طویله و کارکردهای آن در دوره قاجار
نخستین نماینده سیاسی ایالاتمتحده آمریکا در ایران «س، ج، بنجامین» بود. وی سفارت آمریکا در ایران را پایهگذاری کرده است و نخستین کاردار و سرکنسول این کشور در ایران محسوب میشود. بنجامین گزارشی در قالب سفرنامه از مدت حضور خود در ایران با عنوان «ایران و ایرانیان عصر ناصرالدینشاه» نوشته است که اطلاعات جالبی در مورد سیاستهای ایران و آمریکا در این دوران، عملکرد شاه ایران و دربار او و همچنین روزگار و سنتهای مردم در این دوران را شامل میشود و از آنجا که در این زمان برخلاف دهههای آتی آمریکا چندان سیاستهای استعمارگرانه در قبال ایران نداشته است، مطالعه این سفرنامه اطلاعات قابلتوجهی از این دوره تاریخ ایران در اختیار خوانندگان قرار میدهد. بنجامین در قسمتی از کتاب خود به معرفی سرطویله در ایران پرداخته و ضمن آن مشاغل موجود در سرطویلهها و کارکرد اجتماعی و اقتصادی آن را معرفی میکند که در ادامه بخشی از آن را میآوریم.
قسمت مهمی از هر خانه اعیانی را در ایران سرطویله آن تشکیل میدهد که خدمات مخصوص به خود دارد و اداره آن هم خود مشکلی بزرگی است. در ایران (به استثنای تهران و چند شهر بزرگ) تنها وسیله مسافرت اسب است و چون اسبسواری و مسافرت با اسب هم تشریفات خاصی دارد و محتاج به عدهای همراه، نوکر و خدمه است، به ناچار هر خانه اعیانی باید دارای چندین اسب باشد که خوشبختانه در ایران زیاد است و قیمت آن هم گران نیست. نگهداری اسبها و وسایل آن هم یک عده خدمه مخصوص میخواهد که هر خانه ایرانی به نسبت شأن و مقام آن خانه تعدادی از آنها را در استخدام دارد. رئیس این خدمه اصطبل «میرآخور» نامیده میشود. او مسوول نگهداشتن اسبها و خرید علوفه و علیق و وسایل دیگر آنها را برعهده دارد. از جمله کسانی که زیردست او کار میکند، یکی «جلودار» است که سوار بر اسب جلوی ارباب خود حرکت کرده و راه را در کوچه و بازار برای او باز میکند. اعیان و اشراف هم معمولا چند نفر «جلودار» دارند که موقع حرکت جلوی آنان سواری میکنند. مستخدمین دیگر طویله «مهترها» هستند که نگهداری و تیمارکردن اسبها برعهده آنها است و هر مهتر چند شاگرد دارد که به او کمک میکند. مهترها روی سکوی بزرگی در طویله بهسر میبرند و اجازه دارند که عدهای مرغ و خروس هم در طویله نگهداری کنند...
اسبهایی که در طویله تهران برای سواری نگهداری میشوند از جنس نر بوده و کمتر میان آنها مادیان دیده میشود ولی با همه این احوال، اسبها برخلاف اسبهای آمریکایی سرکش نبوده و کمتر اتفاق افتاده که رم کرده و حادثهای بیافرینند. اسبهای ایرانی عموما رام و دوستداشتنی هستند و علت آن هم به عقیده من تماس زیادتر آنها با مهترهاست که دائما اسبها را خوراک داده و تیمار میکنند و به همین جهت یک رشته مودت و دوستی میان آنها و انسان موجود است.
ایرانیها زین و یراق و جل سنگینی برای اسبهای خود درست میکنند و حتی در تابستان هم برخلاف خارجیها که اسبها را لخت میکنند، آنها جلهای اسبها را کم نمیکنند. به هرحال به عقیده من ایرانیها در تربیت و نگهداری اسب استادی زیادی از خود نشان میدهند و آنکه خارجیها تجربه و ممارست آنها را در پرورش اسب ناچیز میشمارند ولی باید اعتراف کرد که ایرانیها در این کار از اروپاییها خیلی جلوتر هستند، زیرا سالها است که با اسب سر و کار دارند و از آن استفاده میکنند. در اصطبلهای ایران برای اسبها آخور مخصوص درست نمیکنند، بلکه اسبها کنار دیوار ایستاده و علوفه خود را از روی زمین میخورند. زمستانها درهای طویله را میبندند که هوای آن گرم شود و تابستان غالبا آخور اسبها را در هوای آزاد و زیر سایه درختان قرار داده و همانجا به اسبها غذا میدهند و شبها این حیوانات روی زمین خوابیده و استراحت میکنند.
در ایران رسم است کسانی که میخواهند از مجازات فرار کنند به سرطویلههای اعیان و اشراف پناهنده میشوند و اصطبلها در ایران یک نوع «بست» و تحصنگاه بهشمار میروند. سر طویله شاه و شاهزادگان «بست» مطمئنتریست ولی بهطور کلی همه اصطبلها اعم از اینکه متعلق به هرکس باشند، پناهگاه فراریان از مجازات محسوب میشوند و تا موقعی که در آنجا هستند، کسی نمیتواند مزاحم آنها شود. این پناهندگان معمولا نزدیک اسب سواری صاحب اصطبل میخوابند و صاحب طویله موظف است که وسایل خوراک و راحتی پناهنده را فراهم کند. به درستی معلوم نیست که این رسم از کی و به چه مناسبت در ایران معمول شده است ولی ظاهرا باید مربوط به آداب و رسوم عشایر و چادرنشینان باشد و از میان آنها به شهرنشینان سرایت کرده است. »