نبرد برای هژمونی

شماره روزنامه: ۴۸۲۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۶۲۶۶۶۰ دنیا

بهزاد شاهنده استاد پایه مطالعات چین - دانشگاه تهران

در دهه آتی با اوج گرفتن رقابت طاقت‌فرسا بین دو قدرت بزرگ دنیا - آمریکا در تلاشی فزاینده برای مهار چین در تمام زمینه‌ها است- طیف وسیع تجارت، ارتش، دیپلماسی و ... قرار دارد. در این نبرد گسترده عده‌ای بر این باور هستند که جهان شاهد جنگ سرد جدید -جنگی که ایالات‌متحده را درگیر جنگی پنجاه ساله با اتحاد شوروی کرده بود و با فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ پایان پذیرفت و آمریکا به‌عنوان پیروز از نبردی که «فرانسیس فوکویاما» آن را «پایان تاریخ» با رهبری بی‌چون و چرای «نظام لیبرال دموکرات» خطاب کرد- خواهد بود.

نبرد برای هژمونی

آمریکا پیش‌بینی نمی‌کرد که قدرتی دیگری که بسیار پیچیده‌تر است، این کشور را با چالشی که در قالب «جنگ سرد» نمی‌گنجد، روبه‌رو سازد. معهذا، چین، اتحاد شوروی سابق نیست و این، جنگ سرد جدیدی نیست. جمهوری خلق چین پس از گذشت سی سال از فروپاشی شوروی سابق، ثروتمندتر و باثبات‌تر شده و در جهان از قدرت رو به تزایدی برخوردار است. درحقیقت، براساس نظر سنجی‌های نهادهای مطالعاتی نظیر «برنامه دیپلماسی و قدرت انستیتوی لووی» در سیدنی استرالیا، چین از لحاظ معیارهای گوناگون اقتصادی در سال ۲۰۳۰ از آمریکا پیشی خواهد گرفت. نگارنده بر این باور است که چین در سال ۲۰۵۰ کمبودهای باقی‌مانده را پر خواهد کرد. چگونگی دستیابی چین به این موفقیت بزرگ را باید در تاکید بر ایدئولوژی سنتی چین جست‌وجو کرد. چین از زمان فوت «مائو» در سال ۱۹۷۶ به‌طور آهسته در جهت پذیرش ابعادی از نظام سرمایه‌داری حرکت کرد که آن را «سوسیالیسم با ویژگی‌های چینی» نام‌گذاری کرد. چین نظام گذشته اقتصادی کمونیستی را باطل نساخت، بلکه بر نوسازی آن همت گمارد. چین به سیاست به تعطیلی کشاندن شرکت‌های زیان ده روی نیاورد، بلکه با تزریق سرمایه و تغییر در مدیریت، موجب افزایش کارآیی آنها شد. به‌طوری که درحال‌حاضر همین شرکت‌های ورشکسته سابق به شرکت‌های بزرگ و مطرح جهان مبدل شده‌اند.            

این درحالی است که شوروی سابق در دام آمریکا افتاد و به تقویت همه‌جانبه ارتش خود برای مقابله با این کشور پرداخت، که در دوران ریاست‌جمهوری «رونالد ریگان» به اوج خود رسید. برخی بر این ادعا هستند که «ریگان» با کشاندن شوروی به مراحل بالاتر رقابت نظامی- جنگ ستارگان- از افراد کارساز درحرکت دادن شوروی سابق به قهقرای سقوط بوده است. چین با پند از این کشور در دام توسعه سریع رقابت نظامی نیفتاد و هیچ‌گاه در آن مسیر قرار نگرفت. به‌طوری که همزمان با توسعه نظامی خود، تلاش وافری صورت داد تا هزینه‌های نظامی خود را از سطح شوروی سابق به مراتب پایین‌تر نگه دارد (اگر هم درحوزه‌هایی، رقم بودجه نظامی این کشور بالا بود مقامات تصمیم گیر این کشور سعی در پنهان نگه داشتن آن کردند). ارقام مربوط به سال تعیین‌کننده برای شوروی سابق- ۱۹۸۹- نشان می‌دهد که شوروی ۴/ ۸درصد تولید ناخالص ملی خود را صرف هزینه‌های نظامی کرده بود که برابر با ۱۵درصد بودجه ملی آن کشور بود. در قیاس با آن، چین ۹/ ۱درصد از تولید ناخالص خود را به ارتش اختصاص داده بود. در نتیجه این سیاست، چین در سال ۲۰۲۰ از لحاظ اقتصادی به مراتب قدرتمندتر از هر زمان در تاریخ شوروی سابق قرار دارد. اتحاد شوروی در دهه ۱۹۸۰ اقتصادی کوچک‌تر از ژاپن داشت و ماجراجویی‌های آن قابل توجیه نبودند. در مقایسه، چین تمایل زیادی برای حضور فراتر از مرزهای آسیا نشان نداده و فقط از یک پایگاه در جیبوتی در آفریقا برخوردار است.

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن