مبارزه بزرگ در اروپا
بری ایچنگرین گاردین
در سالی که گذشت اروپا شاهد رویدادهای بسیاری بود. از صحبت جدایی و آشوب گرفته تا توافق و صلح. بهطور خلاصه، اروپا در سال ۲۰۱۹ سالی پرافتوخیز داشت. اما حالا که روزهای پایانی سال است، میتوان گفت اروپا در وضعیت بهتری نسبت به اوایل آن قرار گرفته است و اکثر اروپاییها باید به خودشان دلگرمی دهند و رضایت نسبی از این شرایط داشته باشند، زیرا نه تنها در ۱۲ ماه گذشته بلکه در ۳۰ سال گذشته از آن روز دراماتیک، یعنی ۹ نوامبر ۱۹۸۹، هنگامی که دیوار برلین سقوط کرد، کار بزرگ بازسازی قاره آغاز شده و هنوز در جریان است.شاید بتوان گفت یکی از عمدهترین مشکلاتی که اروپا با آن دست به گریبان بود رکودی بود که بر اتحادیه اروپا حکمفرما شد که رشد منفی آلمان و ایتالیا باعث شد دیگر کشورها نیز وجود چنین تهدیدی را حس کنند. کاهش سرعت موتور رشد آلمان بحث و گفتوگوی مهمی را در درون حزب حاکم آلمان ایجاد کرده است؛ یک اتحاد ناخوشایند بین دموکرات مسیحیهایی که میخواهند به ارتدوکس سنتی مالی خود بپیوندند. ضعف اقتصادی جدید آلمان همچنین تهدیدی برای کشورهای اروپای مرکزی، بهویژه لهستان و جمهوری چک است که سرنوشت رونق آنها در طولانیمدت، با اقتصاد دیگر کشورها گره خورده است.
از نظر سیاسی نیز برای برخی از بزرگترین و قدرتمندترین بازیگران اتحادیه اروپا یک سال سخت و جدی بود. بریتانیا کل سال را درگیر مشکلات و مسائل خروج خود از اتحادیه اروپا بود. در روزهای انتهایی سال، انتخابات با اکثریت آرا برای بوریس جانسون به اتمام رسید که میتواند به بحث درخصوص برگزیت پایان دهد. فرانسه بیشتر سال را صرف گذراندن راههایی برای مقابله با تهدیدات و اعتراضات خشونتآمیز توسط جلیقهزردها کرد و سال را با موجی از اعتصابات گسترده آغاز کرد. نتیجه آن شد که امانوئل مکرون، رئیسجمهور این کشور، بهرغم میل باطنی خود اصلاحات محدودی انجام دهد تا اعتراضات پایان یابد. در اسپانیا بنبست سیاسی، بر سر سیاست اقتصادی و چگونگی مدیریت جداییطلبان کاتالونیا، منجر به درخواست برای برگزاری چندین همهپرسی شد اما هیچیک نتوانستند یک دولت پایدار بنا کنند. در ایتالیا نیز اتحادها و شکافهایی که بین احزاب این کشور بهوجود آمد بسیار حائز اهمیت بود. باید دید سرنوشت حزب مهمی چون لِگانورد چه تاثیری بر آینده سیاسی ایتالیا میگذارد.فراتر از اتحادیه اروپا نیز وضعیت اقتصادی و سیاسی پیچیده بود. دو استبداد قدرتمند در پهنه اتحادیه اروپا یعنی روسیه و ترکیه، هر دو به دلیل ضعف اقتصادی و افزایش عدم محبوبیت رهبران آنها، یعنی ولادیمیر پوتین و رجب طیب اردوغان، باعث تنش در منطقه شدند. هر دوی آنها با توجه به اعتراضاتی که درون کشورشان انجام میشود دست به سرکوب میزنند و پیشبینی میشود سرکوب معترضین در آینده بیشتر شود.
اما هنوز میتوان درخصوص بسیاری از موارد خوشحال بود و نسبت به آینده اروپا امیدوار ماند. بسیاری از ظهور پوپولیستها در اروپا میترسیدند. سالوینی در ایتالیا، تلاش کرده بود اتحاد پاناروپایی از ملیگراها بسازد. روی کار آمدن ویکتور اوربان در مجارستان و برگزاری همایش ملی مارین لوپن در فرانسه از جمله مصادیق ظهور پوپولیستها در اروپاست. اما با انتخابهایی که مردم داشتند، احزاب پوپولیست نتوانستند نتیجه خوبی بگیرند و در رقابت با رقبای خود شکست خوردند. اخبار مربوط به اروپا و ناتو نیز تا حدی دلگرمکننده است. اروپاییها به تدریج پذیرفتهاند که باید بار بیشتری را بر دوش خود بکشند. البته این امر ناشی از تهدیدهای دونالد ترامپ نیست و باید علت آن را در سخنان مهم آقای ماکرون دانست که در مصاحبهای عنوان کرد ناتو دچار مرگ مغزی شده است. اتحادیه اروپا همچنین سال را با برنامه جسورانه برای مبارزه با تغییرات آب و هوا پایان داد. برای دستیابی به هدف خود در سال ۲۰۲۰، اتحادیه اروپا قصد دارد میزان انتشار گازهای گلخانهای را تا سال ۲۰۳۰ میلادی به دستکم ۵۰ درصد در مقایسه با سال ۱۹۹۰ میلادی کاهش دهد. این رقم بیش از آن چیزی است که پیش از این درنظر گرفته شده بود؛ یعنی ۴۰ درصد. برخی از ۲۸ کشور عضو اتحادیه اروپا که عمدتا کشورهای شرق این اتحادیه هستند، خواستار دریافت کمکهای مالی برای تغییر عملکرد صنایع خود و فاصله گرفتن از سوختهای فسیلی شدهاند. آنها همچنین درصدد آموزش نیروی کار خود برای استفاده از آنها در صنایع پاک و پیشرفتهتر هستند.