ورود نامتوازن به فرآیند مدرنیزاسیون

شماره روزنامه: ۴۶۲۹ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۵۳۵۶۰۶ جمعه‌نامه

سعید معیدفر جامعه‌شناس

فقدان فضای نقد و گفت‌وگو میان دیدگاه‌های مختلف، از زوایای گوناگون قابل بررسی است. در وهله نخست باید گفت شکل‌گیری فضای نقد و گفت‌وگو میان تفکرات متفاوت مستلزم فراهم بودن برخی پیش‌زمینه‌ها است. بدون وجود این مقدمات نمی‌توان افرادی با نقطه‌نظرات متفاوت و حتی مشابه را برای بحث و تبادل نظر پیرامون یک موضوع مشخص و در یک چارچوب نظری معین، در فضای نقد و گفت‌وگوی روشمند قرار داد، بدون آنکه مباحثه آنان به مجادله و رویارویی کشیده شود.

ورود نامتوازن به فرآیند مدرنیزاسیون

چراکه هر انسانی با توجه به خصوصیات ذاتی و تجربیات شخصی‌اش در زندگی، علایق و وابستگی‌های منحصر به خود را دارد. انسان موجودی چندوجهی است و فرآیند گفت‌وگو میان افراد مختلف، صرفا بر اساس منطق، عقل و تجربیات مشترک برقرار نمی‌شود، بلکه انسان‌ها هریک کانتکست ذهنی خاص خود را دارند و این بستر فکری برای هر فردی دارای مبانی معناشناختی تاریخی، فرهنگی و تجربی متفاوت است که انسان‌ها را از یکدیگر متمایز می‌سازد. تفکر هر انسانی در چارچوب بیناذهنیتی و دایره واژگانی و معنایی خاصی شکل می‌گیرد که نمی‌تواند به‌طور متناظر در انسان دیگری نیز برقرار شود.

حتی درباره دو فردی که منطق ذهنی و گفتمانی مشترک دارند و می‌خواهند پیرامون موضوعی که اصول آن برای هر دو روشن است گفت‌وگو کنند نیز احتمال چالش و جدال کم نخواهد بود چراکه این دو فرد نیز دارای مبانی ذهنی، تجربی و فرهنگی متفاوتی هستند. بنابراین چگونه می‌توان انتظار داشت افرادی که تفاوت‌های عینی و شکاف‌های فکری عمیق میان‌شان وجود دارد بدون خارج شدن از چارچوب پیرامون موضوعی که محل اختلاف است به نقد و گفت‌وگوی روشمند بنشینند و انتظار داشته باشند این گفت‌وگو نتیجه‌بخش باشد؟ در عین حال شاهدیم که فضای مطلوب برای نقد و گفت‌وگو در جوامع دیگر وجود داشته و به هم‌افزایی نیز می‌رسد. برای رسیدن به نتیجه باید بررسی تطبیقی صورت بگیرد که چه تفاوت‌هایی میان ما و آنها وجود دارد. علت را می‌توان در شرایط فرهنگی، گفتمانی و حتی شرایط سیاسی و اقتصادی متفاوت یافت. در واقع دو جامعه با دو مختصات متفاوت و افرادی با همین میزان تفاوت و اختلاف را شاهدیم که در یک جامعه نقد و گفت‌وگو به هم‌افزایی و تعامل می‌انجامد و در جامعه دیگر به جدال و تعمیق شکاف‌ها ختم می‌شود.

 در آن جوامع پیش‌زمینه‌های لازم برای بحث و گفت‌وگوی ثمربخش وجود دارد، عین همان زمینه‌های مشترکی که پیش‌تر به آنها اشاره شد. در جامعه ما کمتر اصول و زمینه‌های مشترکی وجود دارد تا بتوان بر مبنای آن به مباحثه نشست بدون آنکه به مجادله و تقابل کشیده شود. علت اصلی فقدان مبانی مشترک گفت‌وگو در جامعه ما این است که اساسا ورود ما به دنیای مدرن، یک ورود نامتوازن و ناهمگون بوده است و فرآیند مدرنیزاسیون در جامعه ما هیچ چارچوب مشخص و مشترکی نداشته است. به عبارتی جامعه ایران پیش از ورود به دنیای مدرن دارای هویتی بود که دست‌کم بر مبنای فرهنگ و زمینه‌های مشترک شکل گرفته بود، اما تلاش ناهماهنگ جامعه ما برای تغییر هویتی و سازگاری با فرآیند مدرنیزاسیون، همان حداقل‌های مشترک برای تعامل گفتمانی که پیش‌تر در مواردی وجود داشت را نیز از بین برد و به همین دلیل است که به‌رغم افزایش نیاز و رغبت جامعه به همکاری و حل چالش‌ها، عملا مشکلات‌مان نه‌تنها در زمینه تعامل گفتمانی، که در سایر زمینه‌های همکاری و تعامل به‌طور روز افزونی در حال گسترش است. این در حالی است که در طول تاریخ، توفیق‌ها و پیشرفت‌های جوامع بشری، محصول همکاری‌ها و تعامل بر اساس نیازهای مشترک و منافع متقابل بوده است. اما زمانی که فضای گفت‌وگوی ثمربخش میان طرفین تیره شود، امکان همکاری‌ کاهش و احتمال تعمیق شکاف‌های گفتمانی و رسیدن به مرحله تقابل و منازعه بیشتر خواهد شد و نهایتا طرفین به‌جای بهره بردن از منافع همکاری، از تنش متضرر خواهند شد.

 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن