پل ارتباطی میان بانک و بیمه

بانکداری بیمه‌ای (Bancassurance) در الگوی سنتی خود بر یک بنیان توزیعی استوار بوده و بانک به‌عنوان مجرای فروش، بیمه به‌عنوان تولیدکننده محصول و مشتری به‌عنوان دریافت‌کننده منفعل خدمت تعریف می‌شود. این الگو مبتنی بر قراردادهای همکاری دوجانبه، شبکه شعب، فروش چهره‌به‌چهره و محصولات استانداردسازی‌شده‌ای بود که با منطق مقیاس‌پذیری فیزیکی توسعه می‌یافت. در این چارچوب، هم‌افزایی بانک و بیمه بیش از آنکه ماهیتی ساختاری و سیستمی داشته باشد، شکلی قراردادی و بازاریابی‌محور داشت که به جای خلق ارزش جدید، بر توزیع ارزش موجود تمرکز داشت.

ظهور نئواینشورنس (Neoinsurance) یک گسست مفهومی در منطق سنتی پیوند بانک و بیمه ایجاد کرده و ساختار کلاسیک ارائه خدمات بیمه‌ای را از بنیان بازآرایی کرده است. نئواینشورنس علاوه بر ابزار دیجیتال برای توزیع بیمه‌نامه، به عنوان یک معماری فناورانه-سازمانی چندلایه عمل نموده که در آن داده به‌عنوان منبع اساسی ارزش، پلتفرم به‌عنوان بستر تعامل ساختاری، الگوریتم به‌عنوان منطق تصمیم‌سازی و تجربه کاربر به‌عنوان نقطه نهایی تحقق ارزش اقتصادی تعریف می‌شود.

این معماری، صنعت بیمه را از وضعیت محصول منفرد و مستقل خارج کرده و آن را به یک توانایی درون‌سیستمی (Systemic Capability) در دل زیست بوم خدمات مالی ارتقا می‌دهد که بر اساس منطق عملکردی سیستم طراحی می‌شود. لذا بیمه از یک خروجی قراردادی به یک مؤلفه ساختاری در معماری عملیاتی بانکداری دیجیتال تبدیل می‌گردد. بنابراین بیمه دیگر به‌صورت یک خدمت الحاقی در کنار خدمات بانکی معنا نداشته و در سطح طراحی زیرساختی در منطق عملیاتی سکو‌های مالی ادغام می‌شود و بخشی از سازمان‌یافتگی درونی نظام ارائه خدمات مالی را شکل می‌دهد. ادغام ساختاری موجب می‌شود بیمه در سطح تصمیم‌سازی، طراحی فرآیند، مدیریت ریسک و خلق ارزش، نقشی هم‌سنگ سایر اجزای هسته‌ای نظام مالی پیدا نموده و از کارکرد جانبی به یک مؤلفه بنیادین در معماری خدمات (Service Architecture) زیست بوم مالی ارتقا یابد.

 خلق ارزش در مدار داده

منطق خلق ارزش در بانکداری بیمه‌ای کلاسیک بر زنجیره خطی و ترتیبی استوار است که در آن بانک نقش جذب مشتری را ایفا نموده، شرکت بیمه نقش تولیدکننده محصول را بر عهده داشته و تعامل میان دو نهاد مالی به تقسیم کارمزد و منافع قراردادی محدود می‌شود. این ساختار، مبتنی بر تفکیک کارکردی نهادها و جریان یک‌طرفه ارزش است که ارزش اقتصادی از مسیرهای ازپیش‌تعریف‌شده حرکت کرده و امکان بازترکیب ساختاری عناصر نظام مالی وجود ندارد. رابطه بانک و بیمه در این الگو واجد منطق زنجیره ارزش است و یک رویکرد شبکه‌ای یا تعاملی نخواهدبود.

این رویکرد خطی در نئواینشورنس به یک الگوی شبکه‌ای و چندمرکزی تبدیل شده که در آن ارزش در بستر تعامل مستمر داده‌ها و بازیگران شکل می‌گیرد. داده‌های بانکی، داده‌های رفتاری، داده‌های تراکنشی و داده‌های بیمه‌ای در یک زیرساخت مشترک پردازش، همبسته‌سازی و تحلیل شده و خروجی این فرآیند، تولید راهکارهای مالی-بیمه‌ای تطبیقی و پویایی است که بر مبنای الگوهای واقعی رفتار اقتصادی مشتری طراحی می‌شوند. لذا ارزش از طریق ادغام داده‌ها (Data Integration) و هماهنگی الگوریتمیک (Algorithmic Coordination) خلق می‌شود و از مسیر توزیع قراردادی محصول نخواهدبود.

باید گفت این دگرگونی ساختاری موجب می‌شود الگوی بانکداری بیمه‌ای از یک مجرای فروش مشترک با سازمان بازاریابی و توزیع به یک زیست بوم خدمات مالی یکپارچه با منطق سیستمی و شبکه‌ای ارتقا یابد. در این زیست بوم شبکه بانکی و بیمه گران دو بازیگر مستقل با اجزای یک ساختار سازمانی مشترک محسوب شده که ارزش در آن از رهگذر هم‌افزایی داده، هم‌تنظیمی فرایندها و هم‌پیوندی زیرساخت‌های فناورانه تولید می‌شود. پیامد این تحول، تغییر ماهیت الگوی بانک-بیمه از یک سازوکار توزیعی به یک سازه سازمانی است که رویکرد عملکردی آن بر تعامل شبکه‌ای و تولید مشترک ارزش استوار است.

از نگاه دیگر نئواینشورنس یک جابه‌جایی پارادایمی در الگوی بانک-بیمه ایجاد نموده و آن را از الگوی مبتنی بر زنجیره ارزش خطی به ساختار مبتنی بر شبکه ارزش منتقل می‌سازد. لذا بانک و بیمه به‌عنوان گره‌های درهم‌تنیده در یک شبکه سکویی مشترک تعریف می‌گردند که در آن خلق ارزش از رهگذر تعامل مستمر داده‌ها، الگوریتم‌ها و بازیگران سازمانی شکل می‌گیرد. ارزش اقتصادی در این ساختار شبکه‌ای حاصل فرآیند حکمرانی سکو (Platform Governance) و ارزش‌سازی پویا (Dynamic Value Creation) است و به نتیجه توالی خطی از تولید تا توزیع ارتباطی نخواهدداشت. شبکه پلتفرمی شکل‌گرفته ظرفیت خلق محصولات پویا، شخصی‌سازی‌شده و منطبق با الگوهای واقعی رفتار مشتری را فراهم می‌کند که در الگوی کلاسیک بانک-بیمه به دلیل فقدان زیرساخت داده‌محور، نبود یکپارچگی اطلاعاتی و محدودیت‌های ساختاری امکان تحقق نداشت. فقدان پیوند سیستمی میان داده‌های بانکی و بیمه‌ای در الگوی سنتی باعث می‌شد طراحی محصول مبتنی بر طبقه‌بندی‌های کلی و مفروضات آماری باشد و بر تحلیل‌های رفتاری و الگوهای واقعی تصمیم‌گیری اقتصادی مشتریان پایه‌گذاری نمی‌گردید.

بانک-بیمه در مسیر شبکه‌ای شدن

همچنین تغییر منطق طراحی محصول تحول اساسی دیگر در این گذار محسوب می‌شود. محصول بیمه‌ای در الگوی کلاسیک بر اساس کاربست درون‌سازمانی طراحی شده و سپس از طریق مجرای بانکی به بازار عرضه می‌گردد بدین معنا که طراحی و توزیع دو فرآیند منفک هستند. طراحی محصول در نئواینشورنس حاصل یک فرآیند تحلیلی بین‌بخشی است که در آن داده‌های بانکی، الگوهای مصرف، ریسک‌های اعتباری، سبک زندگی مالی و رفتار دیجیتال مشتری در یک الگوی تحلیلی یکپارچه تلفیق شده و محصول بیمه‌ای به‌صورت درون‌زاد از دل این تحلیل استخراج می‌گردد. لذا محصول بیمه‌ای با این رویکرد جدید یک سازه تطبیقی است که به‌صورت مستمر با تغییر رفتار مالی مشتری، ساختار اقتصادی او و الگوهای مصرفی‌اش بازتعریف شده و ماهیت فرآیندی، پویا و سیستمی پیدا می‌کند.

همچنین لازم به ذکر است که نئواینشورنس موجب یک دگرگونی ساختاری در بنیان‌های سازمانی بانکداری بیمه‌ای شده و الگوی سنتی همکاری شبکه بانکی و بیمه گران را از سطح روابط قراردادی به سطح هم‌پیوندی سازمانی و شرکتی ارتقا می‌دهد. رابطه میان این دو نهاد مالی در الگوی کلاسیک بر مبنای قراردادهای توزیعی، منطق کارمزدی و رقابت بر سر سهم بازار تعریف می‌شود که ماهیت معاملاتی و نه ساختاری دارد. نوع پیوند سازمانی بر تفکیک نقش‌ها، استقلال سازمانی و مرزهای روشن نهادی استوار بوده و تعامل بانک و بیمه را به یک همکاری کارکردی محدود تقلیل می‌دهد.

این رابطه در نئواینشورنس به یک شراکت پلتفرمی بازتعریف شده که اساس آن مالکیت داده، حکمرانی الگوریتم‌ها، مدیریت ریسک مشترک و طراحی یکپارچه زیرساخت فناورانه است. لذا بانک و بیمه در سطح زیرساختی با یکدیگر هم‌ساخت می‌شوند و منطق همکاری از سطح تعاملات تجاری به سطح هم‌تنیدگی سیستمی منتقل می‌گردد. پیامد آن اینگونه خواهد بود که مرزهای سازمانی میان بانک و بیمه را به‌تدریج کاهش داده و به ظهور ساختارهای هیبریدی مالی منجر می‌شود که در آن تمایز کلاسیک میان سازمان‌های مالی کارکرد تحلیلی خود را از دست می‌دهد و جای خود را به منطق سازمان‌یافتگی شبکه‌ای می‌دهد. ساختار حکمرانی (Governance Structure) در این سطح، دیگر بر اساس تفکیک سازمانی شکل نمی‌گیرد و بر اساس هم‌پیوندی داده‌محور و هم‌تنظیمی فرآیندها سازمان می‌یابد.

نیز باید اشاره کرد که نئواینشورنس موجب کاهش ساختاری هزینه‌های مبادله در الگوی بانک-بیمه می‌شود. حذف فرآیندهای فیزیکی، خودکارسازی قراردادها، دیجیتالی‌سازی ارزیابی ریسک و پرداخت خسارت و یکپارچه‌سازی زیرساخت‌های داده‌ای، موجب می‌شود همکاری بانک و بیمه از یک رابطه اداری پرهزینه به یک تعامل الگوریتمی و سیستمی تبدیل شود. لذا هماهنگی سازمانی و شرکتی از مسیر سازوکارهای دیجیتال، استانداردهای داده‌ای و منطق‌های الگوریتمی تحقق می‌یابد. بنابراین بانکداری بیمه‌ای از یک الگوی مبتنی بر تعامل سازمانی به یک الگوی مبتنی بر کاهش هزینه‌های مبادله (Transaction Cost Reduction) در سطح ساختاری ارتقا می‌یابد.

باید گفت نئواینشورنس مفهوم بانکداری بیمه‌ای را از همکاری توزیعی به هم‌ساختاری شرکتی منتقل می‌کند. الگوی بانک-بیمه در این بازتعریف عنوان تکوین یک معماری سازمانی جدید در خدمات مالی فهم می‌شود که در آن بیمه، بانکداری، داده و فناوری در قالب یک ساختار یکپارچه معنا پیدا می‌کنند. شاید بتوان گفت پیامد غایی آن اینگونه خواهد بود که بانکداری بیمه‌ای را از سطح یک راهبرد فروش و بازاریابی به سطح یک پارادایم شرکتی ارتقا داده و آن را به یکی از ارکان اساسی معماری مالی دیجیتال آتی تبدیل می‌سازد.