گردشگری اول آسیب می‌بیند، آخر از همه ترمیم می‌شود

آقای بیگی، ضرورت تشکیل خانه تشکل‌ها را چگونه می‌بینید و این هم‌افزایی چه تأثیری بر صنعت گردشگری خواهد داشت؟

وجود این اتحادها و تشکل‌ها و اینکه هم‌فکری و هم‌افزایی شکل بگیرد و بتوانیم از توان همدیگر استفاده کنیم، یک ضرورت انکارناپذیر است. در هر بخشی، وقتی بزرگان یک صنعت و یک حرفه در جایی جمع شوند و با هم تعامل و هم‌فکری کنند، راهبردهای آینده بهتر ترسیم می‌شود. نکته مهم‌تر این است که افرادی که در این تشکل‌ها حضور دارند، منتخب صنعت و صنف خودشان هستند. این‌ها حتی می‌توانند به تشکل‌های غیرمرتبط هم کمک کنند، چون تجارب کاری، تجارب اتحادیه‌ای، تجارب تبادل نظر و بازاریابی دارند. یک فرد موفق که به یک تشکل راه پیدا کرده و انتخاب شده، طبیعتاً فقط در مورد صنف و حرفه خودش تجربه ندارد؛ او آدمی است که دنیا دیده و مسیرهای مختلفی را آزموده است. این تجربیات می‌تواند برای اکثر تشکل‌ها مفید باشد. تجمع این افراد در یک مجموعه فشرده، اثرات بسیار زیادی خواهد داشت.

اما در کنار این فرصت‌ها، صنعت گردشگری امروز با چه چالش‌هایی دست‌وپنجه نرم می‌کند؟

ما در شرایط فعلی چاره‌ای جز تحمل نداریم و باید صبر داشته باشیم. اما واقعیت این است که صنعت گردشگری آسیب‌های بسیار زیادی دیده است. می‌توانم بگویم که نوک پیکان تمام اتفاقات و جنگ‌ها، اول از همه به گردشگری اصابت کرده و آخرین صنعتی هم که ترمیم می‌شود، باز گردشگری است. این یک واقعیت ملموس است و تجارب قبلی ناشی از اتفاقات ناگوار اجتماعی هم نشان‌دهنده همین است. آسیب در بخش گردشگری در رأس همه این بحران‌هاست و واقعاً نیاز به یک نگاه ویژه و دلسوزانه دارد؛ هم برای سرمایه‌گذاران و هم برای تمام نیروهایی که در این صنعت مشغول کارند. ما با وجود این اتفاقات، نیروها و منابع انسانی‌مان را از دست می‌دهیم. این‌ها جذب صنایع دیگر می‌شوند و بعد از آن، دوباره جذب نیروهای صفر، آموزش دادن به آنها و ایجاد علاقه و انگیزه، کار بسیار سختی خواهد بود. ما خواه‌ناخواه دچار این چالش هستیم، چون گردشگری مستقیماً با نیروی انسانی سروکار دارد.

از مشکلات نیروی انسانی گفتید، آیا فشارهای نهادی هم بر این صنعت افزوده شده است؟

دقیقاً. از طرف دیگر، تعهدات و مسئولیت‌هایی که مراکز اقامتی و کل سند گردشگری داشته‌اند، همه سررسید شده و فشارهای زیادی از سوی نهادهایی مثل تأمین اجتماعی به بخش گردشگری وارد می‌شود. این‌ها همکاری نمی‌کنند که اگر منِ بهره‌بردار، نیروی خود را حفظ کرده‌ام و شغلش را از دست نداده، آنها هم باید همراهی کنند و بیمه‌اش را حفظ نمایند. الان زمانی است که باید دست در دست هم بدهیم و از این بحران عبور کنیم. دلیل نمی‌شود که تمام فشارها بر گردن سرمایه‌گذار و بهره‌بردار بیفتد. نمی‌شود که هم به او بگویند نیروهایت را حفظ کن، هم در شرایطی که هیچ گردش مالی‌ای نداری، اگر حتی یک سهم ۲۰ درصدی کارفرما را پرداخت نکنی، بیمه کارگر را قطع می‌کنیم. این فشار مضاعفی است هم بر کارگر و هم بر کارفرما.

بحث تسهیلات و بدهی‌ها هم هست. بدهی‌هایی که مراکز گردشگری به بانک‌ها و مؤسسات مالی دارند، بدهی‌هایی که به شرکت‌های حامل انرژی مثل برق، آب و گاز دارند، همه این‌ها باید استمهال شود و فرصت بدهند. ما نمی‌گوییم این بدهی‌ها را ببخشند، می‌گوییم زمان بدهند تا این صنعت توان از دست رفته خود را بازیابی کند و بعد بتواند پرداخت کند. اما متأسفانه مصوبات انجام می‌شود ولی عملی نمی‌گردد.

بدترین موضوع این است که ما در خود استان به راحتی به مصوبه می‌رسیم، مسئولان استانی همکاری می‌کنند، قبول می‌کنند و همدردی نشان می‌دهند، ولی به محض اینکه این مصوبه‌ها برای تأیید نهایی به تهران می‌رود، همه چیز به بن‌بست می‌خورد. اصلاً توجهی ندارند که وقتی در یک استان مصوبه‌ای تصویب می‌شود، حتماً تحقیق شده، بررسی شده و به این نتیجه رسیده‌اند که برای بقا و حفظ آن صنعت ضرورت دارد. ولی نه، این مصوبات در حد شعار باقی می‌ماند و اتفاقی نمی‌افتد. تمام مصوبات استانی که قرار است در خود استان عملیاتی شود، مشکلی ندارد، اما به محض اینکه قرار باشد با مرکز هماهنگ شود، متوقف می‌شود..

و حرف آخرتان؟

من باز هم از این فرصت استفاده می‌کنم و درخواست می‌کنم که بیاییم این صنعت را از بحران و چالش نجات دهیم. اگر چیزی به گردشگری نمی‌دهیم، حداقل از آن چیزی نخواهیم. الان حداقل انتظار این است که اگر دولت در شرایط خاصی به سر می‌برد و ما هم می‌دانیم که توقع کمک مالی نمی‌توانیم داشته باشیم، اما حداقلش این است که از ما مطالبه‌گری نداشته باشند. اگر ما از سیستم دولت مطالبه‌ای نداریم، آنها هم بیایند و کاری با این بخش نداشته باشند و درخواست و مطالبه‌ای از آن مطرح نکنند. بگذارید این صنعت نفس بکشد تا بتواند دوباره روی پای خود بایستد.