مدیریت موجودی در عصر بی‌ثباتی

شماره روزنامه: ۶۵۸۷ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۲۷۶۱۰۴ شرکت‌های صنعتی و معدنی

توماژ پژوهش‌نیا*

در بسیاری از شرکت‌ها، مدیریت موجودی هنوز با همان منطق سنتی اداره می‌شود: تعیین نقطه سفارش، برآورد مقدار خرید و نگهداری سطحی از موجودی اطمینان. این ابزارها همچنان مهم‌اند، اما پرسش اصلی این است که آیا در محیط امروز، به‌تنهایی کافی هستند. واقعیت این است که پاسخ منفی است. کسب‌وکارها امروز در محیطی فعالیت می‌کنند که نوسان تقاضا، اختلال در تامین، محدودیت نقدینگی، تغییرات زمان تحویل و بی‌ثباتی عملیاتی به بخشی عادی از واقعیت روزمره آنها تبدیل شده است. در چنین فضایی، مدیریت موجودی دیگر صرفا مساله‌ای فنی نیست؛ یک مساله تصمیم‌گیری مدیریتی است.

مدیریت موجودی در عصر بی‌ثباتی

اشتباه رایج این است که سازمان‌ها هنوز می‌خواهند با نسخه‌های کلاسیک، مساله‌ای را حل کنند که ماهیت آن تغییر کرده است. فرمول‌هایی مانند مقدار اقتصادی سفارش یا نقطه سفارش، زمانی خوب عمل می‌کنند که تقاضا، زمان تامین و شرایط تصمیم‌گیری تا حدی قابل‌اتکا باشند. اما وقتی این مفروضات پیوسته دستخوش تغییر می‌شوند، تکیه صرف بر الگوهای ثابت می‌تواند شرکت را به سمت کمبودهای مکرر یا به سمت انباشت پرهزینه موجودی سوق دهد.

مساله دیگر، نگاه یکسان به همه اقلام است. در بسیاری از شرکت‌ها، یک ماده اولیه بحرانی با زمان تامین بالا، تقریبا با همان منطقی مدیریت می‌شود که یک قلم کم‌ریسک و عمومی. این در حالی است که موجودی باید براساس ارزش، اهمیت عملیاتی، ریسک تامین، قابلیت جایگزینی و اثر آن بر خدمت‌رسانی، دسته‌بندی و مدیریت شود. بدون این تفکیک، سیاست موجودی یا بیش از حد محافظه‌کارانه می‌شود و سرمایه را قفل می‌کند، یا بیش از حد تهاجمی می‌شود و ریسک توقف را بالا می‌برد.

نکته مهم‌تر اینکه موجودی فقط موضوع انبار یا واحد برنامه‌ریزی نیست. سطح واقعی موجودی در نتیجه تعامل میان فروش، خرید، مالی، عملیات و برنامه‌ریزی شکل می‌گیرد. وقتی فروش بدون هماهنگی تعهد می‌دهد، خرید فقط به قیمت فکر می‌کند، مالی بر کاهش خواب سرمایه فشار می‌آورد و عملیات نگران توقف است، نتیجه معمولا نه کنترل، بلکه نوسان و تصمیم‌های متعارض است. به همین دلیل، مدیریت موجودی در شرایط عدم‌قطعیت باید از «فرمول‌محوری» به «تصمیم‌محوری» حرکت کند. شرکت‌ها باید بدانند برای کدام اقلام چه سطحی از ریسک قابل‌پذیرش است، در شرایط محدودیت نقدینگی کدام گروه‌ها اولویت دارند، و در صورت اختلال تامین یا جهش تقاضا چه سناریوی جایگزینی باید فعال شود.

نشانه‌های ضعف در این حوزه معمولا روشن است: کمبودهای تکرارشونده، انباشت اقلام کم‌گردش، اختلاف دائمی بین واحدها، اتکا به تصمیم‌های موردی و ناتوانی در توضیح اینکه چرا از یک قلم، این مقدار موجودی نگهداری می‌شود. در محیط پرنوسان امروز، مزیت رقابتی فقط در خرید ارزان‌تر یا نگهداری کمتر نیست؛ در توانایی سازمان برای تصمیم‌گیری بهتر درباره موجودی است. شرکت‌هایی موفق‌تر خواهند بود که بین داده، تحلیل، اولویت‌بندی مدیریتی و هماهنگی بین‌وظیفه‌ای پیوند برقرار کنند. در نهایت، مدیریت موجودی دیگر فقط هنر نگهداری کالا نیست؛ هنر تصمیم‌گیری درست در شرایط بی‌ثباتی است.

*  فعال حوزه برنامه‌ریزی زنجیره تامین

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن