انتقال فرامرزی شوک‌های ژئوپلیتیک

مبانی نظری: از نزدیکی جغرافیایی تا نزدیکی شبکه‌ای

در نظریه‌های سنتی تجارت بین‌الملل، «فاصله» عمدتا به عنوان یکی از متغیرهای تعیین‌کننده هزینه حمل‌ونقل در نظر گرفته می‌شده است. اما پژوهش‌های معاصر در حوزه زنجیره تامین، مفهوم "نزدیکی" را به طور بنیادین، بازتعریف کرده‌اند. لوپز و مِجیا (۲۰۲۵) در مطالعه خود مفهوم نزدیکی چند بعدی (جغرافیایی، شناختی، سازمانی، اجتماعی، نهادی و کارکردی) را معرفی کرده و استدلال می‌کنند که نزدیکیِ صرفا جغرافیایی برای تبیین هماهنگی میان‌شرکتی و آسیب‌پذیری کافی نیست. این دیدگاه برای درک وضعیت شرکت‌های دور از منطقه بحران، حیاتی است. پژوهش‌های تجربی اخیر یک رابطه Uشکل وارونه بین نزدیکی جغرافیایی و تاب‌آوری زنجیره تامین را نشان می‌دهند. درحالی‌که نزدیکی متوسط از طریق صرفه‌های مقیاس و سرریزهای دانش، کارآیی ایجاد می‌کند، نزدیکی بیش از حد «اثرات قفل‌شدگی» (Lock-in effects) را به همراه دارد؛ یعنی آسیب‌پذیری سیستمی که در آن شوک‌های منطقه‌ای از طریق شبکه‌های متمرکز منتشر می‌شوند. این رابطه‌‌‌ غیرخطی بدان معناست که شرکت‌های دوری که در زنجیره‌های ارزش جهانیِ متمرکز ادغام شده‌اند، ممکن است آسیب‌پذیری بیشتری نسبت به شرکت‌های نزدیک با تامین‌کنندگان متنوع داشته باشند. در این راستا، مفهوم «اثرات همسایگی بد» (Bad neighborhood effects) نیز به روشن ‌شدن انتشار فرامرزی بحران کمک می‌کند. پژوهشی بر روی شرکت‌های آفریقایی در بازه ۲۰۰۳ تا ۲۰۲۱ نشان می‌دهد که درگیری‌های مسلحانه در کشورهای همسایه، احتمال اختلال در زنجیره تامین شرکت‌های کشورهای در صلح را به طور چشم‌گیری افزایش می‌دهد. این اثر از طریق سه کانال عمل می‌کند: ازدحام ترافیک ناشی از مسیرهای لُجستیکی منحرف‌ شده، کمبود نهاده‌های واسطه‌ای و ازدحام حمایت مالی. جالب آنکه درگیری‌ها تا فاصله ۱۰۰۰ کیلومتری از مناطق فعال، اثرات قابل‌اندازه‌گیری دارند و این اثرات تا دو سال پس از پایان درگیری نیز ادامه می‌یابند. این یافته‌ها، فرض مرسوم «نزدیکی جغرافیایی» (Network proximity) را به چالش می‌کشند. در زنجیره‌های تامین جهانی امروز، نزدیکی شبکه‌ای جایگزین فاصله جغرافیایی به عنوان تعیین‌کننده اصلی مواجهه با بحران شده است.

مکانیسم‌های انتشار فرامرزی شوک ناشی از بحران

با استناد به پژوهش‌های تجربی جدید، سه مکانیسم اصلی را می‌توان شناسایی کرد که از طریق آنها شرکت‌های دورافتاده جغرافیایی، اختلالی در سطح منطقه بحران را تجربه می‌کنند.

نخست: وابستگی به نقطه گلوگاهی و معماری زنجیره تامین دریایی؛ اولین مکانیسم به معماری ساختار تجارت دریایی جهانی برمی‌گردد. نقاط گلوگاهی کلیدی، تنگه هرمز، تنگه مالاکا و کانال سوئز، به عنوان گره‌های حیاتی عمل می‌کنند که در آنها تمرکز ترافیک، مستقل از فاصله جغرافیایی از مناطق درگیری، آسیب‌پذیری سیستمی ایجاد می‌کند. تنگه هرمز نمونه‌ای از این مکانیسم است. پیش از بحران ۲۰۲۶، این تنگه، روزانه حدود ۲۳.۲میلیون بشکه نفت (۲۹ درصد از جریان نفت دریایی جهان را) جابه‌جا می‌کرد. بسته شدن آن در مارس ۲۰۲۶، تردد روزانه را از ۱۳۰ به تنها شش فروند کشتی کاهش داد که معادل کاهشی ۹۵ درصدی است. این اختلال از دو مسیر مشخص در سطح جهانی منتشر شده است: نخست، انتقال قیمت انرژی؛ بدون توجه به نزدیکی به خاورمیانه، قیمت سوخت به شدت افزایش یافته و هزینه‌های تولید و حمل‌ونقل را در تمام بخش‌های تولیدی بالا برده است. برای شرکت‌های کالای تندمصرف (FMCG) در هندوستان، محصولات مشتق از نفت خام مانند پلیمرها و رزین‌های ویژه، بلافاصله پس از شروع درگیری با افزایش قیمت ۶۰ تا ۷۰درصدی مواجه شدند. دوم، هزینه‌های بیمه دریایی؛ شرکت‌هایی که حتی منحصرا از تامین‌کنندگان نهاده‌ غیرخاورمیانه‌ای تامین می‌کردند نیز با افزایش هزینه‌های لُجستیک روبه‌رو شدند، زیرا خطوط کشتیرانی ریسک را در سطح جهانی قیمت‌گذاری مجدد کردند. آنکتاد (UNCTAD) پیش‌بینی کرده است که رشد تجارت جهانی کالا در نتیجه مستقیم اختلال در این نقطه گلوگاهی، از ۴.۷درصد در سال ۲۰۲۵ به ۱.۵ تا ۲.۵ درصد در سال ۲۰۲۶ کاهش یابد.

دوم: عدم جایگزینی نهاده‌های حیاتی و انتشار در شبکه تولید؛ مکانیسم دوم به ویژگی خود‌ نهاده‌ها مربوط می‌شود. با استفاده از داده‌های گمرکی سطح شرکت از پنج کشور اروپایی (بلژیک، فرانسه، ایتالیا، اسلوونی، اسپانیا)، پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند که نهاده‌های خارجی حیاتی (FCI) محصولاتی که مستعد تسلیحاتی شدن با قابلیت جایگزینی پایین هستند؛ آسیب‌پذیری را در شبکه‌های تولید ایجاد می‌کنند. این مطالعه ۶۶۷ محصول FCI را در سطح کد شش‌رقمی HS شناسایی کرده است که با پیچیدگی بالاتر و ویژگی‌های رابطه‌ای بیشتر نسبت به نهاده‌های غیرحیاتی مشخص می‌شوند. یافته‌ها نشان می‌دهد که کاهش ۵۰درصدی در عرضه FCI از کشورهای همسو با چین، ارزش افزوده‌ تولیدی را به طور متوسط ۲.۷درصد در پنج کشور مذکور کاهش می‌دهد، درحالی‌که بخش‌های در معرض خطر، تا سه برابر میانگین کل اقتصاد زیان می‌بینند (پانون و همکاران، ۲۰۲۶). این مکانیسم آسیب‌پذیری شرکت‌های دور را از طریق انتشار داده-ستانده تبیین می‌کند: حتی شرکت‌هایی که مستقیما از منطقه بحران واردات ندارند ممکن است به مشتریان پایین‌دستی یا تامین‌کنندگان بالادستی متصل باشند که چنین وارداتی دارند. وقوع زلزله توهوکو در سال ۲۰۱۱ این الگو را نشان داد: کمبود نیمه‌هادی‌ها در سطح جهانی گسترش یافت و مونتاژ خودرو در آمریکای شمالی و اروپا را علی‌رغم فاصله جغرافیایی از ژاپن تحت تاثیر قرار داد. نمونه‌ای دیگر، بروز بحران کووید-۱۹ است که شواهد مشابهی را ارائه می‌دهد. در پژوهشی با استفاده از داده‌های روابط تامین‌کننده-شرکت مشخص شد شرکت‌هایی که صنایع بالادستی آنها در تعداد کمی از کشورها متمرکز بوده است، یعنی تمرکز ژئوپلیتیک بالا، بدون توجه به موقعیت جغرافیایی خودِ شرکت، به طور متوسط کاهش فروش سه‌ماهه به میزان ۲۵۰‌میلیون دلار تجربه شده است. صنایع رقابتی با تامین‌کنندگان فراوان، در صورت متمرکز بودن جغرافیاییِ آن تامین‌کنندگان، همچنان ریسک قابل‌توجهی را بر شرکت‌های پایین‌دستی تحمیل می‌کنند.

سوم: سرایت مالی و رفتار سرمایه‌گذاران؛ مکانیسم سوم از طریق بازارهای مالی عمل می‌کند. ارزیابی سریع آنکتاد از بحران تنگه هرمز، یک «گریز به سوی امنیت» (Flight to safety) مشخص را ثبت کرده است: سرمایه‌گذاران سرمایه خود را از بازارهای در حال توسعه خارج کردند. این امر باعث کاهش ارزش پول ملی، گران‌شدن واردات مواد غذایی و دارو برای حدود ۳.۴‌میلیارد نفر و افزایش فشار بدهی به دلیل بالارفتن هزینه استقراض شده است. این کانال مالی توضیح می‌دهد که چرا شرکت‌های واقع در اقتصادهای پایدار ژئوپلیتیک و دورافتاده جغرافیایی نیز اختلال واقعی را تجربه می‌کنند. حتی اگر زنجیره تامین فیزیکی دست‌نخورده باقی بماند، انقباض اعتبارات تجاری و افزایش هزینه تامین مالی ظرفیت عملیاتی را محدود می‌کند. پژوهش‌های ژئوپلیتیک تایید می‌کنند که بحران‌ها ریسک زنجیره تامین را از سه طریق تشدید می‌کنند: فرسایش تاب‌آوری زنجیره تامین، افزایش تمرکز مشتریان و کاهش نقدشوندگی موجودی. مهم‌تر اینکه این مکانیسم‌ها مستقل از فاصله شرکت از مناطق درگیری عمل می‌کنند. البته ارتباطات سیاسی شرکتی می‌تواند این اثرات را تعدیل کند؛ شرکت‌هایی که مدیران ارشد رده ‌بالاتری دارند، مواجهه کمتری با ریسک نشان می‌دهند. این یعنی عوامل نهادی، نه صرفا موقعیت جغرافیایی، تعیین‌کننده ناهمگونی آسیب‌پذیری هستند.

تنگه هرمز copy

شواهد اخیر: بحران بسته شدن تنگه‌ هرمز

بحران بسته شدن تنگه هرمز در جنگ اخیر، اعتبار تجربی قوی برای چارچوب بالا فراهم می‌کند. همان‌طور که در جدول ملاحظه می‌شود، هر سه مکانیسم به طور همزمان برای انتقال اختلال به شرکت‌های دورافتاده جغرافیایی عمل کرده‌اند.

پاسخ شرکت‌های هندی نمونه‌ای از اتخاذ استراتژی‌های تطبیق است. Britannia Industries اعلام کرد که تولید صادراتی خود را از عمان به هند منتقل می‌کند تا وابستگی به هرمز کاهش یابد. Dabur گزارش می‌دهد که در کل سبد محصولات خود با تورم ۱۰ درصدی مواجه بوده و قیمت‌ها را تا ۴ درصد افزایش داده است. Godrej Consumer Products قیمت صابون را ۵ درصد و قیمت مواد شوینده را ۶-۷ درصد افزایش داده و هشدار می‌دهد که در صورت تداوم افزایش قیمت نفت، حاشیه سود ناخالص بین ۱۰۰ تا ۲۵۰ واحد پایه کاهش خواهد یافت. این شرکت‌ها حدود ۱۵۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلومتر از تنگه هرمز فاصله دارند - بسیار فراتر از منطقه نفوذ ۱۰۰۰ کیلومتری درگیری که در پژوهش‌های مربوط به تنش‌های آفریقا شناسایی شده است. با این حال، شدت اختلال آنها با شرکت‌های نزدیک به خاورمیانه‌ قابل مقایسه است. فاصله جغرافیایی در این مورد هیچ حائل محافظتی ایجاد نکرده است.

Untitled-1 copy

پیامدهای راهبردی

بازاندیشی در فرضیه جغرافیا: یافته‌ها، بازنگری بنیادین مفروضات مدیریت ریسک زنجیره تامین را ضروری می‌سازند. فرض «فاصله برابر با ایمنی است» در شبکه‌های تولید جهانی معاصر که با نسبت‌های تمرکز بالا، قابلیت جایگزینی پایین و مدیریت موجودی به‌هنگام مشخص می‌شوند نامعتبر است. در مقابل، شواهد نشان می‌دهند که موقعیت شبکه‌ای به ویژه مرکزیت در شبکه‌های تامین نهاده‌های متمرکز، تعیین‌کننده اصلی آسیب‌پذیری در بحران است. این همان چیزی است که توضیح می‌دهد چرا شرکت‌های نیمه‌هادی در تایوان از زلزله ژاپن آسیب دیدند و چرا شرکت‌های کالای تندمصرف هندوستان با وجود فاصله جغرافیایی، از بسته شدن تنگه هرمز ضربه خوردند.

 پاسخ‌های تطبیق راهبردی: شواهد علمی موجود، چند استراتژی اصلی را برای کاهش آسیب‌پذیری شرکت‌های دور شناسایی می‌کند:

تنوع‌بخشی به پایه تامین؛ ریسک تمرکز ژئوپلیتیک را کاهش می‌دهد. شرکت‌هایی با پایه تامین متنوع از نظر ژئوپلیتیک و با تامین‌کنندگان داخلی بیشتر، روابط منفی ضعیف‌تری بین تمرکز بالادستی و رشد فروش تجربه می‌کنند.

نزدیک‌سپاری (Nearshoring)؛ به عنوان یک پاسخ راهبردی به شوک‌های زنجیره تامین ظهور کرده است. شوک‌های اخیر، از جمله همه‌گیری کووید-۱۹ و تنش‌های ژئوپلیتیک، بازطراحی تولید را به سمت مکان‌های نزدیک و همسو با قوانین سوق داده است. اما نزدیکیِ صرفا جغرافیایی کافی نیست؛ سازگاری‌های شناختی، سازمانی و ترتیبات نهادی نیز به همان اندازه تعیین‌کننده هستند.

نوآوری دیجیتال؛ رابطه بین نزدیکی و تاب‌آوری را تعدیل می‌کند. ظرفیت نوآوری دیجیتال منطقه‌ای - که از طریق اختراعات دیجیتال اندازه‌گیری می‌شود- رابطه شکل وارونه بین نزدیکی جغرافیایی و تاب‌آوری را هموار می‌کند، اثرات قفل‌شدگی را کاهش داده و در عین حال مزایای هماهنگی را حفظ می‌نماید.

مدیریت موجودی؛ پژوهش انجام شده بر روی شرکت‌های آفریقایی نشان داد که شرکت‌هایی با سطح موجودی پایین‌تر، اختلال شدیدتری از درگیری‌های همسایه تجربه کردند. بنابراین ذخایر استراتژیکِ موجودی، به عنوان یک ابزار تاب‌آوری برای شرکت‌های دورافتاده عمل می‌کند.

پیامدهای سیاستی: برای سیاستگذاران، نتایج شواهد موجود مبین آن است که حمایت از توسعه تامین‌کنندگان داخلی و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های دیجیتال، تاب‌آوری زنجیره تامین را افزایش می‌دهد. شناسایی صنایع با تمرکز ژئوپلیتیک بالا، بینش‌هایی را در خصوص اینکه کدام بخش‌ها باید برای داخلی‌سازی (Onshoring) یا نزدیک‌سپاری حمایت شوند، فراهم می‌آورد. به شرکت‌ها توصیه می‌شود که فراتر از ارزیابی ریسک مبتنی بر مکان، به سمت ارزیابی ریسک مبتنی بر شبکه حرکت کنند تا بتوانند گره‌های حیاتی و ریسک‌های تمرکز را بدون توجه به موقعیت جغرافیایی شناسایی نمایند. در این میان، توسعه شبکه‌های تامین چندسطحی و ساختارهای حکمرانی تطبیقی که کارآیی را با تاب‌آوری متعادل می‌کنند، نقشی کلیدی دارد.

نتیجه‌گیری

این گزارش به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا شرکت‌های دورافتاده جغرافیایی در بحران‌های اخیر، اختلالاتی قابل مقایسه با شرکت‌های نزدیک تجربه می‌کنند. پاسخ در دگرگونی ساختاری شبکه‌های تولید جهانی نهفته است: زنجیره‌های تامین چنان یکپارچه، متمرکز و برای کارآیی بهینه شده‌اند که اختلال در هر گره حیاتی، بدون توجه به فاصله، در سراسر شبکه گسترش می‌یابد.

سه مکانیسم این پدیده را تبیین می‌کنند: وابستگی به نقطه گلوگاهی، انتقال قیمت و هزینه در سطح جهانی ایجاد می‌کند؛ عدم جایگزینی نهاده‌های حیاتی، گستردگی اثرات را از طریق پیوندهای داده-ستانده ایجاد می‌نماید؛ و سرایت مالی، شوک‌ها را از طریق بازارهای سرمایه منتقل می‌سازد. بحران سال ۲۰۲۶ تنگه هرمز که در آن شرکت‌هایی که هزاران کیلومتر از محدوده درگیری فاصله داشتند، با اختلالات بزرگی در فرآیند تولید و عملکرد مواجه شدند، اعتبار تجربی قانع‌کننده‌ای برای این چارچوب ارائه می‌دهد. در نهایت می‌توان گفت، فاصله جغرافیایی دیگر معیار قابل اعتمادی برای ریسک زنجیره تامین نیست. در عصر کنونی زنجیره‌های ارزش جهانی، نزدیکی شبکه‌ای در کنار نزدیکی جغرافیایی به عنوان تعیین‌کننده اصلی آسیب‌پذیری در بحران شده است. چارچوب‌های مدیریت ریسک باید بر این اساس از ارزیابی‌های مبتنی بر مکان به سوی تحلیل‌های مبتنی بر شبکه تکامل یابند تا گره‌های حیاتی، ریسک‌های تمرکز و مسیرهای انتشار را بدون توجه به فاصله جغرافیایی شناسایی کنند.

* دکترای اقتصاد بین‌الملل و عضو هیات علمی جهاد دانشگاهی

منابع و ماخذ:

Ding, H., Tang, J., and Zhang, M. (2025). The bad neighborhood effect: Supply chain disruptions arising from neighboring wars. China Economic Review, 89, 102329.

Financial Express. (2026). Iran war adds fresh inflation pain for FMCG firms. Available at: https://www.financialexpress.com/business/news/iran-war-adds-fresh-inflation-pain-for-fmcg-firms/4237148/?ref=business_hp 

Platas-Lopez, A., and Cruz-Mejia, O. (2025). The nearshoring loop: A review of triggers, location choice, and captured outcomes. Logistics, 10(1), 1.

Panon, L., et al. (2026). Inputs in distress: Geoeconomic fragmentation and firms' sourcing. European Economic Review, 187, 105355.

UN Trade and Development. (2026). Hormuz closure triggers global economic volatility. PortCalls Asia. Available at: https://portcalls.com/hormuz-closure-triggers-global-economic-volatility-says-unctad/

Xiong, D., and Sun, Y. (2025). The rising cost of turmoil: geopolitical crises and supply chain risk. Economics Letters, 255, 112582. 

Zhao, J., He, T., Xi, X., Li, W. H., and Liu, W. (2025). Geographic proximity and supply chain resilience: Unravelling their complex dynamics in the digital age. Technovation, 148, 103328.