غفلت از حاکمیت شرکتی

حاکمیت شرکتی در ایران درحال گذار است و طی یک دهه گذشته گام‌هایی در راستای آن برداشته شده‌ است. سازمان بورس دستورالعمل حاکمیت شرکتی را تدوین کرده و در آن بر استقلال هیات‌مدیره، افشای اطلاعات و نقش مدیرعامل در پاسخ‌گویی به سهامداران تاکید شده ‌است. با این حال، بسیاری از بنگاه‌ها همچنان در مرحله تطبیق اولیه با این قواعد هستند و فاصله تا استانداردهای جهانی محسوس است. اما پرسش اصلی هنوز پابرجاست: در این ساختار مدیرعامل چه نقشی دارد و آیا می‌تواند محور اعتماد و شفافیت باشد؟

این پرسش به‌ویژه برای شرکت‌های بورسی و بنگاه‌های بزرگ که زیر ذره‌بین سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی هستند، اهمیت ویژه‌ای دارد.

حاکمیت شرکتی در ایران با ترکیبی از نقاط قوت و ضعف روبه‌روست. برخی اصلاحات قانونی طی سال‌های اخیر امیدبخش بوده، اما موانع ساختاری و فرهنگی همچنان جدی‌ هستند. برای درک بهتر، چهار عامل کلیدی که بیشترین تاثیر را بر جایگاه مدیرعامل در این ساختار دارند مرور می‌شود:

۱. تمرکز مالکیت

در بسیاری از شرکت‌های ایرانی، سهامداران عمده تصمیم‌گیر اصلی هستند. پژوهش‌ها نشان‌ می‌دهند این تمرکز می‌تواند استقلال هیات‌مدیره و در نتیجه کیفیت حاکمیت را کاهش دهد.

۲. شفافیت محدود

گزارش‌های رسمی سازمان بورس و بانک مرکزی نشان‌ می‌دهد هنوز بسیاری از شرکت‌ها تمایل دارند اطلاعات خود را به حداقل ممکن افشا کنند. درحالی‌که سرمایه‌گذاران، به‌ویژه نهادهای مالی بین‌المللی، شفافیت را نخستین شرط ورود به بازار می‌دانند.

۳. پیچیدگی مقررات

محیط کسب‌وکار ایران متاثر از تغییرات سریع در حوزه‌هایی چون نرخ ارز و مقررات بانکی است. این شرایط، پیش‌بینی‌پذیری تصمیمات مدیرعامل و هیات‌مدیره را دشوار می‌کند.

۴. کمبود دانش تخصصی

طبق گزارش «موسسه اروپایی حاکمیت شرکتی» (ECGI) در سال ۲۰۲۳، بسیاری از شرکت‌های ایرانی هنوز به مشاوران متخصص در حوزه حاکمیت شرکتی دسترسی ندارند و آموزش مدیران در این حوزه محدود است.

 نقش فناوری در آینده حاکمیت شرکتی

فناوری امروز به یاری مدیران‌عامل آمده است. سامانه‌های گزارشگری آنلاین، نرم‌افزارهای تحلیل داده و حتی ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی می‌توانند کیفیت تصمیم‌گیری و شفافیت را متحول کنند.

در جهان، پلتفرم‌هایی مانند Diligent به شرکت‌ها امکان می‌دهند جلسات هیات‌مدیره، تصمیمات و تعهدات را در بستری دیجیتال و شفاف مدیریت کنند. مشابه چنین ابزارهایی در ایران نیز در حال شکل‌گیری است و می‌تواند به ارتقای اعتماد ذی‌نفعان کمک کند.

 سناریوهای پیش ‌رو

سناریوی مثبت: مدیران‌عامل با پذیرش جدی حاکمیت شرکتی و بهره‌گیری از فناوری، اعتماد سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی را تقویت می‌کنند.

سناریوی میانه: برخی شرکت‌ها اصلاحات حداقلی انجام می‌دهند و تنها در حد رعایت مقررات باقی می‌مانند.

سناریوی پرخطر: اگر شفافیت و پاسخ‌گویی جدی گرفته نشود، فاصله ارزش بازار بین شرکت‌های پیشرو و عقب‌مانده بیشتر می‌شود و فرصت جذب سرمایه محدود خواهد شد. معیار کلیدی برای سرمایه‌گذاران، امروز صرفا سود کوتاه‌مدت نیست، بلکه میزان شفافیت، کیفیت گزارشگری و استقرار سازوکارهای حاکمیت شرکتی است. سرمایه‌گذاری روی شرکت‌هایی که به این اصول پایبندند، ریسک پایین‌تری دارد و در بلندمدت بازدهی بیشتری خواهد داشت.

توصیه‌ به مدیران عامل:

۱- گزارشگری شفاف: انتشار منظم گزارش‌های مالی و تفسیری به زبان ساده و در دسترس.

۲- استفاده از فناوری: ایجاد داشبوردهای دیجیتال برای سهامداران و هیات‌مدیره.

۳- تشکیل کمیته‌های مستقل: کمیته حسابرسی، ریسک و انتصابات با اعضای غیر اجرایی.

۴- آموزش مستمر: شرکت در دوره‌های بین‌المللی مرتبط با حاکمیت شرکتی.

۵- تنوع مالکیتی: تشویق به حضور سرمایه‌گذاران نهادی و کاهش وابستگی به سهامدار عمده.

 توصیه به سیاستگذاران

  تقویت دستورالعمل‌های بورس با تمرکز بر فناوری و افشای دیجیتال.

  تشویق شرکت‌ها به ارائه گزارش‌های  ESG(محیط‌زیستی، اجتماعی و حاکمیتی).

  حمایت از ایجاد پلتفرم‌های داخلی، مشابه ابزارهای بین‌المللی مدیریت حاکمیت.

 نمونه‌های موفق بین‌المللی

  در مالزی، ایجاد کمیسیون ویژه حاکمیت شرکتی باعث شد شرکت‌های بورسی طی یک دهه، رشد جذب سرمایه‌گذاری خارجی را تجربه کنند.

  در هند، اجبار شرکت‌ها به حضور حداقل یک زن در هیات‌مدیره، باعث افزایش تنوع و بهبود تصمیم‌گیری شد. 

این تجربیات نشان ‌می‌دهد حتی در بازارهای نوظهور نیز اصلاحات در حاکمیت شرکتی می‌تواند به نتایج ملموس اقتصادی منجر شود.

 جمع‌بندی و پیام کلیدی

مدیرعامل در ایران تنها یک مدیر اجرایی نیست، بلکه محور اجرای حاکمیت شرکتی است. پاسخ به پرسش آغازین این است: با ترکیب شفافیت، استفاده از فناوری و تکیه ‌بر استقلال ساختاری، مدیرعامل می‌تواند هم اعتماد سهامداران را جلب کند و هم آینده شرکت را تضمین کند. حاکمیت شرکتی دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ ضرورتی است برای بقا و رقابت. در دنیای امروز، موفقیت صرفا در سودآوری کوتاه‌مدت خلاصه نمی‌شود. شرکتی ماندگار است که حاکمیت را نهادینه کند و به زبان شفافیت با سرمایه‌گذار سخن بگوید.

در پایان این سوالات در ذهن متبادر می‌شود که «آیا شرکت من امروز به‌اندازه کافی شفاف است تا اعتماد ذی‌نفعان را جلب کند؟» و «آیا مدل حاکمیت شرکتی ما آن‌قدر مقاوم است که در برابر نوسانات اقتصادی دوام بیاورد؟»

* دکترای مدیریت