چرا برخی رزومههای غیرخطی ارزشمندترند؟
مزیت پنهان «از این شغل به آن شغل پریدن»
تحقیقات جدیدی که روی ۸۷۰۰ مدیر صندوق سرمایهگذاری انجام شده نشان میدهد افرادی که سابقه تغییر شغلهای متعدد داشتند، بسیار سریعتر از سایر نیروهای جدید، کار را به دست گرفتند. محققان میگویند معیار تشخیصشان، میزان سودی بوده که این مدیران برای شرکتشان ایجاد کردهاند.
در حالی که سایر نیروهای تازهوارد به طور میانگین به پنج ماه زمان نیاز داشتند تا روی غلتک بیفتند، افرادی که مدام شغل عوض کرده بودند تنها در دو ماه، توانسته بودند کار را دست بگیرند. طبق یافتههای محققان دانشگاههای روتگرز و کورنل، این افراد همچنین در بدو ورود با افت عملکرد کمتری مواجه میشدند.
«اسکات بنتلی»، استادیار مدیریت منابع انسانی دانشکده مدیریت و روابط کار روتگرز و یکی از نویسندگان این گزارش میگوید: «این افراد از مهارت پنهانی برخوردارند که ما به دلیل ذهنیت منفیمان نسبت به آنها، نادیدهاش میگیریم. آنها به واسطه همین تجربیات یاد گرفتهاند که بسیار بهتر و سریعتر از دیگران خودشان را با شرایط جدید وفق دهند.»
«تارین لمبرت» ۳۷ ساله که از ماه ژانویه کارش را به عنوان مدیر ارشد محصول در یک شرکت تکنولوژی آغاز کرده، این موضوع را کاملا درک میکند. او در اوایل مسیر شغلیاش، سابقه تغییر شغلهای مداوم داشته و سه جایگاه شغلی تماموقت را زیر یک سال ترک کرده که کوتاهترین آنها تنها چهار ماه طول کشیده است.
او میگوید: «در یک شغل مشغول به کار بودم. اما بعد فرصتی جدید یا مهارت تازهای میدیدم که دلم میخواست روی آن کار کنم.»
او معتقد است آن شغل عوضکردنها حالا به نقطه قوت او تبدیل شده: «احساس میکنم فردی خودجوش هستم و میتوانم خیلی سریع با فضا و روالهای هر شرکتی آشنا شوم و جا بیفتم، چون این کار را بارها و بارها انجام دادهام.»
یکی از ترفندهای او به عنوان نیروی تازهوارد این است که مانند یک مشتری جدید، از محصول شرکت استفاده میکند و یادداشت برمیدارد. او میگوید سپس در جلسات دونفره با اعضای تیم، سه سوال مشخص از همه میپرسد و فضا را باز میگذارد تا گفتوگو به هر سمتی که لازم است پیش برود: «این کار به من کمک میکند درک بهتری از نحوه پیشرفت کارها و فرصتهایی که میتوانم روی آنها دست بگذارم پیدا کنم.»
افرادی که مدام شغل عوض میکنند، معمولا این کار را برای درآمد بیشتر انجام میدهند. برخی هم برای کسب مهارتها و عناوین شغلی جدید، دست به این کار میزنند؛ استراتژیای که گاهی به آن «پریدن از روی برگهای نیلوفر آبی» میگویند. برخی دیگر هم صرفا در حوزه کاری یا صنعت خود با یک دوره تلاطم مواجه شدهاند.
«بانی دیلبر»، مدیر ارشد جذب استعدادها در شرکت اتوماسیون هوش مصنوعی «زپیر» میگوید اگر کسی که بارها شغل عوض کرده را بیدرنگ کنار بگذاریم این میتواند به معنی از دست دادن یک نیروی خوب باشد. به همین علت، او وقتی به رزومه فردی که بارها شغل عوض کرده برمیخورد، به دنبال الگوهای بلندمدتتر در سابقه او میگردد.
اگر فرد در طول بیش از یک دهه، در هیچ شغلی بیشتر از یک سال نمانده باشد، بانی از خودش میپرسد «آیا این شخص به محض سخت شدن شرایط استعفا میدهد؟ آیا در سازگاری با محیطهای کار مشکل دارد؟» اگر چنین نباشد او در مصاحبهها بررسی میکند تا ببیند آیا این جابهجاییها، اقدامی استراتژیک بوده یا خیر.
او میگوید در حالی که برخی از این افراد در مواجهه با محیط جدید، سردرگم میشوند، بسیاری دیگر خیلی سریع روی غلتک میافتند. او میگوید: «خیلی از آدمها رزومههایی کاملا غیرخطی دارند.»
به گفته مسوولان استخدام، هم دوران پاندمی و هم چندین موج تعدیل نیرو در شرکتها باعث شده که این روزها افراد بیشتری شبیه به کسانی به نظر برسند که مدام شغل عوض میکنند. و به همین دلیل، کارفرمایان، سوابق کاری آنها را با وسواس بیشتری زیر ذرهبین قرار میدهند.
«میشل رایسدورف»، مدیر منطقهای شرکت کاریابی «رابرت هاف» میگوید: «قطعا یک تغییر رویکرد رخ داده. حالا کارفرمایان واقعا در رزومهها عمیق میشوند و تلاش میکنند داستان پشت این جابهجاییها را کشف و درک کنند.»
«راس کاترون» یاد گرفت که چطور دورههای کوتاه مدیریتیاش در کارخانهها را به یک نقطه قوت برای ارائه به کارفرماها تبدیل کند. او در اوایل مسیر شغلی خود، مدیریت پنج کارخانه مختلف در مکزیک را بر عهده داشت. هر کدام به مدت حدود دو سال. بعدها، وقتی در مصاحبههای شغلی برای پستهای مدیریتی ارشد درباره سبک رهبریاش از او سوال میشد، این موضوع را به میان میکشید تا نشان دهد چقدر سریع میتواند خودش را با یک نقش جدید وفق دهد.
کاترون ۵۶ ساله که معتقد است همین تجربه به او کمک کرد تا اولین شغل مدیریتیاش را در آمریکا به دست بیاورد، میگوید: «من واقعا هر بار از این موضوع استفاده کردهام؛ این که سبک رهبری من تطبیقپذیر است.» او حالا مدیر شرکت مشاوره تولید خودش است.
منبع: Wall Street Journal