250سال پس از آدام اسمیت

عنوان کامل کتاب «پژوهشی در ماهیت و علل ثروت ملل» است. این اثر نه تجارت، نه بازارها و نه انگیزه‌های انسانی را اختراع کرد؛ اما کاری به همان اندازه مهم انجام داد: توضیح داد که چرا جوامع زمانی شکوفا می‌شوند که افراد آزاد باشند تا فعالیت‌های اقتصادی و ابتکارهای شخصی خود را دنبال کنند.

اسمیت هرگز از واژه «سرمایه‌داری» استفاده نکرد. این اصطلاح بعدها رواج یافت. با این حال، نظامی که او توصیف کرد، نظامی مبتنی بر مبادله داوطلبانه، تخصص‌گرایی، حقوق مالکیت و حاکمیت قانون بود؛ همان چیزی است که امروز آن را سرمایه‌داری بازار مدرن می‌نامیم. اقتصاددانان معاصر اغلب همین مجموعه نهادها و شرایط را با عنوان «آزادی اقتصادی» توصیف می‌کنند.

پیش از آنکه اسمیت «ثروت ملل» را بنویسد، فقر وضعیت عادی و غالب زندگی انسان‌ها بود. طی هزاران سال، رشد اقتصادی بسیار کند و شکننده بود. بیشتر مردم زندگی‌های کوتاه و دشواری را در مرز حداقل معیشت سپری می‌کردند. ثروت عمدتا از طریق مالکیت زمین، فتوحات نظامی یا امتیازات سلطنتی به دست می‌آمد.

اسمیت در بریتانیا و بخش‌هایی از اروپا پدیده متفاوتی را مشاهده کرد: ظهور جامعه‌ای تجاری که در آن بهره‌وری به شکل چشم‌گیری افزایش می‌یافت، زیرا افراد در انجام وظایف خاصی تخصص پیدا می‌کردند و با یکدیگر مبادله می‌کردند.

نمونه مشهور او از کارخانه تولید سنجاق این نکته را به‌خوبی نشان می‌دهد. کارگری که به تنهایی تلاش کند سنجاق تولید کند، ممکن است در طول یک روز تنها تعداد اندکی بسازد. اما وقتی فرآیند تولید به مراحل تخصصی میان چندین کارگر تقسیم شود، میزان تولید به‌طور چشم‌گیری افزایش می‌یابد. اسمیت توضیح داد که تقسیم کار بهره‌وری را چندبرابر می‌کند و همراه با آن، رفاه و ثروت نیز افزایش می‌یابد.

امروزه این بینش ممکن است بدیهی به نظر برسد، اما در قرن هجدهم دیدگاهی انقلابی محسوب می‌شد. ثروت دیگر عمدتا به فتوحات نظامی، امتیازات سلطنتی یا مالکیت زمین وابسته نبود. در عوض، می‌توانست از طریق همکاری داوطلبانه انسان‌های عادی که کالا تولید و مبادله می‌کنند رشد کند.

اسمیت همچنین توضیح داد که بازارها چگونه این فعالیت‌ها را از طریق قیمت‌ها هماهنگ می‌کنند. هنگامی که افراد در چارچوب قانون و رقابت منافع خود را دنبال می‌کنند، منابع معمولا به سمت ارزشمندترین کاربردهایشان هدایت می‌شوند. این همان فرایندی است که اسمیت آن را با تعبیر مشهور «دست نامرئی» توصیف کرد.

برخی منتقدان این عبارت را به‌عنوان دفاعی از طمع تفسیر می‌کنند. اما منظور اسمیت چیز دیگری بود. او که در اصل فیلسوف اخلاق بود، باور داشت که بازارها زمانی بهترین عملکرد را دارند که در بستر فرهنگی مبتنی بر اعتماد، عدالت و هنجارهای اجتماعی فعالیت کنند.

با این حال، او نکته‌ای عمیق را درک کرده بود: نظام‌های اقتصادی‌ای که بر آزادی و مبادله داوطلبانه متکی هستند، خلاقیت انسانی را به شیوه‌ای به کار می‌گیرند که نظام‌های متمرکز هرگز قادر به انجام آن نیستند.

داده‌های معاصر درباره پیشرفت بشر نیز این بینش اسمیت را تایید می‌کنند. در قرن‌هایی که از انتشار «ثروت ملل» گذشته است، جهان شاهد انفجاری در رفاه بوده که در سال ۱۷۷۶ تقریبا غیرقابل تصور بود. امید به زندگی در سطح جهانی بیش از دو برابر شده است. سطح سواد، تغذیه و استانداردهای زندگی به‌طور چشم‌گیری افزایش یافته‌اند. مهم‌تر از همه، فقر شدید به پایین‌ترین سطوح در تاریخ بشر کاهش یافته است.

داده‌های اقتصادی مدرن نیز همان چیزی را تایید می‌کنند که اسمیت قرن‌ها پیش مشاهده کرده بود. کشورهایی که از آزادی اقتصادی بیشتری برخوردارند—یعنی حقوق مالکیت قوی‌تر، تجارت آزادتر، ثبات پولی و مقررات محدودتر—به‌طور مداوم سطوح بالاتری از شکوفایی انسانی را تجربه می‌کنند.

بر اساس گزارش سالانه «آزادی اقتصادی جهان» که توسط موسسه فریزر منتشر می‌شود، افرادی که در آزادترین اقتصادهای جهان زندگی می‌کنند به طور متوسط بیش از شش برابر کسانی درآمد دارند که در کم‌آزادی‌ترین اقتصادها زندگی می‌کنند. نرخ فقر در کشورهایی با کمترین سطح آزادی اقتصادی حدود ۲۵ برابر بیشتر از کشورهای دارای بیشترین آزادی اقتصادی است. اما درآمد تنها بخشی از داستان است. افرادی که در جوامع دارای آزادی اقتصادی زندگی می‌کنند، معمولا عمر طولانی‌تر و سلامت بهتری دارند. به‌طور متوسط، امید به زندگی در آزادترین اقتصادها حدود ۱۷ سال بیشتر از کشورهایی است که از نظر اقتصادی کمترین آزادی را دارند. نرخ مرگ‌ومیر نوزادان نیز تقریبا ده‌برابر کمتر است. حتی فقیرترین شهروندان در کشورهای دارای آزادی اقتصادی، درآمدی بسیار بالاتر از همتایان خود در جوامع کمتر آزاد دارند.

آزادی اقتصادی همچنین با شاخص‌های دیگری از شکوفایی انسانی نیز ارتباط قوی دارد؛ از جمله فساد کمتر، رضایت بیشتر از زندگی، محیط‌زیست پاک‌تر و حتی آزادی‌های فردی گسترده‌تر.

زمانی که قدرت در میان ‌میلیون‌ها فرد و کسب‌وکار پراکنده باشد، کنترل کامل جامعه برای هر قدرت مرکزی بسیار دشوارتر می‌شود. یک بخش خصوصی پویا می‌تواند به‌عنوان نیرویی متعادل‌کننده در برابر قدرت دولت عمل کند.

چنان‌که برنده جایزه نوبل اقتصاد میلتون فریدمن در کتاب سال۱۹۶۲ خود با عنوان «سرمایه‌داری و آزادی» نوشت، آزادی اقتصادی به حفظ آزادی سیاسی کمک می‌کند: «با تکیه عمده بر همکاری داوطلبانه و فعالیت‌های خصوصی، چه در اقتصاد و چه در سایر عرصه‌ها، می‌توان اطمینان حاصل کرد که بخش خصوصی به مهاری بر قدرت بخش دولتی تبدیل شود و از آزادی بیان، آزادی مذهب و آزادی اندیشه به‌طور موثری محافظت کند.»

برای آمریکایی‌ها یادآوری این نکته جالب است که «ثروت ملل» در همان سالی منتشر شد که اعلامیه استقلال آمریکا صادر شد. این همزمانی تصادفی نبود. هر دو اثر از میراث فکری جان لاک و باور عصر روشنگری به حقوق طبیعی انسان‌ها و آزادی آنها برای هدایت زندگی خود سرچشمه می‌گرفتند. چه در سیاست و چه در اقتصاد، اصل بنیادین یکسان بود: انسان‌های آزاد جوامعی قوی‌تر و شکوفاتر از نظام‌هایی می‌سازند که بر کنترل متمرکز استوارند.

دو قرن و نیم پس از انتشار اثر اسمیت، شواهد همچنان به همان نتیجه اشاره دارند. رفاه از فرمان دولت یا برنامه‌ریزی اقتصادی به وجود نمی‌آید، بلکه از خلاقیت، بلندپروازی و همکاری داوطلبانه انسان‌های آزاد سرچشمه می‌گیرد. همین حقیقت جهان را دگرگون کرده است و همچنان به گسترش شکوفایی انسانی در زمانه ما ادامه می‌دهد.

* نویسنده و محقق