رهبر سازمانی معمولی
یک رهبر سازمانی معمولی کسی است که سازمانی کوچک یا تیمی را هدایت میکند که کارهای شگفتانگیزی به سرانجام میرسانند. آنها بیشتر کارکنان جهان را مدیریت میکنند اما هدایت شرکتهای سهامی بزرگ یا نهادهای دولتی برجسته را بر عهده ندارند. اصطلاح رهبران سازمانی معمولی اصطلاحی رایج در کتابها و مجلات نیست. حتی مقالات و گزارشهای چندانی نیز درباره تجربیات این دسته از رهبران کسبوکار نوشته نمیشود و به ندرت شهرت مییابند. با این حال، افرادی مهم هستند. شاید اهمیت آنها جهانی نباشد اما در دایره اثرگذاری خود، تفاوتها را رقم میزنند. استفاده از واژه «معمولی» همچنین به این موضوع اشاره دارد که هیچکس از ابتدا یک رهبر سازمانی زاده نشده است. در حقیقت، اگر کسی خود را غیرمعمولی و استثنایی بخواند، رهبر سازمانی اثربخشی نخواهد شد.
رندی گریسر، نویسنده این کتاب، ۱۰ بینش کلیدی برای ایجاد و هدایت یک سازمان موفق ارائه میکند. اینها اصولی هستند که به عنوان ابزارهای موفقیت یک رهبر سازمان شناسایی کرده است. او که کتابش را خطاب به تمام رهبران سازمانی در هر گوشه جهان نوشته است، میکوشد به الهامبخشی و انگیزه آنها کمک کند. همچنین توضیح میدهد که چگونه هر کدام از این بینشها را میتوانید در سازمان خود محقق سازید. تبدیل شدن به یک رهبر سازمانی مشتاقتر، بهرهورتر و دوراندیش با بررسی و استقبال از این ۱۰ بینش آغاز میشود:
انگیزش و مشارکت کارکنان (سازمانها زمانی شکوفا میشوند که کارکنانش کارهایی بیش از انتظار انجام دهند)، اشتیاق (برخورداری از کارکنانی مشتاق و خلاق از رهبر آنها شروع میشود)، دوراندیشی (رهبران دوراندیش به کارکنان انرژی و الهام کافی برای حرکت به سمت اهداف آتی را میدهند)، خودآگاهی (آگاهی از نقاط ضعف و قوت، برای هدایت هر سازمانی الزامی است)، استعداد و انتخاب تیم (کارکنان مناسب، مهمتر از هر چیز باید با فرهنگ سازمانی تناسب داشته باشند)، سلامت سازمانی (کارکنان زمانی بیشترین مشارکت را در برنامهها خواهند داشتند که رهبران سازمان متعهد به سلامت روانی همگانی باشند)، بهرهوری (تمرکز بر چگونگی و چیستی کارهای موردنیاز، کارآیی را افزایش میدهد)، خلاقیت و نوآوری (ایجاد فرآیندهایی برای نوآوری، به نتیجهدهی خلاقیت میانجامد)، تفویض اختیار (ضمن آزادسازی وقت خود، مشارکت کارکنان را هم افزایش میدهید)، بهبود خویش (تمرکز بر بهبود خویش و رشد شخصی مستمر، دستیابی به سایر اصول را تسهیل میکند). در این کتاب همچنین دیدگاهها و نظرات ۱۰ رهبر سازمانی از حوزههای مختلف اقتصادی، نتایج نظرسنجی روی ۱۷۰۰ رهبر سازمانی و کارکنان مختلف و در نهایت قسمتی مخصوص به منابع و ابزارهای تبدیل ایدهها به اقدام گردآوری شده است.