عاشق شکار و ماهیگیری و هیجان
دنیای اقتصاد : ارنست همینگوی یکی از عجیبترین نویسندگان دنیا بود و زندگیاش با هیجان و ماجرا آغشته. عادتهای خوب و بدش آنقدر زیاد بود که آدم نمیداند کدام یکی را باید روایت کند. با این حال اما به چند عادت مشهور شده است. او عاشق گاوبازی بود و در سال ۱۹۶۰ گزارش مفصلی از این بازی تهیه کرد که بخشی از آن در مجله لایف چاپ شد؛ علاقه فراوانی به دریانوردی و ماهیگیری داشت و به همین خاطر قایقی خریده بود که اسم آن را گذاشته بود «پیلار». شکار هم از دیگر علایق این نویسنده بود و برای همین کار مدتی طولانی را در آفریقا گذراند و کتاب «تپههای سبز آفریقا» را براساس تجربیاتش از همین سفر نوشت. او همیشه ساعت ۵:۳۰ یا ۶ صبح از خواب بیدار میشد و با اینکه معمولا شبها دیر میخوابید و خوشگذرانی میکرد هیچ وقت این عادتش را ترک نکرد.
همینگوی در مصاحبه ای با پاریس ریویو در سال ۱۹۵۸ گفت: «صبحها بلافاصله پس از طلوع خورشید دست به قلم میشوم، چون هیچ کس نیست مزاحمتان شود. هوا خنک یا حتی سرد است و در حین نوشتن گرم میشوید. بعد هرچه را که نوشتهاید، میخوانید. آن قدر مینویسید تا به جایی برسید که هنوز موتورتان روشن است و میدانید بعدش چه اتفاقی میافتد و بعد از آن میکوشید باقی زندگیتان را پیش ببرید.» از دیگر عادتهای عجیبش این بود که ایستاده مینوشت. روی برگههایی که بر تخته شاسی چسبانده بود مینوشت بعد اگر کار خوب پیش نمیرفت، کاغذها را رها میکرد و سراغ ماشین تحریر میرفت. همینگوی ۶۲ سال زندگی کرد و در این مدت چهار بار ازدواج کرد و سه بار طلاق گرفت ولی همیشه عادت داشت زندگی اش را با گربهها بگذراند. با یکی از گربههایش ۱۱ سال زندگی کرد ولی در نامهای برای دوستش ایوانچیک تعریف میکند که چطور مجبور شد با دست خودش گربهاش«عمو ویلی» را که در تصادف با یک ماشین سواری آسیب دیده بود خلاص کند. ارنست ماجرای مرگ عمو ویلی را اینطور روایت میکند: «من قبل از این گاهی مجبور بودهام به آدمها شلیک کنم، اما نه به کسی که ۱۱ سال او را میشناختم و دوستش داشتم، نه به کسی که با دو پای خرد شده از درد خرخر میکند».