استاندارد جدید؛ مثل  ورزشکاران مدیریت کنید

کسب و کار یکی از معدود حوزه‌هایی است که «فصل کاری» آن در واقع هیچ‌وقت تمام نمی‌شود. پیش از فصل بعدی، خرید بعدی، جلسه بعدی هیات‌مدیره، فرصت بعدی یا بحران پیش‌بینی‌نشده بعدی، خبری از فصل استراحت نیست. این موضوع فشارها و انتظاراتی را که متوجه فرد هدایت‌کننده کسب و کار است، تغییر می‌دهد.

مدیران ارشد امروزی در حال مدیریت شرایطی هستند که هفته ‌به ‌هفته تغییر می‌کند: زنجیره‌های تامین ممکن است یک‌شبه مسیر خود را تغییر دهند، بازارهای سرمایه پیش از صبحانه به تیترهای خبری واکنش نشان دهند، عرضه محصول یک رقیب اولویت‌های فصلی را دگرگون کند و مسائل مختلف مرتبط با کارکنان نیز به وجود بیاید.

بر اساس نظرسنجی «چشم‌انداز مدیرعامل» شرکت EY Parthenon (بازوی مشاوره‌ای شرکت خدمات حرفه‌ای ارنست ‌اند یانگ)، اگرچه مدیران عامل با مسائل فوری و مهم بسیاری روبه‌رو هستند، اما درصد مدیرانی که بی‌ثباتی ژئوپلیتیک را بزرگ‌ترین ریسک کوتاه‌مدت خود می‌دانند، تنها طی شش ماه از ۲۸ درصد در سپتامبر ۲۰۲۵ به ۵۶ درصد افزایش یافته است. با این ‌حال، عقب‌نشینی گزینه‌ خوبی نیست. مدیران‌ عامل با وجود بی‌ثباتی موجود، در حال تقویت اجرای برنامه‌ها و ادامه سرمایه‌گذاری‌های خود هستند. تداوم این رویکرد تنها با نوع جدیدی از آمادگی امکان‌پذیر است. این شرایط به یک برنامه عملیاتی نیاز دارد که بر نحوه آماده شدن، تمرین کردن و رقابت رهبران در فضای کسب و کاری بدون فصل استراحت تمرکز کند. زیست‌شناسی یک رهبر سازمان یا از آنچه در حال ساختنش است حمایت می‌کند، یا به‌تدریج به گلوگاه آن تبدیل می‌شود.

چرا برنامه عملیاتی مدیران ارشد باید تغییر کند؟

الگوی رایج برای رهبران سازمانی بسیار موفق این است که از همه افراد حاضر در اتاق بیشتر رنج و فشار را تحمل کنند، خونسرد و شکست‌ناپذیر به نظر برسند، درباره مشکلاتشان سکوت کنند و اولین نفری باشند که وارد محل کار می‌شود و آخرین نفری که آنجا را ترک می‌کند. این رویکرد امپراتوری‌ها و شرکت‌های شگفت‌انگیزی ساخته است، اما اغلب به قیمت اذیت شدن فردی تمام شده که در راس امور قرار داشته و سلامت او آسیب دیده است.

این یک نقطه‌کور رایج در رهبری سازمان است؛ به‌ویژه در میان افراد بسیار موفق که پذیرفتن هر گونه آسیب‌پذیری، یا حتی کمی مکث و توقف در آنها با ضعف تفاوتی ندارد.

با این ‌حال، ادامه دادن کار در شرایطی که توانایی فرد مختل شده، هزینه واقعی دارد؛ هم برای خود فرد و هم برای عملکرد مالی شرکت. مطالعه‌ای که در نشریه «طب کار و محیط‌زیست» (Occupational & Environmental Medicine)، منتشر شد و ۱۲۹۲ کارمند اداری را بررسی کرد، نشان داد که پریشانی روانی شدید، با کاهش بهره‌وری سالانه‌ حدود ۸۴۳۲ دلار برای مردان و ۶۹۴۴ دلار برای زنان ارتباط دارد. این کاهش بهره‌وری عمدتا ناشی از «حضور ناکارآمد» بود؛ یعنی فرد با وجود کاهش توانایی، سر کار حاضر می‌شود، به‌جای اینکه در خانه بماند. این هزینه زمانی ایجاد می‌شود که یک کارمند، با وجود حضور در محل کار، با بهره‌وری کمتر از توان واقعی خود کار کند. اما برای یک مدیر ارشد، که قضاوت مختل‌شده‌اش فقط به عملکرد شخصی خودش محدود نمی‌شود و پیامدهای آن در سراسر سازمان گسترش می‌یابد، این رقم تقریبا به‌طور قطع بیشتر است. این بده‌بستان باعث شده بسیاری از رهبران کسب ‌و کار در مسیر موفقیت، سلامت و توان خود را از دست بدهند و از زندگی واقعی و آدم‌هایی که برای حمایت از آنها سخت تلاش می‌کردند، بیگانه شوند.

مدیران امروزی، همان ورزشکاران حرفه‌ای

«ایزادور شارپ»، بنیان‌گذار هتل‌ها و اقامتگاه‌های فور سیزنز، گفته: «تعالی یعنی توانایی تحمل درد.» برای مدیران‌عامل، بنیان‌گذاران و مدیران ارشد امروزی، درد شکل‌های مختلفی دارد: هم‌زمان با آماده شدن برای ارائه به سرمایه‌گذاران، مسائل شخصی را مدیریت کردن، در بازارهای پرتلاطم تصمیم‌گیری کردن، یا صرفا تحمل فشار بی‌وقفه رقابت. تاب‌آوری، آن هم به مقدار زیاد، یک ضرورت است و یکی از راه‌های ایجاد این ذخیره تاب‌آوری، دست برداشتن از جدا کردن سلامت و کسب و کار از یکدیگر است. 

این دو را با هم ادغام کنید و اجازه دهید به‌صورت همزیستانه در کنار هم وجود داشته باشند. به بیان دیگر، مانند یک ورزشکار حرفه‌ای فکر و عمل کنید. مهم‌ترین دارایی یک مدیرعامل، انرژی اوست. انرژی نوعی سرمایه است. وقتی سلامت یک رهبر سازمانی در وضعیت مطلوبی نباشد، هزینه‌های پنهانی خود را نشان می‌دهند: استعدادهای بالفعل‌نشده، فرصت‌های ازدست‌رفته، داشتن تجربه‌های کمتر در کنار خانواده و کاهش تدریجی توانایی رهبری در سازمان. مدیرانی که مثل مربی حرفه‌ای هستند، برای چیزی فراتر از ظاهر و زیبایی تمرین می‌کنند. تمرین برای رهبران کسب و کار، بدن، ذهن و روحی می‌سازد که برای هر چالشی که در ادامه از راه برسد، آماده است. رهبرانی که آگاهانه خود را مانند ورزشکاران می‌بینند، شاخص‌های کلیدی سلامت خود را با همان دقت و جدیتی دنبال می‌کنند که شاخص‌های افراد داخل سازمان را.

در نهایت، این ظرفیت و توانایی است که سرنوشت را تعیین می‌کند. زیست‌شناسی بهتر به ظرفیت بالاتر منجر می‌شود و ظرفیت بالاتر نیز تصمیم‌گیری بهتر را به همراه دارد. تصمیم‌گیرنده بهتر بودن، رهبری قدرتمندتری ایجاد می‌کند و در نتیجه، سازمانی سالم‌تر شکل می‌گیرد که در نهایت به تاثیرگذاری بیشتر در بلندمدت می‌انجامد.

برای مدیران ارشد با ذهنیت مربی حرفه‌ای، هدف پیروزی است؛ اما پیروزی درحالی‌که از نظر ذهنی هوشیار، از نظر عاطفی حاضر و درگیر، از نظر جسمی توانمند و واقعا قادر به لذت بردن از پاداش تلاش‌ها و فداکاری‌های خود باشد. هم مدیری که مثل ورزشکاران فکر می‌کند و هم مدیر معتاد به کار، هر دو می‌توانند به مقصد مورد نظرشان برسند، اما هر کدام هنگام رسیدن، تجربه‌ای متفاوت خواهند داشت.

منبع: Forbes