در جست‌‌و‌جوی تئوری

در ستایش بدبینی

شماره روزنامه: ۶۷۰۱ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۶۶۴۵ باشگاه اقتصاددانان

قاسم اسدی*

تقریبا تمام دانشجویان رشته اقتصاد در نخستین مواجهه با نظریات اقتصادی همچون هنگام آشنایی با ساختار رقابت کامل، با پرسشی بزرگ روبه‌رو می‌شوند: نسبت میان این نظریات و جهان واقعی که کوچک‌ترین شباهتی به مفروضات آنها ندارد، چیست؟ بسته به ذوق استاد و حوصله جمع، پاسخ‌های متنوعی برای این سوال وجود دارد. در یک کلاس، بحث با مثال بیلیارد فریدمن به پایان می‌رسد: «واقعی بودن فروض آن‌قدرها هم اهمیت ندارد؛ مهم این است که مدل بتواند پدیده‌ها را به‌درستی توضیح دهد یا پیش‌بینی کند. بازیکن حرفه‌ای بی‌آنکه معادله‌ای حل کرده باشد، چنان ضربه می‌زند که گویی برهم‌کنش تمام توپ‌ها را با دقت محاسبه کرده است.» در کلاس دیگر، بحث با توضیح کارکرد انتزاعی مدل رقابت کامل خاتمه می‌یابد: «رقابت کامل قرار است سنگ محکی باشد تا بازارهای واقعی را با آن مقایسه کنیم و ببینیم کجا و چقدر از آن فاصله می‌گیرند.» در کلاس آخر نیز بحث با لبخندی کوتاه به آینده موکول می‌شود: «فعلا بپذیرید؛ سال‌های آینده که به اقتصاد خرد پیشرفته یا اقتصاد رفتاری رسیدید، گره این فروض به‌تدریج باز می‌شود.» دیر یا زود، پرونده این پرسش هم مانند بسیاری از جرقه‌های ذهنی دانشجویان تازه‌کار بسته خواهد شد.

در ستایش بدبینی

اما چه اتفاقی می‌افتاد اگر این دانشجویان دست از پرسش خود برنمی‌داشتند؟ اگر نمی‌پذیرفتند که در بازار رقابت کامل تمام افراد اطلاعات کامل دارند؟ اگر نمی‌پذیرفتند که مصرف‌کنندگان توانایی محاسبه‌ای فرازمینی دارند تا هزینه‌ها و منافع تمام انتخاب‌های ممکن را بررسی کنند و با عقلانیتی نامحدود، گزینه‌ای را برگزینند که حداکثر مطلوبیت را برایشان به همراه دارد؟ اگر می‌پرسیدند وقتی کالاها کاملا یکسان‌اند و اطلاعات برای همه کامل و رایگان است، بنگاه‌ها برای چه تبلیغ کنند و برای چه نوآوری؟ یا اگر نمی‌پذیرفتند که تعادل بازار لزوما بهترین وضعیت ممکن برای جامعه است؟

فرانک نایت از هیچ‌یک از این پرسش‌ها به‌سادگی نمی‌گذشت. نایت با هر فرض تازه چنان برخورد می‌کرد که گویی باید ضرورت آن را از نو اثبات کرد. او در برابر هر فرض اضافی مقاومت می‌کرد و به ما یادآوری می‌کرد که هر فرض، همان‌قدر که کار را برایمان واضح‌تر و ساده‌تر می‌کند، می‌تواند ما را از حقیقت پدیده‌های اقتصادی دور کند. بدبینی نایت عقیم نبود؛ مفروضات را به چالش می‌کشید، مفاهیمی را که علی‌الظاهر بدیهی به نظر می‌رسیدند زیر سوال می‌برد و پرسشگری را تشویق می‌کرد. امروز شاید بیش از بسیاری از مشارکت‌های علمی نایت در تاریخ علم اقتصاد و میراثی که برای شیکاگو به جا گذاشت، بدبینی و پرسشگری وسواس‌گونه او برای ما ارزشمند باشد. امروز مدل‌ها و پیش‌بینی‌ها با اتکای به ابزارهای محاسباتی پیشرفته از دل دانشگاه‌ها، بانک‌های مرکزی و اتاق‌های فکر بیرون می‌آیند و خروجی مدل‌ها به‌سادگی، به‌جای برآوردی مشروط به فروض و محدودیت‌هایشان، به‌عنوان واقعیت پذیرفته می‌شود؛ درحالی‌که بحران‌هایی که مدل‌های متعارف نتوانسته‌اند پیش‌بینی یا حتی به‌درستی توضیح دهند، کم نیستند. در چنین فضایی، بدبینی نایت نه خصلتی شخصی، بلکه فضیلتی روش‌شناختی است؛ پادزهری در برابر اطمینان کاذب.

نایت نپذیرفت که سود را بتوان صرفا پاداش ریسک‌پذیری کارآفرین دانست. کتاب «ریسک، نااطمینانی و سود» به همین مساله می‌پردازد. آنچه در عمل با نام سود می‌شناسیم، آمیزه‌ای از عناصر بسیار متنوع است؛ از دستمزد مدیریت و بازده سرمایه گرفته تا درآمدهای ناشی از قدرت انحصاری. بنابراین، تقلیل تمام این عناصر به پاداش ریسک‌پذیری چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. نایت توضیح داد که ریسک به موقعیتی اشاره دارد که در آن می‌توان احتمال وقوع رویدادها را با اتکا به اطلاعات آماری یا برآوردهای معتبر تعیین کرد؛ ازاین‌رو، می‌توان آن را اندازه‌گیری کرد و در شرایط مناسب آن را پوشش داد. در چنین شرایطی، ریسک را می‌توان به هزینه‌ای معین تبدیل کرد. این هزینه، مانند سایر هزینه‌ها، در رقابت از سود حذف می‌شود و پاداش ویژه‌ای نصیب کسی نمی‌کند. اما نااطمینانی از جنس دیگری است؛ موقعیتی منحصربه‌فرد که برای آن نمی‌توان توزیع احتمالی معتبری تعیین کرد. فلذا نه می‌توان آن را به‌سادگی اندازه‌گیری کرد و نه به شیوه معمول پوشش داد. در مواجهه با نااطمینانی، این کارآفرین است که با اتکا به قضاوت خود تصمیم نهایی را می‌گیرد، پرداخت درآمدهای صاحبان عوامل تولید را بر عهده می‌گیرد و مسوولیت پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر تصمیم را می‌پذیرد. آنچه پس از پرداخت تمام این هزینه‌ها باقی می‌ماند، مثبت یا منفی، همان سود است. سود پاداش دانستن نیست؛ حاصل پذیرش مسوولیت تصمیم‌گیری در شرایطی است که نمی‌توان آینده را با اطمینان شناخت. به همین دلیل، در جهان فرضی رقابت کامل که در آن نااطمینانی و امکان کسب سود خالص کارآفرینانه از میان می‌رود؛ جایی برای نقش متمایز کارآفرین و سود نایت باقی نمی‌ماند.

نایت به مدل‌های متداول علم اقتصاد هم شک می‌کرد. چه چیزی به ما اطمینان می‌دهد که انسان‌ها، با تمام محدودیت‌های شناختی و پیچیدگی‌های تصمیم‌گیری، همواره عقلایی‌ترین انتخاب ممکن را انجام می‌دهند و مکانیسم قیمت نیز به‌گونه‌ای عمل می‌کند که حداکثر کارآیی در نقطه تعادل حاصل شود؟ ظرفیت ذهن انسان برای پردازش اطلاعات محدود است؛ مساله‌ای که بعدها هربرت سایمون آن را در قالب مفهوم عقلانیت محدود صورت‌بندی کرد. از سوی دیگر، وقتی توزیع احتمال نتایج را نمی‌دانیم، حداکثرسازی مطلوبیت مورد انتظار نیز با محدودیت‌های جدی روبه‌رو می‌شود. نایت همچنین به دشواری تحلیل انتخاب‌های انسانی در شرایطی توجه داشت که ترجیحات و انگیزه‌ها را نمی‌توان مستقل از زمینه‌های نهادی و اجتماعی آنها در نظر گرفت. چگونه می‌توان پدیده‌های اقتصادی را، با تمام پیچیدگی‌هایی که از رفتار انسان‌ها، آثار نهادی مختلف و تداخل بی‌شمار کنش‌های انسانی ناشی می‌شوند، با ساده‌سازی‌های گسترده صورت‌بندی کرد و با اطمینان تمام، بر اساس این ساده‌سازی‌ها به تحلیل و تدبیر علمی پرداخت؟ نایت دشمن ساده‌سازی نبود؛ هیچ نظریه‌ای بدون انتزاع شکل نمی‌گیرد و خود او نیز رقابت کامل را به‌عنوان یک انتزاع نظری به کار می‌برد. مساله او فراموشی بود؛ لحظه‌ای که فراموش می‌کنیم نقشه را برای ساده‌کردن پهنه سرزمین کشیده‌ایم و کم‌کم انتظار داریم سرزمین هم شبیه نقشه باشد.

شاید بهترین پاسخ به دانشجویان ابتدای متن همین باشد که پرونده پرسش خود را باز نگه دارند. نسبت میان نظریه و جهان واقعی هیچ‌وقت یک‌بار برای همیشه حل نمی‌شود؛ این نسبت با هر پرسش تازه از نو تعریف می‌شود. مدل‌ها ضروری‌اند؛ بدون ساده‌سازی نه می‌توان فهمید و نه می‌توان آموزش داد. بدبینی ستوده‌شده در اندیشه فرانک نایت، بدبینی به علم اقتصاد نیست؛ اصرار بر این است که از هر فرض بپرسیم چه چیزی را ساده کرده، چه چیزی را از نظر پنهان داشته و نتایجی که بر پایه آن می‌گیریم تا کجا اعتبار دارند. نایت به ما یادآوری می‌کند که مدل، هرقدر هم پیچیده و دقیق، همچنان مدل است و اقتصاددان خوب بیش از آنکه به مدل خود ایمان داشته باشد محدودیت‌های آن را بهتر از هرکس دیگر می‌شناسد.

* دبیر باشگاه اقتصاددانان 

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن