انگیزه‌های شیوخ از میانجی‌گری

کامران کرمی: مرکز مطالعات خلیج فارس  مستقر در ریاض با تاکید بر اینکه مذاکرات احتمالی احیای گفت‌وگوهای هسته‌ای میان آمریکا و ایران، مهم‌ترین پرونده امنیتی در منطقه خاورمیانه است، می‌نویسد: اگرچه آمریکا و ایران بازیگران اصلی این پرونده هستند، اما دولت‌های شورای همکاری خلیج فارس (GCC) نیز نه فقط ذی‌نفع، بلکه بازیگران فعال در شکل‌دهی روند دیپلماسی به شمار می‌آیند. لیلا علی، نویسنده گزارش، در بخش اول این تحلیل به این پرسش پاسخ می‌دهد که چرا کشورهای GCC با شدت‌گیری تنش میان آمریکا و ایران مخالف هستند. 

وی می‌نویسد: از دیدگاه این دولت‌ها، خطر ارتقای عمومی تنش‌ها بسیار محتمل است. روند گفت‌وگوها می‌تواند به نفع ثبات منطقه باشد، ولی نبود چارچوب‌های حقوقی و سیاسی روشن، امکان سوء‌محاسبه را افزایش می‌دهد. تحلیل گزارش با اشاره به پیچیدگی سناریوی ایران – اسرائیل این است که در خاورمیانه بیش از آنکه یک تقابل مستقیم آمریکا و ایران محتمل باشد، اذعان به این است که احتمال جنگ دوباره میان ایران و اسرائیل بیشتر است؛ با این حال اگر بحران به این مسیر منتهی شود، احتمالا واشنگتن را به‌صورت مستقیم وارد بحران می‌کند که دولت‌های عرب خلیج فارس از چنین سناریویی به‌شدت هراس دارند. پیامدهای امنیتی جغرافیایی نزدیک، دیگر مولفه‌ای است که نویسنده به آن اشاره می‌کند. لیلا علی می‌نویسد: فاصله کوتاه مرزهای خلیج فارس با ایران، امکان اثرگذاری مستقیم حملات نظامی یا واکنش‌های فرامرزی را افزایش می‌دهد، که می‌تواند امنیت مرزهای هوایی، دریایی و تجارت انرژی را تهدید کند. این تمرکز روی پیامدهای مستقیم امنیتی و اقتصادی برای کشورهای خلیج فارس پیام گزارش را روشن می‌کند. شورای همکاری با هدف کاهش خطرات ناشی از تشدید بی‌ضابطه بحران، خواهان مدیریت منطقه‌ای و دیپلماسی فعال است.

بخش دوم گزارش مرکز مطالعات خلیج فارس به محاسبات امنیتی شورای همکاری از مقابله تا دیپلماسی اختصاص دارد. گزارش تحلیل می‌کند که چرا کشورهای خلیج فارس به جای رویارویی مستقیم با ایران، به دنبال ثبات و مذاکره هستند؟ نویسنده به عدم تمایل شیخ‌نشین‌ها به فروپاشی دولت در ایران می‌پردازد و می‌نویسد: حتی اگر مقام‌های GCC با برخی سیاست‌های ایران اختلاف دارند، ایده فروپاشی دولت ایران نه مطلوب است و نه قابل‌پیش‌بینی. فروپاشی یک دولت مرکزی باعث ایجاد خلأ قدرت، افزایش گروه‌های مسلح، تنش‌های قومیتی و رقابت‌های فرقه‌ای خواهد شد که پیامدهایش از یک بحران هسته‌ای بسیار پیچیده‌تر و خطرناک‌تر خواهد بود. پشت این تحلیل، یک منطق واقع‌گرایانه نهفته است: درگیر شدن در جنگ یا فروپاشی، هزینه‌های امنیتی، انسانی و اقتصادی بسیار سنگین‌تری برای کشورهای حاشیه خلیج فارس نسبت به حفظ یک نظام تثبیت‌شده دارد، حتی اگر با آن اختلاف داشته باشند.

گزارش تاکید دارد که کشورهای GCC به دنبال یک مصالحه امنیتی هستند که از بحران‌ جلوگیری کند و نه الزاما به دنبال دستیابی به برد دیپلماتیک یک‌جانبه باشد. از این منظر، اولویت آنها کاهش خطرات منطقه‌ای و تضمین ثبات در کوتاه‌مدت است. این دیدگاه که ریشه در سیاست قدرت realpolitic دارد، مبتنی بر این مولفه‌هاست که در شرایطی که هیچ بازیگری به‌تنهایی توان تضمین امنیت بلندمدت را ندارد، رویکردی که ریسک‌ها را کاهش دهد و همکاری‌های حداقلی را ممکن سازد، برای بازیگران منطقه‌ای مطلوب‌تر است. یکی از مهم‌ترین بخش‌های گزارش این است که کشورهای خلیج فارس نه فقط ذی‌نفع هستند، بلکه در عمل نقش میانجی را نیز بازی می‌کنند و این یک نکته کلیدی است.

تحلیل گزارش GCC بر این است که عمان به‌ویژه به عنوان واسطه قابل‌اعتماد میان تهران و واشنگتن شناخته شده است. سابقه عمان در برقراری پل‌های ارتباطی میان دو طرف باعث شده که نقش آن در احیای گفت‌وگوها سازنده‌تر و عملی‌تر از دیگر بازیگران منطقه باشد. عمان این ظرفیت را دارد که پیام‌ها را میان دو طرف منتقل کند، سوء‌تفاهم‌ها را کاهش دهد و بستر اولیه برای گفت‌وگوی سیاسی - امنیتی فراهم سازد. گزارش می‌افزاید که قطر و حتی عربستان سعودی و امارات نیز در چارچوب اختلافات خود با ایران، در موقعیت مناسبی برای مشارکت در تسهیل گفت‌وگوها هستند. این تسهیل نمی‌تواند بی‌طرفانه باشد، بلکه در خدمت منافع و امنیت متقابل منطقه‌ای خواهد بود. به بیان دیگر، در این نوع تسهیل‌کننده بودن، از موضع خنثی خبری نیست؛ بلکه نشانه‌ای از بلوغ سیاسی منطقه‌ای است که کشورهای خلیج فارس به جای صفر و یک، راه‌حل‌های میانه را دنبال می‌کنند.

به‌رغم تاکید گزارش بر نقش فعال GCC در میانجی‌گری، نویسنده با واقع‌گرایی تذکر می‌دهد: اعتماد سیاسی میان واشنگتن و تهران هنوز شکننده است. سکوت یا اختلاف سیاسی گسترده میان بازیگران فرامنطقه‌ای (مانند اروپا، روسیه و چین) می‌تواند روند مذاکرات را پیچیده‌تر کند. عدم اجماع داخلی در ایران و آمریکا بر سر دامنه مذاکرات (مثلا توقف کامل غنی‌سازی یا مسیر رفع تحریم‌ها) می‌تواند به بن‌بست طولانی‌مدت منجر شود. این بخش نشان می‌دهد که حتی با اراده منطقه‌ای برای کاهش تنش، ساختار نظام بین‌الملل، تضادهای ژئوپلیتیک فرامنطقه‌ای و بازی‌های داخلی - بین‌المللی می‌توانند روند را پیچیده‌تر سازند.

گزارش این پیام‌ها را منتقل می‌کند: گفت‌وگوهای هسته‌ای آمریکا - ایران، یک موضوع دوطرفه نیست، بلکه مساله‌ای چندجانبه است با نزدیکی مستقیم به امنیت کشورهای خلیج فارس. کشورهای GCC می‌دانند که افزایش تنش به بحران فراتر از کنترل منجر می‌شود و می‌کوشند با میانجی‌گری فعال و سیاست مبتنی بر مدیریت تنش از چنین سناریویی جلوگیری کنند. در مقابل، حفره‌های اعتماد میان واشنگتن و تهران، نبود راه‌حل‌های جامع و ریشه‌ای، و پیچیدگی‌های بین‌المللی ممکن است روند گفت‌وگوها را طولانی‌تر و پرابهام‌تر سازد. در حین بحران‌های منطقه‌ای اخیر (مثل تقابل عربستان - امارات در یمن)، این گزارش نکته مهمی را یادآوری می‌کند: «امنیت منطقه‌ای فقط یک بعد نظامی و داخلی ندارد؛ بلکه وابسته به ساختار امنیت جمعی و تعامل دیپلماتیک میان بازیگران است.» 

رقابت‌های منطقه‌ای (مثلا در یمن) اگر در چارچوب گفت‌وگوی سیاسی طراحی نشود، می‌تواند پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک را بیشتر کند. هم‌زمان، انزوای دیپلماسی در یکی از پرونده‌های کلیدی امنیت منطقه (مثلا پرونده هسته‌ای ایران) می‌تواند باعث شود بحران‌های دیگر (مثل یمن) بدون نقطه خروج راهبردی ادامه یابند. بنابراین، تحلیل گزارش نه فقط درباره مذاکرات هسته‌ای است، بلکه پیام روشنی برای ساختار امنیت منطقه‌ای دارد: بدون یک دیپلماسی فعال، فراگیر و منطقه‌ای (که بازیگران محلی و فرامنطقه‌ای را در برگیرد)، بحران‌های متعدد همزمان (از یمن تا پرونده هسته‌ای) تحت کنترل نخواهند بود. گزارش GCC در نهایت تاکید دارد که برای حفظ ثبات، امنیت انرژی و توسعه اقتصادی در خاورمیانه، باید از سکو‌ت سیاسی، تشدید نظامی و راه‌حل‌های یک‌جانبه پرهیز کرد و به دیپلماسی فعال منطقه‌ای و کاهش تنش‌ها اولویت داد.


 

قاسم محبعلی در گفت‌وگو با «دنیای اقتصاد» ابعاد سفر وزیر خاجه عمان را تشریح کرد

مذاکره دست‌نیافتنی ایران و آمریکا؟

دنیای اقتصاد - سعیده‌سادات فهری:  روز شنبه بیستم دی‌ماه سید‌عباس عراقچی میزبان بدر البوسعیدی همتای عمانی خود در وزارت خارجه بود و دو طرف پیرامون مسائل دوجانبه، منطقه‌ای و بین‌المللی رایزنی‌های مهمی داشتند. یکی از مهم‌ترین مسائلی که در این گفت‌و‌گوها مطرح شد، تاکید طرفین بر این بود که گفت‌وگو و دیپلماسی تنها مسیری است که می‌تواند بحران‌ها را حل کند و از ایجاد و گسترش تنش جلوگیری کند. همچنین هیچ کشور خارجی حق مداخله در امور داخلی کشورهای منطقه را ندارد. در مورد یمن نیز ایران و عمان بر حفظ یکپارچگی سرزمینی یمن تاکید کردند و اهتمام خود را برای ادامه همکاری‌شان در ارتباط با موضوع یمن مورد تاکید قرار دادند.

وزیر خارجه عمان در نشست خبری با بیان اینکه «امیدوارم که در آینده نزدیک در مسقط میزبان آقای عراقچی باشم و رایزنی‌ها و گفت‌وگوها را در مسقط ادامه دهیم»، در پاسخ به سوالی در مورد میانجی‌گری عمان در زمینه تحولات منطقه و عرصه بین‌المللی اظهار کرد: «همواره موضع سلطنت عمان این بوده است که درها و کانال‌های رایزنی بین تمام کشورها را باز نگه دارند و بین کشورها برای حل چالش‌های موجود اعتمادسازی کنند.» این صحبت‌های البوسعیدی در شرایطی مطرح شد که پیش از این سفر گمانه‌زنی‌هایی مطرح بود که شاید او حامل پیامی از سوی آمریکا باشد. هر چند در پایان این سفر هنوز مشخص نشده که آیا وزیر خارجه سلطنت‌نشین عمان برای ایران پیامی آورده بود یا خیر؟ این در حالی است که طی چند روز گذشته وزیر خارجه کشورمان در اظهارنظرهایی در خصوص احتمال مذاکره با آمریکا سخن گفت. روز شنبه عراقچی گفت: «ما آمادگی داریم برای یک توافق عادلانه و شرافتمندانه براساس احترام متقابل اقدام کنیم، اما اطمینان نداریم که آمریکایی‌ها خواستار چنین چیزی باشند.»

همچنین عراقچی روز چهارشنبه ۱۷دی‌ماه ۱۴۰۴ و در حاشیه جلسه هیات دولت نیز گفت که الان به علت سیاست‌های آمریکا، شرایط برای مذاکرات فراهم نیست. به گفته رئیس دستگاه دیپلماسی، جمهوری اسلامی ایران هیچ‌وقت میز مذاکره را ترک نکرده است و ما همیشه آمادگی برای مذاکراتی که بر اساس منافع متقابل باشد، داشته‌ایم. عراقچی تاکید کرد: «ولی در دولت آمریکا فعلا چنین رویکردی وجود ندارد.» قاسم محبعلی، کارشناس مسائل منطقه، در گفت‌وگویی با روزنامه «دنیای اقتصاد» به بررسی صحبت‌های اخیر بین وزرای خارجه ایران و عمان پرداخت. به گفته محبعلی امروز تاحد زیادی فرصت مذاکره از دست رفته است و با توجه به شروط آمریکا بعید است به نقطه مشترکی برسیم. این کارشناس معتقد است که امروز احتمال تقابل نظامی بیش از گفت‌و‌گوی دیپلماتیک است.

***

 وزیر خارجه عمان روز شنبه به تهران آمد و مذاکراتی با همتای ایرانی خود داشت. چه نگاهی به روابط تهران - مسقط و دستورکار این سفر دارید؟

روابط ایران و عمان از پیش از انقلاب تا امروز روابط ثابتی بوده است و دو کشور همین سطح مناسبات را حفظ کرده‌اند. عمان تلاش کرده که در منازعات منطقه‌ای همیشه موضع بی‌طرف داشته باشد و به نفع هیچ طرفی وارد منازعه نشود. این یکی از دلایلی است که روابط عمان با ایران و آمریکا و دیگر طرفین همیشه در سطح مناسب است. این سیاست بی‌طرفی عمان شبیه شرایط سوئیس در اروپاست. ایران هم از این روابط استقبال می‌کند زیرا عمان طی این سال‌ها موضع منفی علیه ایران نگرفته است. 

 عراقچی در نشست خبری مشترک با همتای عمانی خود گفت که تهران و مسقط در ارتباط با آخرین تحولات یمن همواره رایزنی داشته‌اند و هر دو کشور خواستار یکپارچگی یمن و با هر طرحی برای تجزیه یمن مخالف هستند. با توجه به این اظهارات، به نظر شما ایران تا چه حد از خواسته‌های عمان در قبال یمن پیروی خواهد کرد؟

الان مشخص نیست آن چیزی که اعلام می‌شود با آنچه واقعا در مذاکرات به آن دست یافته‌اند، یکسان است یا خیر. ضمن اینکه با توجه به تحولات یمن، عمان در این کشور بسیار فعال است. بعد از تحولات یمن احتمالا پس از اینکه عربستان مسائل جدایی‌طلبان جنوب را حل‌و‌فصل کرد، مساله برخورد با حوثی‌ها در شمال یمن در دستورکار قرار خواهد گرفت. یعنی آنها یا باید بپذیرند که در چارچوب قرار بگیرند یا اینکه احتمالا بین حوثی‌ها و نیروهای جنوب و قوای تحت حمایت عربستان درگیری‌هایی آغاز خواهد شد. به نظر می‌رسد یکی از پیام‌های وزیر خارجه عمان این بوده که به ایران این پیام را صریحا انتقال داده باشد یا از‌ آن خواسته باشد که این درگیری اتفاق نیفتد. 

 با توجه به سابقه میانجی‌گری عمان بین ایران و آمریکا و اشاره نخست‌وزیر عمان به این موضوع که موضع عمان باز نگه داشتن کانال‌های رایزنی بین تمام کشورهاست، آیا روزنه‌ای برای ادامه مذاکرات بین تهران و واشنگتن دیده می‌شود؟

همیشه امکان مذاکره وجود دارد، ولی به نظر نمی‌رسد الان آمریکایی‌ها بعد از اتفاقاتی که رخ داده، علاقه‌مند باشند با ایران وارد گفت‌و‌گو شوند. از آنجا که شروط آمریکایی‌ها نیز مشخص است، اگر طرف ایرانی بپذیرد با شروط آمریکایی‌ها صحبت کند امکان دارد که گفت‌وگوها از سر گرفته شود. در واقع امروز احتمال گزینه نظامی آمریکا بیش از گفت‌وگوی دیپلماتیک است و شاید یکی از پیام‌های عمان همین ارسال هشدارهای آمریکا یا شخص ترامپ به تهران بوده است. در‌حال‌حاضر یکی از سناریوها این است که ترامپ به ایران هشدار داده باشد اقداماتی انجام ندهد که آمریکا ناچار شود مجددا از گزینه نظامی استفاده کند.

‌ یعنی اکنون از سمت آمریکا گرایشی برای مذاکره وجود ندارد؟

گمان نمی‌کنم که شرایط مذاکره از سمت آمریکا وجود داشته باشد. بیشتر می‌توان گفت ایران، اسرائیل و آمریکا در منطقه در حالت آماده‌باش و هشدار هستند. البته همان‌طور که اشاره کردم، در هر شرایطی امکان مذاکره محتمل هست، ولی الان نمی‌توان از وجود روزنه‌ای برای این امر سخن گفت. 

عراقچی چند روز پیش گفت که شرایط برای مذاکره فراهم نیست و روز شنبه هم گفت که برای توافق عادلانه و شرافتمندانه با آمریکا آمادگی داریم اما اطمینان نداریم که آمریکایی‌ها خواستار چنین چیزی باشند. به طور کلی موضع ایران نسبت به مذاکره با آمریکا را چطور ارزیابی می‌کنید؟

به نظر من فرصت مذاکره تا حد زیادی از دست رفته است، مگر اینکه تحول خاصی رخ دهد. عراقچی فرصت مذاکره را تا حد زیادی از دست داده است. حتی اگر ایران امروز خواهان مذاکره باشد، بعید است که آمریکا آمادگی داشته باشد. مگر اینکه مستقیما با دونالد ترامپ تماسی گرفته شود و او فکر کند که خواسته‌هایش در ارتباط با ایران برآورده می‌شود. اما مجموعه دولت آمریکا بعید است که شرایط مذاکره با تهران را داشته باشند. البته با توجه به شرایط ترامپ یعنی غنی‌سازی صفر، کاهش توان موشکی، برداشتن هر گونه تهدید علیه اسرائیل و لغو حمایت از گروه‌های مورد حمایت ایران در منطقه، بعید است که طرف ایرانی هم آمادگی چنین گفت‌وگویی را داشته باشد.