رسمیت یافتن بازار ارز

در حقیقت  عدم تامین کلیه نیازهای ارزی کشور، به‌خصوص انگیزه‌های حفظ ارزش، شاهد تداوم رشد تقاضای ارز بودیم، اما برخی از ویژگی‌های بازار را از دست داده بود.  همچنین انتظار بر آن بود که نرخ رسمی لنگر قیمتی برای بازار آزاد شود، اما آنچه رخ داد، تبدیل نرخ ارز آزاد به لنگری برای انتظارات تورمی و رشد قیمت رسمی ارز بود؛ چرا که با هر بار رشد بازار آزاد، شاهد انکار و مقاومت موقتی در بدنه اقتصادی کشور بوده‌ایم، اما خیلی زود، قیمت‌های رسمی به قیمت‌های آزاد رسیدند و این چرخه بارها تکرار شد.  آنچه با حذف بازار معاملات رسمی اسکناس اشخاص حقیقی خرد با انگیزه‌های حفظ ارزش در صرافی‌ها رخ داد، بازار را از شکل واقعی خود دور کرد و از یک بازار خوب قانونی به یک بازار بد غیررسمی گذار کردیم. در حقیقت ایجاد محدودیت‌ها، سبب افزایش در سمت تقاضا و کاهش انگیزه‌ها برای عرضه و فروش شد. 

تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که بازارها با نقدشوندگی بالا و بازیگران بیشتر، احتمال کمتری برای نوسانات شدید دارند و افق‌ها و انتظارات ناهمگون سرمایه‌گذاران می‌تواند به تقویت عمق بازار و پایداری بازار آن تبدیل شود. در‌حالی‌که ایجاد مانع برای حضور بیشتر فعالان، سبب عدم پایداری و افزایش شوک‌ها می‌شدند. به طور مثال در زمانی که قیمت ارز حبابی شده و بیش از ارزش ذاتی باشد، امکان حضور زیاد، رسمی و قانونی فروشندگان و بازار ساختاریافته می‌تواند سبب افزایش عرضه‌ها شود. 

از سوی دیگر، قیمت طلا در داخل وابستگی شدیدی به قیمت ارز دارد و تغییرات طلای جهانی در مقایسه با تغییرات ارزش ریال، چندان اثر‌گذار نیست.  در حالی که سیاست‌ها در بازار سکه و طلا متفاوت بوده و نه تنها بازار رسمی آن حفظ شده است، بلکه بانک مرکزی در آن نقش‌آفرینی جدی داشته و حتی رفع تعهدات صادراتی از این مسیر صورت گرفته است. حال آنکه سکه و طلا صرفا کاربرد سرمایه‌گذاری و حفظ ارزش دارند و مولد نیستند. این سیاست، طلا و انباشت آن را به سرمایه خانگی برای اشخاص تبدیل کرده است که فاقد هرگونه ارزش‌افزوده اقتصادی است. این غیرمولدشدن حجم زیاد سرمایه، باعث ایجاد اثر تکاثری بر تولید و رفاه عمومی می‌شود، به این معنی که یک عامل مولد از میان ‌رفته و ارزی که می‌توانست صرف واردات خط تولید و ایجاد اشتغال یا واردات مواد اولیه و حفظ اشتغال یا واردات محصول نهایی و افزایش رفاه مردم شود و اثر چندبرابری بر اقتصاد کشور داشته باشد، به‌ طلا تبدیل شده و صرفا پس‌انداز شده و اثر فزاینده تولیدی خود را از دست ‌داده است. 

از سوی دیگر، باید توجه داشت که قیمت ارز وابسته به تئوری‌های اقتصادی مبتنی بر برابری ارزش و حجم صادرات و واردات و انتظارات عمومی است و پژوهش‌های فراوان در خصوص بازارها نشان داده است که در میان‌مدت و بلندمدت، به قیمت تعادلی خود می‌رسد، پس فعال نگه داشتن فعالان بازار، می‌تواند به کاهش شوک‌ها و پایداری بیشتر بازار کمک شایانی کند. در هفته‌های اخیر، دولت اقدامات گسترده‌ای در خصوص اصلاح بازار و تک‌نرخی‌سازی و تسهیل معاملات در بازار ارز انجام داده است. از جمله آن مجاز شدن واردات از محل ارز متقاضی یا دیگری بوده است که عملا به معنای به رسمیت شناختن معاملات حواله ارز در صرافی است.  از سوی دیگر، خرید و فروش ارز برای اشخاص حقیقی به قیمت بازار مجاز شده است. این موضوع، گام مهمی در جهت ایجاد چرخش در چند ده میلیارد دلار ارز خانگی در دست اشخاص حقیقی است که پیش‌تر و با قیمت‌گذاری دستوری و پایین و محدودیت‌های خرید و فروش از چرخه اقتصاد حذف شده بود.  در‌عین‌حال، از سوی دیگر، یکی از ابهامات در خصوص خرید و فروش اسکناس، موضوعات مالیاتی است. در‌حالی‌که در بازار طلا و سکه معافیت‌هایی لحاظ شده است، برای بازگشت ارز به بازار، برای فروشندگان باید معافیت اعمال شود تا انگیزه فروش تقویت شود.

* کارشناس بازار سرمایه