تاریخ شفاهی (۲۲۲)

نیازمند تیمسار را اخراج کرد

شماره روزنامه: ۵۷۵۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۹۷۸۶۴۳ خبر

رضا نیازمند : داستان این سرلشکر این بود که یک روزنامه‌ای از اراک برای من رسیده که یک کارگر با خط کج و کوله‌اش نوشته بود که آقای مدیرعامل، من مامور پاسداری از انبار کارخانه ذوب آلومینیوم هستم. چند شب است که یک نفر می‌آید و داخل انبار می‌شود و مقداری قطعات مسی که برای اتصالات برق خریده‌اند، برمی‌دارد و می‌برد. به تیمسار گزارش دادم اعتنا نکرد و مرا دعوا کرد.

نیازمند تیمسار را اخراج کرد

حالا به شما شکایت می‌کنم. من بلافاصله مشاور حقوقی خودم را برداشتم و سوار شدیم و به راننده گفتم برو اراک. حدود سه ساعت بعد ما در اراک بودیم. کارگر شاکی را به زودی پیدا کردم و گفتم شخصی که قطعات مس را می‌برد نشان بده. او رئیس انبار بود. او را احضار کردم و به مشاور حقوقی گفتم با این شخص برو منزلش و بگرد ببین قطعات مس در خانه او هست. آنها رفتند و من رفتم منزل تیمسار. چای آورد، هنوز چای تمام نشده بود که مشاور حقوقی من وارد شد و گزارش داد که در زیرزمین خانه‌ رئیس انبار، تعداد زیادی از قطعات مس وجود دارد. من نامه آن کارگر را به تیمسار دادم و گفتم تیمسار شما غفلت کرده‌اید. آیا من باید از تهران به اینجا بیایم و دزد قطعات مسی را پیدا کنم. بعد گفتم که من می‌روم کارخانه برای بازدید. شما هم وسایل خودتان را جمع کنید و به تهران بروید. او اخراج شد و دوست من یک سرتیپ مهندس به جایش فرستاد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن