دولت در باشگاه فیتنس
ترامپ سودای بازگشت به یک سنت تاریخی را دارد که بنیانگذار آن وودرو ویلسون بود.وودرو ویلسون، رئیسجمهور مشهور ایالاتمتحده، مقالهای دارد با عنوان «مطالعه اجرا» که در قرن ۱۹، زمانی که هنوز استادی جوان و دانشگاهی بوده، نوشته شده و در آن از ضرورت تبدیلشدن دولت به یک نهاد تخصصی سخن گفته است. در بطن این نوشته که از نگارش آن حدود ۱۴۰سال میگذرد، نکته مهمی نهفته است و آن نکته این است که ساختار دولتها بهراحتی قابلیت فاسد شدن دارد؛ اگر بهخوبی از حریم آن نگهبانی نشود. ویلسون زمانی از این موضوع حرف زد که کمتر کسی نسبت به اهمیت توجه به سلامت دولت نگاه تخصصی داشت.
او در این نوشته تاکید کرد: «اگر بین بخش سیاسی و اداری ادغام صورت گیرد، پدیدهای به نام سیستم تاراج به وجود میآید. در این حالت خواه ناخواه از نظام اداری برای کسب قدرت سیاسی سوءاستفاده خواهد شد که طبیعی است هرگونه فساد اداری ناشی از همین اختلاط است.» حالا و در عصری که دونالد ترامپ، رئیسجمهور منتخب ایالاتمتحده، از لزوم اصلاح ساختار دولت، کاهش هزینههای عمومی و حذف برخی از دوایر و دستگاهها حرف میزند، ضرورت بازنگری در کم و کیف کار دولت به محور کار بسیاری از پژوهشگران تبدیل شده است؛ رویکردی که برای اقتصاد ایران با این حجم قابلتوجه از کسریهای بودجه سالانه حاوی درسهایی است؛ درسهایی که بازخوانی آنها از ضرورت تعدیل در هزینههای بالای بخش عمومی خبر میدهد.
از آنجا که بسیاری از صاحبنظران پیشنیاز هر نوع تغییر ریل و اصلاحات در ایران را احیای اعتماد و تجدید سرمایه اجتماعی دولت میدانند، ورود دولت به مقوله کاهش هزینههای عمومی و حذف یا تعدیل کسری بودجه یک اقدام جریانساز برای تحقق وعده وفاق ملی است. اما دولت ایران که سالانه در تامین منابع بودجه خود با چیزی قریب به ۳۰درصد کسری روبهروست، چگونه میتواند به فرآیند اصلاحات بودجهای وارد شود؟ در تاریخ معاصر دستکم دو درس روشن در این باره وجود دارد که ارزش بازخوانی بالایی دارند.

داستان نخست به فروپاشی شوروی و ظهور جمهوریهای مستقل شرق و مرکز اروپا برمیگردد. حدود ۳۵سال پیش، اقتصاد لهستان درگیر تورمی شبیه چیزی بود که در سالهای اخیر در اقتصادهایی نظیر ونزوئلا و آرژانتین مشاهده شده است. بحران کسری بودجه و ابعاد گسترده مداخله دولت در اقتصاد در کنار فشار بالای مشی کمونیسم بر سیاستهای اقتصادی موجب شده بود تا این کشور پس از رهایی از چنگال شوروی سعی کند از قفس کمونیسم نیز رهایی یابد.
بالسرویچ با همراهی برخی دیگر از اصلاحطلبان لهستانی نظیر کاژینسکی سعی کردند از مسیر اصلاحات سریع، راه را برای تغییر مسیر اقتصاد لهستان فراهم کنند. کوچک کردن دولت و کاهش تعداد نیروهای در استخدام نهادهای عمومی یکی از اهرمهای مهم اصلاح مسیر بود که بهدرستی انتخاب شد و نتیجه آن امروز مشخص شده است. نزول تورم از سطوح ۵۸۵درصدی در سال ۱۹۸۹ به سطح ۷۰درصدی در سال ۱۹۹۱ و سپس کاهش این عدد به نصف در سال ۱۹۹۳ نهایتا سبب شد این کشور از مسیر چربیزدایی از دولت و کاهش هزینههای بخش عمومی، سطح تورم ۲ تا ۳درصدی را در بسیاری از سالهای بعد تجربه کند. بالسرویچ در مقاله مشهور تحول لهستان (Poland’s Transformation) که در سال ۲۰۰۰ برای صندوق بینالمللی پول نوشت، تاکید کرد گرچه تغییر از رویکرد دولتگرایی به بازارگرایی و آزادسازی یکباره آسان نبوده، اما بر پایههای روشنی استوار شد و نهایتا اقتصاد لهستان را با سرعت بهتری نسبت به سایر کشورهای استقلالیافته از شوروی، به سمت بازسازی و رشد اقتصادی برد.
این درس و تجارب دیگری نظیر رویکرد قاطع خاویر میلی در آرژانتین در قبال تورم و کسری بودجه سبب شده تا این موضوع در ذهن بسیاری از کارشناسان ایران پدید آید که میتوان به کمک یک حرکت سریع و قاطع حجم زیادی از هزینههای زائد بخش دولت را که موتور اصلی خلق تورم و ناترازی است، کاهش داد. «باشگاه اقتصاددانان» در این پرونده سعی کرده است به ابعاد مختلف ایده اصلاح ساختاری دولت و بودجه در ایران بپردازد.