راهکارهای ممکن
سهم خودرو
ابتدا باید به این پرسش پاسخ دهیم که اصولا خودروها چه سهمی از آلودگی هوای شهر تهران دارند؟ تعاریف مختلف آلایندههای معیار (SOx, NOx، CO، ذرات معلق PM، هیدروکربنها) مقادیر متفاوتی از آلودگی هوا را نشان میدهند، اما محرز شده که منابع متحرک بزرگترین سهم را دارند. برای نمونه در برخی گزارشها سهم منابع متحرک تا حدود ۷۰درصد یا بیشتر در انتشار ذرات معلق و تا ۹۸درصد در انتشار CO گزارش شده است؛ در میان منابع متحرک، ناوگان سبک و موتورسیکلتها بخش مهمی از PM و هیدروکربنها را تولید میکنند. همچنین تحقیقات بینالمللی و گزارش بانک جهانی نشان میدهد موتورسیکلتها با اینکه درصد زیادی از ناوگان را تشکیل میدهند، نقش نامتناسبی در تولید ذرات دارند.
پرسش کلیدی دیگر چنین خواهد بود که آیا صنعت خودرو در ایران در شرایط تحریم توانایی بهبود فناوری تولید را دارد؟ در یک جمله: تا حدی بله، اما محدودیتها جدیاند. صنعت خودروی ایران طی سالهای تحریم تجربه «بومیسازی قطعات» و تغییر در زنجیره تامین را داشته و تواناییهای فنی محدودی کسب کرده است؛ شرکتها توانستهاند به منابع جایگزین خارجی متکی شوند و برخی قطعات را داخلیسازی کنند. بااینحال، ارتقای ساختاری به استانداردهای روز (مثل انطباق با استانداردهای یورو ۵-۶ و توسعه موتورهای کممصرف) نیازمند سرمایهگذاری بلندمدت، دسترسی به فناوریهای پیشرفته، مواد و نیمههادیها و همچنین همکاری با شرکای بینالمللی است که تحریمها و محدودیتهای مالی و ارزی مانع آن میشوند. در نتیجه پیشرفتهای جزئی و تطبیقی ممکن است، اما جهش تکنولوژیک سریع و کامل در غیاب رفع محدودیتها دشوار است.
سهم سوخت نامناسب
نقش سوخت نامناسب در این آلودگیها نیز قابل بررسی است چرا که کیفیت سوخت یکی از عوامل تعیینکننده شدت آلایندگی هر خودرو است. ترکیباتی مانند گوگرد بالا در گازوئیل و بنزین باعث افزایش انتشار ذرات معلق، دیاکسید گوگرد و دیگر آلایندهها میشوند و همچنین کارآیی کاتالیستها و سیستمهای کاهنده را کاهش میدهند. مدارک نشان میدهد که سوختهای دیزلی ایران در سالهای اخیر کیفیت پایینی داشتهاند و در برخی گزارشهای اخیر حتی به سطوح بسیار بالای گوگرد در دیزل اشاره شده است که اختلاف بزرگی با استانداردهای جهانی دارد؛ این موضوع بهوضوح به تشدید آلودگی ذرات و تولید آلایندههای ثانویه (secondary aerosols) کمک میکند. به بیان دیگر، حتی اگر خودروها تا حدی اصلاح شوند، بدون ارتقای کیفیت سوخت، کاهش قابلتوجه آلایندهها محدود خواهد بود.
در این میان نباید از نقش موتورسیکلتها، خودروهای باری و سنگین و نیروگاهها غافل شد و به این سوال پاسخ داد که آیا تمرکز صرف روی خودروها راهحل است؟
موتورسیکلتها
موتورسیکلتها سهمی بیش از سهم نسبی در ناوگان دارند. در برخی گزارشها موتورسیکلتها دومین منبع بزرگ تولید PM در تهران معرفی شدهاند. بسیاری از موتورسیکلتهای موجود قدیمی و کاربراتوریاند که آلایندگی بالا دارند.
خودروهای باری و سنگین
بهرغم کمتر بودن تعدادشان نسبت به خودروهای سواری، سهم بسیار بالایی در انتشار PM و بهخصوص ذرات دوده و NOx دارند؛ گزارشها نشان میدهند که ناوگان سنگین نقش عمدهای در انتشار PM از منابع متحرک ایفا میکند.
نیروگاهها و منابع ثابت
در تهران و اطراف آن چند نیروگاه و صنایع بزرگ وجود دارند که بهخصوص در شرایط استفاده از سوختهای سنگین (مازوت و نفت کوره) سهم قابلتوجهی در SO۲ و PM دارند. در مواردی مصرف نفت کوره یا مازوت در نیروگاهها یا صنایع محلی، آلودگی بالایی ایجاد کرده است. همچنین قطعی گاز و کمبود سوخت پاک در فصول سرد باعث استفاده از سوختهای آلاینده میشود.
بنابراین، تمرکز صرف بر خودروهای سبک ناکافی است. برای نتیجهگیری موثر باید سیاستی چندمحور اتخاذ شود که شامل بهبود کیفیت سوخت، نوسازی ناوگان سبک و سنگین، کنترل موتورسیکلتهای پرآلاینده، بازسازی یا پاکسازی نیروگاهها و صنایع و توسعه حملونقل عمومی باشد.
پیشنهادهای راهبردی
ارتقای کیفیت سوخت به استانداردهای بینالمللی (کاهش گوگرد و آلایندهها): این اقدام تاثیر فوری و چشمگیر روی کاهش PM و آلایندههای ترکیبی دارد.
نوسازی هوشمند ناوگان: تمرکز همزمان بر خودروهای سنگین، موتورسیکلتها و تاکسی/اتوبوسها؛ ترغیب به خودروهای کممصرف و پاک، و برنامههای اسقاط و تعویض.
سرمایهگذاری در حملونقل عمومی و مشوقهای رفتاری برای کاهش سهم سفرهای شخصی.
کنترل و پاکسازی منابع ثابت: جایگزینی مازوت در نیروگاهها و اجرای استانداردهای سوخت و کنترل صنایع.
همکاری با صنعت خودرو: حمایت از انتقال فناوری، سرمایهگذاری در R&D و تسهیل واردات قطعات حیاتی تا صنعت داخل بتواند به استانداردهای جدید نزدیک شود.
* دانشیار مهندسی بهداشت محیط