مانع توسعه پایدار
علیرضا حسینی*
ما در روزهایی از این روزگار درحال تجربه زیستی خود هستیم که شاهد سریعترین روند رشد، پیشرفت و توسعه در تکنولوژی و علوم مختلف در این دوره بودهایم؛ از شبکههای اجتماعی گرفته تا هوش مصنوعی و فناوریهای پوشیدنی عینکهای هوشمند و ساعت و حتی فرایندهای اتوماسیون ادارات ما را بیش از پیش به اینترنت و شبکههای جهانی اطلاعات وابسته کرده؛ به طوری که بنا به گزارش datareportal تا سال ۲۰۲۳ حدود ۵.۳۵میلیارد کاربر در این کره خاکی به اینترنت دسترسی داشتند که حدود ۶۶درصد از کل جمعیت دنیا را به خود اختصاص میدهد که سهم ایران از آن ۷۰میلیون کاربر است.
این بدین معناست که با وجود تحریمهای بینالمللی که مانند دیواری باعث انزوای اقتصادی سیاسی اجتماعی کشور شده است، اما باز شهروندان تعاملات و فعالیتهای خود را در این فضا حفظ و افزایش دادند. با نیمنگاهی به بازار جهانی فناوریهای پوشیدنی نیز میتوان متوجه سرعت چشمگیر رشد آن شد. طبق گزارش imarcgroup این بازار در سال ۲۰۲۴ حدود ۷۲.۵میلیارد دلار ارزش داشته و انتظار میرود تا ۲۰۳۳ با نرخ رشد سالانه مرکب (CAGR) حدود ۱۳.۵۸درصد تا حدود ۲۰۰.۷۵میلیارد دلار برسد. این رشد به دلیل تقاضای فزاینده برای دستگاههایی مانند ساعتهای هوشمند، ردیابهای سلامتی، و لباسهای هوشمند است که برای نظارت بر سلامت و فعالیتهای روزانه استفاده میشوند.
در ایران، تقاضا برای فناوریهای پوشیدنی، مانند منسوجات هوشمند و پلیمرها، که با زیرساخت اینترنت اشیا (IoT) هدایت میشود در حال افزایش است، که نشاندهنده علاقه به ادغام فناوری در زندگی روزمره بوده و این روند با نیازهای بهداشتی و سلامتی، بهویژه در میان جمعیت جوان، همراستاست. خدمات و مشاغل اقتصادی، یکی از ارکان اصلی ساختار اقتصادی-اجتماعی هستند که به شکل مستقیم و غیرمستقیم با بستر اینترنت و فناوریهای دیجیتال پیوند داده شدهاند.
در ایران نیز بر اساس آمار ۴۷.۹۴درصد از تولید ناخالص داخلی ۲۰۲۴به بخش خدمات اختصاص داشته و با توجه به اینکه اقتصاد ایران یک اقتصاد نیمهصنعتی با بازاری سنتی و وابستگی به بخش دولتی و نفتی است، اما تمامی سطوح آن به نحوی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با اینترنت یا فضای مجازی سروکار داشتهاند و به صورت متقابل بر هم تاثیر میگذارند، تا جایی که میتوان گفت حتی اثرپذیری محیط داخلی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی ما خیلی بیشتر از اثرگذاری آن بر فضای مجازی و محیط تحت وب است. این مساله را در ناآرامیهای دو دهه گذشته در کشورمان بهخوبی میتوان درک کرد. البته این موضوع صرفا به کشور ما محدود نیست و سایر کشورها و بازیگران در فضای بینالملل را شامل میشود.
میزان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری در این محیط بسته به نوع بازیگری و نوع درک بازیگران بینالمللی از اقتصاد سیاسی بینالملل متفاوت است. در حوزههای فرهنگی و سیاسی نیز میتواند به مثابه ابزاری در راستای افزایش آگاهی عمومی و برای نظارت شهروندان بر حاکمان و ساختار اجرایی باشد تا با اعمال قدرت از پایین به بالا موجبات اصلاحات سیستمی در جامعه هدف را فراهم سازد. اما بهرغم آنکه ایران در چهارراه جهانی انرژی و در همسایگی بازیگران ثروتمند عربی قرار داشته که موقعیت ژئوپلیتیک استثنایی و بازارهای منطقهای و بینالمللی برای آن فراهم کرده و غنی از فرصتها، استعدادها و منابع طبیعی است، همچنان با چالشهای ساختاری و مدیریتی متعددی مواجه است.
افزایش حجم فیلترینگ و رویه مسدودسازیها و سانسور بیش از پیش دیواری دیگر به دور کشور و شهروندان کشیده است، چه در حوزه شبکههای اجتماعی و وبسایتها و اپلیکیشنها و علیالخصوص با گرانتر شدن هزینه دسترسی به اینترنت از طریق شبکهها و اپراتورهای داخلی. علاوه بر آن، هزینه مازاد خرید فیلترشکن برای دسترسی آزاد و پرسرعت به اطلاعات است. در یک محاسبه هزینه-فایده ساده، شهروندان سکوهای اینترنت بینالمللی را با توجه به گسترش و سهلالوصول بودن زیرساختهای آن و بهرغم غیرقانونی بودنش در داخل کشور، نسبت به اینترنت همراه با محدودیتهای آزاردهنده و هزینههای مازاد آن که از سوی اپراتورهای داخلی ارائه میشود، مقرونبهصرفه و عقلانیتر دانسته و بهتدریج ما شاهد رواج و استفاده گستردهتر از آن در سطح کشور هستیم.
این روند سبب شده است که شکاف میان شهروندان و مسوولان در فضای دیجیتال عمیقتر شود، به گونهای که بسیاری از افراد به جای اتکا به منابع اطلاعاتی رسمی، به سمت پلتفرمهای غیررسمی و رسانههای خارجی سوق یافتهاند. این تغییر الگوی مصرف اطلاعات نهتنها بر اعتماد عمومی اثر گذاشته، بلکه ظرفیت نظارت، تحلیل و هدایت افکار عمومی را نیز کاهش داده است. از سوی دیگر، افزایش استفاده از فناوریهای غیرقانونی و فیلترشکنها، علاوه بر آثار اقتصادی، ریسکهای امنیتی قابلتوجهی ایجاد کرده و به تقویت اکوسیستم سایبری خارج از کنترل داخلی منجر شده است.
همانطور که هر محدودیتی دورزنندگان و سوءاستفادهکنندگان را به وجود میآورد، فیلترینگ در ایران نیز موجب شکلگیری تولیدکنندگان و فروشندگان بزرگ فیلترشکن برای کاربران شده که موسوم به کاسبان فیلترینگ هستند که از وجود تحریمهای بینالمللی در شبکه نت برای کشور و ایجاد تداوم فیلترینگ در ایران نهایت سود و بهره را میبرند. این افراد با فروش VPNها و سایر ابزارهای دور زدن فیلترینگ درآمد قابلتوجهی کسب میکنند.
بنابر گزارشی از وزیر ارتباطات، ماهانه چرخه مالی این حوزه مبلغی بالغ بر ۶ تا ۴۵میلیون دلار است. درحالیکه باید در نظر داشت این گونه بازارها و جریانهای اقتصادی غیرشفاف به صورت زیرزمینی و غیرقانونی فعالیت میکنند و نمیتوان آنها را به صورت کامل رصد و گردش مالیشان را کنترل کرد. باید در نظر داشت که فساد محصول «عدم شفافیت» است؛ شفافیتی که با اعمال فیلترینگ و محدودیتهای شدید اینترنتی بهشدت مخدوش شده است.
وقتی نهادهای اطلاعاتی با رویکرد مسدودسازی، سانسور و کنترل محتوای کاربران فعالیت میکنند، مسوولان نهتنها از عملکرد خود وضعیت شفاف و روشن به جامعه ارائه نمیدهند، بلکه امکان نظارت عمومی، اطلاعرسانی آزاد و پاسخگویی اجتماعی را نیز بهشدت تضعیف میکنند. در چنین شرایطی، ضرورت بازنگری در سیاستهای ارتباطی و فناوری اطلاعات بیش از پیش احساس میشود.
تجربه جهانی نشان داده است که توسعه پایدار در اقتصاد دیجیتال نیازمند ایجاد زیرساختهای قابل اعتماد، دسترسی آزاد و مقرونبهصرفه به اینترنت، و کاهش موانع دسترسی اطلاعاتی است. ادامه رویکرد فعلی نهتنها مانع بهرهبرداری از ظرفیتهای عظیم کشور در حوزه فناوری و نوآوری میشود، بلکه موجب گسترش اقتصاد زیرزمینی دیجیتال، مهاجرت سرمایه انسانی و تعمیق فاصله فناورانه ایران با سایر کشورها خواهد شد.
از سوی دیگر، همگرایی میان اقتصاد دیجیتال و سایر بخشهای اقتصادی فرصتی بیبدیل برای ایران فراهم آورده است تا با اصلاح ساختارها، افزایش شفافیت و توسعه زیرساختهای بومی، سهم خود را از اقتصاد جهانی ارتقا دهد. نسل جوان کشور که بیشترین کاربران فضای مجازی و فناوریهای نوین را تشکیل میدهد، میتواند موتور محرک این تحول باشد، مشروط بر آنکه سیاستگذاریها در جهت تسهیل نوآوری، ارتقای مهارتهای دیجیتال، و کاهش محدودیتهای غیرضروری هدایت شود.
* دانشجوی روابط بینالملل دانشگاه شهید بهشتی