضعیت پستهای برق و تجهیزات حفاظتی نیز اهمیت زیادی دارد. در برخی شهرها و شهرستانها هنوز از کلیدهای حفاظتی قدیمی و تجهیزات روغنی استفاده میشود که عمر بالایی دارند و نیازمند جایگزینی هستند. تعویض این تجهیزات مستلزم سرمایهگذاری قابلتوجهی است و به همین دلیل در برخی نقاط کشور همچنان از تجهیزات قدیمی استفاده میشود. طبیعی است که هر چه عمر این تجهیزات بیشتر شود، احتمال بروز خرابی و اختلال نیز افزایش پیدا میکند.
نوسازی در تنگنای منابع مالی
وی درباره ریسکهای ناشی از تعویق نوسازی شبکه در افق سه تا پنج سال آینده گفت: مهمترین موضوع کاهش ضریب اطمینان شبکه است. زمانی که شبکه با تجهیزات مستعمل و قدیمی اداره شود، احتمال بروز خطا و خاموشی افزایش پیدا میکند. از سوی دیگر، در صورت وقوع حادثه، مدت زمان بازیابی شبکه نیز طولانیتر خواهد شد. بنابراین اگر روند نوسازی به تعویق بیفتد، مشترکان با خاموشیهای بیشتری مواجه خواهند شد و کیفیت خدماترسانی نیز کاهش پیدا میکند.
این کارشناس صنعت برق در پاسخ به این پرسش که مهمترین مانع نوسازی شبکه کمبود منابع مالی است یا مشکلات مقرراتی، اظهار کرد: به اعتقاد من عامل اصلی بدون تردید مسائل مالی است. از نظر مقرراتی محدودیتی برای نوسازی شبکه وجود ندارد و اصولا برنامههای توسعهای کشور نیز شرکتهای برق را به سمت بهبود و بهروزرسانی زیرساختها هدایت میکنند. شرکتهای توزیع برای اصلاح و بازسازی شبکه برنامههای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت دارند، اما اجرای این برنامهها نیازمند منابع مالی است و در بسیاری از موارد تامین این منابع با دشواری همراه است.
گشتی با اشاره به ساختار تعرفههای برق افزود: تعرفههای فعلی برق به گونهای نیست که بتوان از محل درآمدهای حاصل از فروش برق منابع کافی برای نوسازی گسترده شبکه را تامین کرد. فاصله میان هزینه واقعی سرمایهگذاری و درآمدهای صنعت برق باعث شده شرکتهای توزیع با محدودیت جدی در اجرای پروژههای توسعهای و نوسازی مواجه شوند. به همین دلیل بخش مهمی از برنامههای بازسازی شبکه با سرعتی کمتر از نیاز واقعی پیش میرود.
وی درباره امکان جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی در پروژههای نوسازی شبکه نیز گفت: سرمایهگذار زمانی وارد یک پروژه میشود که از بازگشت سرمایه و سودآوری آن اطمینان داشته باشد. در شرایط فعلی صنعت برق، به ویژه در بخش توزیع، چنین جذابیتی برای سرمایهگذاران خصوصی وجود ندارد. شبکه توزیع برق ماهیت خدماتی دارد و امکان ایجاد رقابت گسترده در آن محدود است. به همین دلیل جذب سرمایهگذاری خصوصی در این بخش دشوارتر از حوزه تولید برق است.
این کارشناس صنعت برق توضیح داد: شاید در برخی حوزهها مانند احداث نیروگاههای مقیاس کوچک یا اجرای پروژههای خاص امکان حضور بخش خصوصی بیشتر باشد، اما در حوزه توزیع برق، بازگشت سرمایه با پیچیدگیهای زیادی همراه است. حتی اگر بخواهیم بخشی از فرآیند نوسازی شبکه را به بخش خصوصی واگذار کنیم، باید سازوکار اقتصادی روشنی برای آن تعریف شود تا سرمایهگذار بتواند هزینههای خود را بازیابی کند.
سرمایه انسانی؛ حلقه مغفول نوسازی
گشتی در ادامه به توانمندی تولیدکنندگان داخلی تجهیزات برق اشاره کرد و گفت: در حوزه تجهیزات مورد استفاده در شبکه توزیع، وابستگی کشور به واردات چندان زیاد نیست. بخش عمده تجهیزات از جمله پایههای برق، مقرهها، سیم و کابل، ترانسفورماتورهای توزیع و بسیاری از تجهیزات حفاظتی در داخل کشور تولید میشوند و شرکتهای داخلی توان تامین نیازهای این بخش را دارند.
گشتی افزود: در حوزه ترانسفورماتورها نیز شرکتهای داخلی ظرفیت مناسبی ایجاد کردهاند و بخش مهمی از نیاز کشور را تامین میکنند. همچنین در زمینه کلیدهای حفاظتی و تجهیزات پستها نیز توان تولید داخلی وجود دارد. البته ممکن است در برخی تجهیزات پیشرفته الکترونیک، مخابراتی و کنترلی همچنان نیاز به واردات برخی قطعات یا فناوریها وجود داشته باشد، اما در مجموع میتوان گفت بخش عمده نیاز شبکه توزیع از طریق تولیدکنندگان داخلی قابل تامین است.
این کارشناس صنعت برق با اشاره به تجربه شهرهای بزرگ کشور اظهار کرد: در کلانشهرهایی مانند تهران و مشهد، بخشی از شبکه توزیع به سمت کابلکشی زمینی حرکت کرده است. این نوع شبکهها اگرچه هزینه احداث بالاتری دارند، اما ضریب اطمینان بیشتری را فراهم میکنند و احتمال آسیبدیدگی ناشی از عوامل محیطی را کاهش میدهند. به اعتقاد من حرکت تدریجی از شبکههای هوایی به سمت شبکههای زمینی میتواند یکی از مسیرهای مهم ارتقای کیفیت شبکه برق در سالهای آینده باشد، هرچند اجرای گسترده آن به سرمایهگذاری سنگینی نیاز دارد.
وی در پایان به یکی دیگر از چالشهای کمتر دیدهشده صنعت برق اشاره کرد و گفت: فرسودگی تجهیزات تنها مشکل شبکه نیست. در سالهای اخیر تعداد زیادی از نیروهای متخصص و باتجربه صنعت برق بازنشسته شدهاند و در بسیاری از موارد جایگزینی متناسب برای آنها صورت نگرفته است. بهرهبرداری از شبکه برق نیازمند دانش و تجربه عملی است و از دست رفتن نیروهای متخصص میتواند بر کیفیت نگهداری و مدیریت شبکه تاثیر منفی بگذارد. بنابراین در کنار نوسازی تجهیزات، باید به موضوع سرمایه انسانی نیز توجه ویژهای شود؛ زیرا شبکهای که با کمبود نیروی متخصص مواجه باشد، حتی در صورت برخورداری از تجهیزات مناسب نیز با چالشهای بهرهبرداری روبهرو خواهد شد.