سه‌گانه «زندگی» در شرایط «جنگی»

در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، زمانی‌که روسیه حمله گسترده نظامی به اوکراین را آغاز کرد، این کشور ناگهان وارد یکی از بزرگ‌ترین بحران‌های انسانی اروپا پس از جنگ‌جهانی دوم شد. حملات موشکی و هوایی در ساعات اولیه جنگ چندین شهر مهم اوکراین را هدف قرارداد. در همان ساعات ابتدایی، این پرسش برای بسیاری از شهروندان اوکراین مطرح شد که آیا باید در شهر بمانند و خود را با شرایط جنگی تطبیق دهند یا برای حفظ جان خود و خانواده‌شان شهر و حتی کشور را ترک کنند؟ شروع جنگ در اوکراین با ترکیبی از خروج گسترده غیرنظامیان، جابه‌جایی داخلی و ادامه زندگی روزمره و مشارکت فعال و کمک‌های داوطلبانه همراه بود.

شوک و ناباوری در ساعات نخست جنگ

۲۴ فوریه ۲۰۲۲، زمانی‌که روسیه حمله گسترده خود به اوکراین را آغاز کرد، بسیاری از شهروندان این کشور با شوک و ناباوری مواجه شدند. حتی کسانی که ماه‌ها درباره احتمال حمله هشدار شنیده بودند، باور نمی‌کردند جنگ واقعی آغاز شده باشد. در شهرهای چرنیهیف، کی‌یف و خارکیف، مردم صبح زود با صدای انفجارها از خواب بیدار شدند. یکی از ساکنان چرنیهیف می‌گفت: جنگ «ساعت چهار صبح» آغاز شد و انفجارها به‌سرعت در شهرهای مختلف شنیده شد. در کی‌یف و خارکیف نیز ابتدا تصور می‌شد صداها مربوط به تمرین نظامی یا حادثه‌ای محدود باشد، اما با دیدن نور انفجارها در افق و انتشار خبر حمله در شبکه‌های اجتماعی، مشخص شد که حمله‌ای گسترده آغاز شده‌است.

در بوچا، یک زن روایت می‌کرد که وقتی پدرشوهرش ساعت ۶ صبح با او تماس گرفت و گفت جنگ شروع‌شده، ابتدا باور نکرد: «فکر کردم چنین چیزی نمی‌تواند واقعی باشد.» تنها زمانی‌که پنجره را باز کرد و صدای گلوله‌باران را شنید، شوک جای خود را به ترس داد. این تجربه تکراری در بسیاری از روایت‌ها دیده می‌شود و حتی کسانی که اخبار را دنبال می‌کردند، تا لحظه شنیدن اولین انفجارها تصور نمی‌کردند جنگ واقعا آغاز شده‌است.

حمله روسیه در ساعات اولیه صبح آغاز شد و هم‌زمان با آن، آژیرهای هشدار در بسیاری از شهرهای اوکراین به صدا درآمد. گزارش‌های رسانه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد در همان روز نخست، بسیاری از شهروندان در وضعیت شوک و سردرگمی قرار داشتند. برخی به‌سرعت به پناهگاه‌ها، ایستگاه‌های مترو و زیرزمین ساختمان‌ها رفتند و برخی دیگر تلاش کردند هرچه سریع‌تر شهر را ترک کنند.

پس از روشن‌شدن واقعیت جنگ، یکی از نخستین واکنش‌ها جست‌وجوی پناهگاه بود. بسیاری از خانواده‌ها به زیرزمین‌ها، پارکینگ‌ها یا ایستگاه‌های مترو پناه بردند. در کی‌یف، خانواده‌ای روایت می‌کند که روز اول جنگ را در یک پارکینگ زیرزمینی گذراندند؛ جایی‌که حدود ۶۰نفر از همسایه‌ها جمع شده‌بودند. هوا سرد بود و هیچ وسیله گرمایشی وجود نداشت، اما مردم ترجیح می‌دادند در آنجا بمانند. برخی خانواده‌ها شب را در خودروهای خود در همان پارکینگ خوابیدند.

در شهرهای دیگر نیز مردم به پناهگاه‌ها رفتند. یک زن در خارکیف می‌گفت؛ نزدیک‌ترین محل امن برای آنها ایستگاه مترو بود و بسیاری از ساکنان چند روز در آنجا ماندند، زیرا خروج از شهر به‌دلیل بمباران خطرناک بود. در برخی مناطق، مردم حتی در سرداب خانه‌های خود پناه گرفتند. زنی از سومی روایت می‌کند که پس از حملات موشکی به خانه‌های مسکونی، سرداب خانه به «خانه دوم» آنها تبدیل شد.

هم‌زمان با این شوک اولیه، صف‌های طولانی در پمپ‌بنزین‌ها و فروشگاه‌های مواد غذایی شکل‌گرفت. مردم تلاش می‌کردند پول نقد، سوخت و حداقل اقلام ضروری را برای روزهای آینده فراهم کنند. شبکه حمل‌ونقل شهری و بین‌شهری نیز تحت‌فشار قرار گرفت و ایستگاه‌های قطار و اتوبوس در شهرهایی مانند کی‌یف و خارکیف با ازدحام شدید جمعیت مواجه شدند. این شرایط، پیش‌زمینه‌ای از بحران انسانی در روزهای نخست جنگ را نشان می‌دهد.

آغاز موج خروج از شهرها

هم‌زمان با پناه گرفتن در زیرزمین‌ها، بخش بزرگی از مردم تلاش کردند شهرهای در معرض حمله را ترک کنند. صف‌های طولانی خودروها برای سوخت‌گیری و جاده‌های خروجی با ترافیک سنگین، تصویر روزهای نخست جنگ را شکل داد. یکی از ساکنان کی‌یف روایت می‌کند؛ در ساعات اولیه جنگ، صف خودروها برای سوخت‌گیری حدود یک‌کیلومتر طول داشت و طی مسیرهای ۱۰۰‌کیلومتری ممکن بود تا ۳۰ ساعت طول بکشد، با این‌حال همه موفق به خروج سریع نشدند و برخی مجبور بودند روزها در پناهگاه‌ها بمانند تا فرصتی برای تخلیه پیدا کنند.

از همان روزهای نخست جنگ، خروج غیرنظامیان از شهرها به‌ویژه از مناطق شرقی و مرکزی اوکراین آغاز شد. تصاویر و گزارش‌های میدانی گاردین نشان می‌داد، صف‌های طولانی خودروها در جاده‌های خروجی شهرها شکل‌ گرفته‌است و ‌هزاران نفر در تلاش بودند به سمت غرب اوکراین حرکت کنند یا از مرزهای این کشور عبور کنند. طبق آمار کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل، تنها در هفته اول جنگ بیش از یک‌میلیون نفر از اوکراین خارج شدند. در روزهای بعد نیز سرعت خروج مردم افزایش‌یافت. تنها چند روز پس از آغاز جنگ، روزانه صدها‌هزار نفر از مرزهای اوکراین عبور ‌‌کردند. گزارش‌های سازمان همکاری اقتصادی و توسعه(OECD) نشان می‌دهد؛ در اوایل مارس ۲۰۲۲، عبور روزانه از مرزهای غربی اوکراین در برخی روزها به بیش از ۲۰۰‌هزار نفر در روز رسید.

براساس گزارش سازمان ملل، تنها در هفته اول جنگ بیش از یک‌میلیون نفر از اوکراین خارج شدند. اکثر این افراد زنان، کودکان و سالمندان بودند، زیرا مردان بین ۱۸ تا ۶۰ سال‌طبق قوانین وضعیت جنگی موظف به ماندن برای دفاع از کشور بودند. بیشتر کسانی که از کشور خارج شدند به کشورهای همسایه پناه بردند؛ کشورهایی مانند لهستان، رومانی، مجارستان، اسلواکی و مولداوی مقصد اصلی این موج پناهجویی بودند. درمیان این کشورها، لهستان بیشترین تعداد پناهجویان را پذیرفت و تنها در هفته‌های نخست جنگ صدها‌هزار نفر وارد این کشور شدند.

در کنار خروج از کشور، بخش بزرگی از جمعیت اوکراین نیز در داخل کشور جابه‌جا شدند. بسیاری از مردم شهرهای شرقی و مرکزی اوکراین که در معرض حملات شدیدتری قرار داشتند، به شهرهای غربی کشور مانند لویو(Lviv) منتقل شدند.

گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی نشان می‌دهد؛‌میلیون‌ها نفر در همان هفته‌های نخست جنگ، خانه‌های خود را ترک کردند اما همچنان در داخل کشور باقی‌ماندند. این جابه‌جایی داخلی یکی از بزرگ‌ترین موج‌های آوارگی در اروپا در دهه‌های اخیر به‌شمار می‌رود. بسیاری از مدارس، سالن‌های ورزشی و ساختمان‌های عمومی در شهرهای غربی به محل اسکان موقت آوارگان تبدیل شد و دولت اوکراین و سازمان‌های امدادی تلاش کردند زیرساخت‌هایی برای اسکان اضطراری ایجاد کنند.

با وجود موج بزرگ خروج از کشور، شهرهای اوکراین به‌طور کامل تخلیه نشدند. در شهرهای بزرگی مانند کی‌یف، خارکیف و اودسا، بخش قابل‌توجهی از جمعیت همچنان در شهر باقی‌ماندند. این موضوع به چند دلیل رخ داد.

اول اینکه، بسیاری از مردان به‌دلیل قوانین وضعیت جنگی امکان خروج از کشور را نداشتند. دوم آنکه برخی از شهروندان ترجیح دادند در خانه‌های خود بمانند و شرایط جنگی را در همان شهر مدیریت کنند. در شهرهایی مانند کی‌یف، بسیاری از ساکنان شب‌ها را در ایستگاه‌های مترو یا پناهگاه‌های زیرزمینی می‌گذراندند، زیرا این مکان‌ها در‌برابر حملات هوایی ایمن‌تر محسوب می‌شدند. متروی کی‌یف در روزهای نخست جنگ به یکی از مهم‌ترین پناهگاه‌های شهری تبدیل شد و ‌هزاران نفر شب‌ها در آنجا پناه می‌گرفتند.

ادامه زندگی روزمره در سایه جنگ

بررسی واکنش مردم اوکراین در هفته نخست جنگ نشان‌داد برخلاف تصور رایج که ممکن است شهرها در شرایط جنگی به‌سرعت تخلیه شوند، واقعیت پیچیده‌تر بود. در اوکراین، بخشی از جامعه به‌ویژه زنان، کودکان و سالمندان به‌سرعت کشور را ترک کردند، درحالی‌که بخش قابل‌توجهی از جمعیت در شهرها باقی‌ماندند. برخی به‌دلیل محدودیت‌های قانونی قادر به خروج نبودند، برخی برای دفاع از کشور ماندند و برخی دیگر ترجیح دادند زندگی خود را در همان شهر ادامه دهند.

اگرچه بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی در شهرهای اوکراین مختل شد، اما زندگی شهری به‌طور کامل متوقف نشد. فروشگاه‌های مواد غذایی، داروخانه‌ها و برخی خدمات شهری همچنان فعال بودند. مردم برای تهیه مواد غذایی یا دارو از خانه خارج می‌شدند و تلاش می‌کردند زندگی روزمره را تا حد ممکن ادامه دهند. در بسیاری از مناطق، مدارس تعطیل شد و بسیاری از شرکت‌ها فعالیت خود را متوقف کردند، اما شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها نشان می‌دادند که زندگی در کنار جنگ جریان دارد. بسیاری از شهروندان اوکراینی در تلاش بودند نوعی «عادی‌سازی نسبی» در شرایط بحرانی ایجاد کنند.

با وجود موج بزرگ خروج از کشور و بمباران شهرها، بخش قابل‌توجهی از مردم در شهرها باقی‌ماندند. دلایل این حضور متفاوت بود؛ مردانی که قادر به خروج نبودند، کسانی که ترجیح دادند در شهر بمانند، یا افرادی که تلاش می‌کردند زندگی روزمره را تا حد ممکن ادامه دهند. با گذشت چند روز از آغاز جنگ، در بسیاری از محله‌ها نشانه‌هایی از بازگشت محدود زندگی روزمره دیده شد. در کی‌یف، ساکنان یک مجتمع مسکونی روایت می‌کنند که از روز سوم جنگ تصمیم گرفتند دوباره به آپارتمان‌های خود برگردند. آنها سعی کردند کارهای عادی مانند پختن غذا، دوش گرفتن و حتی درس‌دادن به فرزندانشان را از سر بگیرند. چند روز بعد برخی فروشگاه‌های کوچک محله نیز باز شدند، اگرچه قفسه‌ها کاملا پر نبود، اما همین بازبودن مغازه‌ها برای بسیاری از ساکنان نشانه‌ای از ادامه زندگی بود. یکی از ساکنان کی‌یف معتقد بود؛ «یک مغازه باز یا یک پمپ‌بنزین فعال، مثل بازگشت به زندگی عادی به‌نظر می‌رسید.»

یکی از ویژگی‌های مهم واکنش جامعه اوکراین در هفته نخست جنگ، شکل‌گیری سریع شبکه‌های داوطلبانه و کمک‌های مردمی بود. در بسیاری از محله‌ها مردم به‌صورت خودجوش برای کمک به یکدیگر سازماندهی شدند. در همان پارکینگ زیرزمینی که خانواده‌ها پناه گرفته بودند، ساکنان ساختمان شروع به تقسیم غذا و آب کردند و فضایی جداگانه برای مادران با کودک ایجاد کردند. در سطح شهرها، مراکز داوطلبی برای کمک به ارتش و پناهندگان شکل‌گرفت و تعداد داوطلبان آنقدر زیاد بود که مراکز پذیرش با ازدحام مواجه شدند. علاوه‌بر این، کسانی که شهر را ترک نکرده بودند، با کمک به سربازان در ایست‌های بازرسی، تهیه آب، غذا و دیگر نیازمندی‌ها، نقش فعال در حمایت از جامعه داشتند.

در کنار کمک‌های داوطلبانه، پدیده دیگری که در روزهای نخست شکل‌گرفت، مقاومت مردمی و مشارکت در دفاع شهری بود. دولت اوکراین از شهروندان خواست در صورت توان به نیروهای دفاع سرزمینی بپیوندند.‌هزاران نفر داوطلبانه ثبت‌نام کردند و اسلحه در اختیار آنها قرارگرفت. این نیروها از زیرساخت‌های شهری، پل‌ها، ساختمان‌های دولتی و محله‌های مسکونی محافظت کردند و به‌نوعی سد دفاعی مقابل پیشروی نیروهای مهاجم ایجاد شد.

روایت‌های شخصی از آن روزها نشان می‌دهد؛ جامعه اوکراین با ترکیبی از ترس، صبر و در عین‌حال همبستگی اجتماعی مواجه بود. کودکان از صدای آژیرها می‌ترسیدند و خانواده‌ها شب‌ها را در زیرزمین‌ها سپری می‌کردند، اما در همان شرایط، تلاش می‌شد نوعی نظم و همکاری میان مردم شکل بگیرد. برخی شهروندان حتی به‌نوعی سازگاری تدریجی با وضعیت اشاره کردند. یکی از ساکنان کی‌یف می‌گفت؛  در روزهای بعد از حمله، مفهوم «آرامش» برای آنها تغییر کرده‌بود؛ اگر در یک روز فقط دو انفجار شنیده می‌شد، آن روز «آرام» تلقی می‌شد. این شرایط باعث شد شهروندان با وجود ترس شدید، تلاش کنند نوعی زندگی روزمره را حفظ کنند.