پلهای بازنمایی اقتصاد در ادبیات
دنیای اقتصاد : بسیاری از منتقدان، ادبیات بهویژه رمان را موضوع مستندتری برای بازنمایی واقعیات هر عصر میدانند تاجایی که مثلی رایج است که «تاریخ دروغ راستنماست و رمان راست دروغنما». این نکته در زمینه مسائل اقتصادی نیز صدق میکند و هماکنون با خواندن بسیاری از آثار معاصر و گذشته میتوان به چگونگی مناسبات اقتصادی در دوران مختلف پی برد. همانطور که بهتازگی در مقاله سایت کوارترز آمده است ادبیات و تئوریهای اقتصادی غالبا درباره یک موضوع یکسان حرف میزنند اما با زبانهای مختلف. به گزارش خبرگزاری کتاب ایران، در این مقاله آمده است، از نگاه اقتصاد رفتاری، رفتارهای بشری غیرعقلانی و در تغییر مستمر است و بشر عوامل مربوط به احساسات و عواطف را در تحلیل و فهم بازارها و عوامل اقتصادی بهکار میگیرد. نویسنده این مقاله، رابطه بین ادبیات و اقتصاد را مانند یک هرم سهبخشی در نظر گرفته است.
لایه زیرین «اعتقادات فرهنگی و فردی» از نگرشهای مردم که شامل آداب و رسوم مذهبی میشود تشکیل میشود که بخشی از ادبیات و اقتصاد را شکل میدهد. آدام اسمیت در کتاب خود با عنوان «ثروت ملل» ایدههایی را مطرح میکند که به موجب آن انسان جانوری است که معامله میکند و این از مصلحتطلبی ذاتیاش سرچشمه میگیرد؛ یعنی از خیرخواهی یک نانوا یا یک قصاب نیست که مایحتاج انسان تامین میشود بلکه آنها برای مصلحت خودشان است که به این کارها اشتغال دارند. بهعنوان مثال رمانهای جین آستین، ما را به دنیای زنان جوانی دعوت میکند که نهتنها دارای شخصیتهای پیچیده و عجیب هستند بلکه شرایط اقتصادی خاصشان آنها را در وضعیت نامطلوب ازدواج معاملهای قرار میدهد و آنها را وادار میکند تا بین پذیرش در جامعه و خواستههای درونیشان، یکی را انتخاب کنند. بهترین نمونه آن شخصیت شارلوت لوکاس در رمان «غرور و تعصب» است که به ازدواج آقای کالینز که یک احمق تمامعیار است درمیآید تا از کلفتی در منزل برادرش خلاص شود و خودش صاحب خانه و زندگی شود.
لایه میانی «سیستمهای اجتماعی» به تئوریهای اقتصادی و ادبیات از طریق نهادهای اجتماعی مینگرند. تلویحا یا آشکارا، تعامل پیچیده نهاد سیستمهای اقتصادی و اجتماعی، مفهوم ضمنی بسیاری از روایتهای ادبی را شکل میدهند. رابطه بین شهر و ساکنان آن همواره منشأ نگرانی بوده است. همانطور که در اشعار بلیک در اواخر قرن ۱۸، بودلر، شاعر سمبولیست فرانسوی در قرن ۱۹ و مدرنیستهایی چون الیوت و این اواخر در کتابهای خاطراتی مثل «استانبول»، نوشته اورهان پاموک و «بالاترین شهر» نوشته سوکتو مهتا نمونههایی از آن دیده میشود. لایه بالایی «تجارت و بازرگانی» به جنبههای مادی زندگی از قبیل اینکه چطور پولهایمان را خرج میکنیم میپردازد. فرضیه درآمد دائمی میلتون فریدمن، برنده نوبل اقتصاد در سال ۱۹۵۷ بیانگر این است که مصرفکنندگان مصارف خود را طبق انتظارات خود از درآمد در دوره زمانی طولانیتر تنظیم میکنند. نمونه آن در ادبیات در داستان کوتاهی از مونشی پرمشاند با عنوان «کفن» خودش را نشان میدهد که هزینههای قهرمان داستان نه بازتابی از اعتمادش به آینده بلکه تحت تاثیر نیازهای ضروریاش شکل میگیرد.