آدم دیگری شدم

شماره روزنامه: ۶۲۴۲ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۱۶۰۲۲۰ ویژه‌نامه

دلارام حورمهر- باعجله آماده شدم نمی‌دونم چی شد ، فراموش کردم ساعت شش باید دندانپزشکی باشم ، با سرعت رانندگی کردم بوق و چراغ می‌زدم ، شانس من چراغ سر چهارراه قرمز شد ، محکم روی ترمز کوبیدم و صدای وحشتناکی شنیدم پیاده شدم ببینم چه خبره ؟

خانمی که سوار خودرو کیا بود، با عصبانیت گفت: اراده کنم میتونم بخرمت

من که حسابی شوکه شده بودم ، سکوت کردم ، چون عجله داشتم سوار ماشین شدم و حرکت کردم و در آینه دیدم خانم پشت سر منه و داره چراغ میزنه که توقف کنم ، ایستادم و پیاده شدم

گفتم : من فرصت صحبت کردن ندارم ، باید جایی برم عجله دارم

گفت : میشه شمارتون رو لطف کنید در مورد هزینه ماشین صحبت کنیم

شماره رو دادم و حرکت کردم

پس از چند روز تماس گرفت و بابت رفتارش عذرخواهی کرد و تصادف آغاز رابطه ما بود ، قرار خواستگاری گذاشتیم اما چند روز قبل از خواستگاری خبری ازش نبود ، جواب تماس و پیام نمی‌داد، حتی به منزلشان هم سر زدم کسی نبود از نگرانی کلافه و سردرگم بود ، نمیدونستم باید چیکار کنم؟

مدتی گذشت و من همچنان منتظر بودم و افکار پشت سر هم توی سرم رژه می‌رفت پیامی دریافت کردم

کاش تصادف اتفاق نیفتاده بود ، کاش آشنا نشده بودیم ، امیدوارم لحظاتی که من گذروندم رو تجربه نکنی

من که شوکه و متعجب بودم ، نمیدونستم چی باید بگم ؟ چرا این پیام رو داده 

سه سال میگذره اما من حال خوشی ندارم به یک‌باره تغییر کردم وقتی حرفاش یادم میاد که از عشق و علاقه‌اش می‌گفت از دوست داشتن از اینکه میخاد کنارم بمونه اما تمام حرف‌ها افسانه بود و من دیگه نتونستم دوست داشتن کسی رو باور کنم ، کاش آدما حرفایی که باور ندارند را بیان نکنند ، چون تمام کلمات باعث میشه طرف مقابل باورهاش تغییر کنه و احساسات ناخوشایندی را تجربه کنه که تا سالیان سال در وجودش باقی بمونه

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن