آیاجهان نابرابرتر از قبل است ؟
فائزه پوزش : مقاله اخیر برانکو میلانوویچ در مجله «فارینافرز» که بر کاهش نابرابری در جهان و قرارگرفتن در بهترین نقطه خود از اوایل قرن نوزدهم تاکید داشت، موجی از بحث و تحلیل را میان اقتصاددانان به راه انداخته است. نابرابری اقتصاد جهانی در سادهترین تعاریف به توزیع نابرابر ثروت، منابع و فرصتها بین کشورها و افراد در سراسر جهان اشاره دارد. مشخصه نابرابری نیز بهطور آشکار در سطح درآمد، ثروت، تحصیلات، مراقبتهای بهداشتی و دسترسی به نیازهای اولیه نمود پیدا میکند. از جمله مهمترین اثرات نابرابری اقتصاد جهانی که در دنیای فعلی بین اهالی اقتصاد بر سر آنها اجماع وجود دارد، مقوله شکنندگی اجتماعی است که پیوندی عمیق با نابرابری دارد.
بیثباتی سیاسی: نابرابری اقتصادی میتواند به بیثباتی سیاسی منجر شود؛ زیرا گروههای به حاشیه رانده شده ممکن است احساس کنند که از فرآیندهای تصمیمگیری طرد شدهاند یا با تبعیض از سوی صاحبان قدرت مواجه شوند. این امر میتواند سیستمهای حکومتی را تضعیف کند و به ناآرامی اجتماعی یا تحولات سیاسی منجر شود. ضمن اینکه بر فشارهای مهاجرت روی کشورهای مختلف بیافزاید. نابرابری باعث مهاجرت میشود؛ زیرا افراد به دنبال فرصتهای اقتصادی بهتر یا فرار از مناطق فقرزده هستند که این امر میتواند چالشهایی را برای کشورهای مبدأ و مقصد از نظر مدیریت جریانهای مهاجرت و ادغام مهاجران در جامعه ایجاد کند.
پرداختن به نابرابری اقتصاد جهانی مستلزم تلاشهایی مانند اجرای شیوههای تجارت منصفانه، ترویج سیاستهای اقتصادی فراگیر، سرمایهگذاری در زیرساختهای آموزش و مراقبتهای بهداشتی، کاهش نابرابریهای جنسیتی، ایجاد شبکههای ایمنی اجتماعی و تقویت همکاریهای بینالمللی است. در پرونده امروز «باشگاه اقتصاددانان» سعی شده است ضمن بازخوانی مقاله مفصل برانکو میلانوویچ در مجله فارینافرز با عنوان «The Great Convergence: Global Equality and Its Discontents»، به دیدگاههای مختلف پیرامون مقوله نابرابری و وضعیت آن در جهان معاصر نیمنگاهی انداخته شود.