از زمان آغاز جنگ، قیمت دیزل در آمریکا ۶۷درصد افزایش یافته است
رشد تقاضا برای حملونقل ریلی در اروپا
تعطیلات با «پلن B»
نخستین صنعتی که آثار جنگ را با شدت احساس کرده، صنعت گردشگری و هوانوردی اروپا است؛ بخشی که وابستگی مستقیمی به قیمت سوخت دارد و هر جهش نفتی، سودآوری آن را تهدید میکند. افزایش شدید قیمت سوخت جت باعث شده است هزینه پروازها بهسرعت صعود کند و بسیاری از اروپاییها برنامه سفر تابستانی خود را تغییر دهند. اکنون در بازار گردشگری اروپا، مفهوم تازهای در حال شکلگیری است؛ «تعطیلات با پلنB»، یعنی مسافران، سفرهایی را انتخاب میکنند که در صورت تشدید بحران، افزایش قیمتها یا لغو پروازها، بتوانند بهسرعت آنها را تغییر دهند یا لغو کنند. نتیجه این وضعیت، تغییر محسوس الگوی سفر در اروپا بوده است. بسیاری از گردشگران، سفرهای دوردست و بینقارهای را کنار گذاشته و به مقاصد نزدیکتر و ارزانتر روی آوردهاند.
سفر زمینی جایگزین بخشی از پروازها شده و قطار دوباره به یکی از گزینههای اصلی سفر تبدیل شده است. رزروهای دقیقه آخری نیز رشد محسوسی داشته؛ زیرا مسافران ترجیح میدهند تا آخرین لحظه برای تصمیمگیری صبر کنند. مدیران صنعت گردشگری اروپا میگویند فضای روانی ناشی از جنگ، حتی بیش از خود بحران نظامی بر رفتار مسافران اثر گذاشته است. نگرانی از جهش بیشتر قیمتها، بیثباتی بازار، احتمال لغو پروازها و نااطمینانی نسبت به آینده، باعث شده بسیاری از شهروندان اروپایی محتاطتر سفر کنند. در این میان، اسپانیا، پرتغال و یونان به مقاصد «امنتر» تبدیل شدهاند؛ کشورهایی که هم از کانون تنش دور هستند و هم امکان سفر کوتاهمدت یا زمینی به آنها وجود دارد. در مقابل، مقاصدی که بههابهای هوایی خاورمیانه وابستهاند، با کاهش تقاضا مواجه شدهاند.
بلعیده شدن سود ایرلاینها
ایرلاینهای اروپایی و آمریکایی اکنون با یکی از دشوارترین دورههای خود پس از کرونا روبهرو هستند. افزایش قیمت سوخت، حاشیه سود شرکتها را بهشدت کاهش داده و برخی ایرلاینهای کمهزینه را در معرض بحران مالی قرار داده است. شرکت Air France-KLM اعلام کرده هزینه سوخت آن امسال حدود ۲.۴میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. لوفتهانزا و مالک بریتیش ایرویز نیز با جهش چندمیلیارد دلاری هزینه انرژی مواجه شدهاند.
بحران زمانی جدیتر میشود که صنعت هوانوردی دقیقا در فصل تابستان تحت فشار قرار گرفته؛ فصلی که سود اصلی ایرلاینها در آن به دست میآید. هرگونه افت تقاضا یا افزایش بیشتر قیمت سوخت میتواند بخش مهمی از درآمد سالانه شرکتهای هواپیمایی را از بین ببرد. ورشکستگی شرکت هواپیمایی ارزانقیمت Spirit در آمریکا نیز نگرانیها را تشدید کرده است. تحلیلگران هشدار میدهند اگر نفت در محدوده ۱۰۰دلار باقی بماند، ایرلاینهایی که ذخایر نقدی ضعیفتر و پوشش مالی محدودی دارند، با بحران نقدینگی روبهرو خواهند شد. در اروپا، شرکتهای کمهزینه بیش از دیگران در معرض خطر قرار دارند؛ زیرا مدل اقتصادی آنها بر پایه بلیتهای ارزان و حاشیه سود محدود بنا شده است. حالا جهش هزینه سوخت، این معادله را برهم زده است.
بازگشت اروپا به حملونقل ریلی
یکی از مهمترین نتایج بحران انرژی، بازگشت حملونقل ریلی به مرکز توجه اروپا است. فروش بلیت قطارهای بینشهری و بینالمللی افزایش یافته و بسیاری از مسافران ترجیح میدهند بهجای پرواز، از قطار استفاده کنند. شرکتهای ریلی اروپایی از رشد قابلتوجه تقاضا خبرمیدهند؛ بهویژه در مسیرهایی که پیشتر عمدتا هوایی بودند. حتی سفرهای کاری نیز به سمت حملونقل زمینی در حال حرکت است. این تغییر تنها یک واکنش موقت به جنگ نیست، بلکه میتواند نشانه آغاز تغییری بزرگتر در الگوی حملونقل اروپا باشد. افزایش هزینه سوخت و نگرانیهای ژئوپلیتیک، دوباره مزیت قطار را برای اروپا برجسته کرده است؛ وسیلهای که وابستگی کمتری به نفت دارد و در بحرانهای انرژی، انعطافپذیرتر عمل میکند.
بحران در مدارس آمریکا
اما آثار جنگ تنها به صنعت گردشگری محدود نمانده است؛ در آمریکا، جهش قیمت دیزل اکنون به بحرانی برای خدمات عمومی و حتی نظام آموزشی تبدیل شده است. از زمان آغاز جنگ، قیمت دیزل در آمریکا حدود ۶۷درصد افزایش یافته و به بیش از ۶دلار در هر گالن رسیده است. این جهش، هزینه حملونقل عمومی، کامیونها، کشاورزی و سرویس مدارس را بهشدت افزایش داده است. ناوگان اتوبوسهای مدارس آمریکا سالانه بیش از ۸۰۰میلیون گالن دیزل مصرف میکند. برآوردها نشان میدهد افزایش اخیر قیمت سوخت، حدود ۲میلیارد دلار به هزینه سالانه حملونقل دانشآموزان افزوده است. در بسیاری از ایالتها، مدارس مجبور شدهاند برای تامین هزینه سوخت از بودجه اضطراری استفاده کنند. برخی مناطق نیز ناچار به کاهش خدمات آموزشی، حذف برنامههای جانبی یا تعویق تعمیرات شدهاند. در واشنگتن، مقامهای آموزشی میگویند افزایش هزینه دیزل، معادل حقوق سالانه ۲معلم برای هر منطقه آموزشی هزینه ایجاد کرده است. در مناطق فقیرتر، این فشار میتواند مستقیما بر کیفیت آموزش اثر بگذارد.
آموزش در مناطق دورافتاده
در برخی مناطق آمریکا، بحران ابعاد بسیار جدیتری پیدا کرده است. در بخشهایی از آلاسکا، دیزل تنها برای حملونقل استفاده نمیشود، بلکه سوخت اصلی تولید برق و گرمایش مدارس است. مقامهای محلی هشدار دادهاند که اگر قیمتها همچنان افزایش یابد، ادامه فعالیت مدارس با مشکل مواجه خواهد شد. برخی مناطق تنها در یک بازه کوتاه زمانی امکان ذخیرهسازی سوخت دارند و اکنون میان دو انتخاب دشوار گرفتار شدهاند؛ خرید سوخت با قیمتهای بسیار بالا یا پذیرش خطر کمبود انرژی در زمستان. این وضعیت نشان میدهد بحران خلیجفارس اکنون از بازار نفت فراتر رفته و به موضوعی مرتبط با امنیت اجتماعی و خدمات عمومی در آمریکا تبدیل شده است.
گلوگاه اقتصاد جهان
واقعیت آن است که اهمیت تنگه هرمز تنها به صادرات نفت محدود نمیشود. این آبراه اکنون یکی از حساسترین نقاط اقتصاد جهانی است؛ نقطهای که هر تنش نظامی در آن میتواند زنجیره تجارت و حملونقل جهان را مختل کند. افزایش قیمت انرژی، تنها نخستین مرحله بحران است. در صورت اختلال جدی در هرمز، هزینه حمل کالا، قیمت مواد غذایی، نرخ تورم و رشد اقتصادی جهان نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. اروپا بهویژه آسیبپذیرتر است؛ زیرا هم وابستگی بالایی به واردات انرژی دارد و هم همزمان با رشد اقتصادی ضعیف و تورم مزمن مواجه است. در آمریکا نیز افزایش قیمت سوخت به مسالهای سیاسی تبدیل شده و میتواند بر انتخابات و محبوبیت دولت اثر بگذارد.
آنچه اکنون در حال رخ دادن است، نشان میدهد جنگ علیه ایران تنها یک درگیری نظامی محدود نیست؛ بلکه بحرانی است که مستقیما به قلب اقتصاد غرب نفوذ کرده است. از بلیت هواپیما و تعطیلات تابستانی در اروپا تا بودجه مدارس و هزینه حملونقل در آمریکا، همه تحت تاثیر ریسکی قرار گرفتهاند که مرکز آن خلیج فارس و تنگه هرمز است. اگر تنشها ادامه یابد یا هرمز با اختلال واقعی مواجه شود، جهان ممکن است وارد مرحله تازهای از شوک انرژی، رکود تورمی و بحران حملونقل شود؛ بحرانی که میتواند یکی از پرهزینهترین تابستانهای اقتصادی دهههای اخیر را برای غرب رقم بزند.