از سال ۱۹۵۶ که فیلیپ کاگان ابرتورم را در قامت تورم ماهانه بیش از ۵۰درصدی تصویر کرد، مفهوم استاندارد «ابرتورم» تغییر چندانی نداشته است. درحالیکه مفهوم «تورم» و دلایل شکلگیری این پدیده در سده گذشته دستخوش تغییرات فراوانی شده و تحولات علم اقتصاد نیز بر درک بشر از این پدیده اثر گذاشته است. علت این مساله پرواضح است؛ تمامی کشورهای جهان با وجود تفاوتهای ساختاری، اقتصادی و ژئوپلیتیک نیازمند درک مشخصی از مفهوم تورم هستند تا بتوانند سیاستهای اقتصادی خود را برمبنای آن تنظیم کنند. فارغ از ریز و درشت آمارههای مربوط به تورم یا مثبت و منفی بودن آنها تمام کشورها با موضوع تورم بهعنوان شاخصی اقتصادی درگیر هستند. اما در مورد ابرتورم اینگونه نیست. تجربههای ابرتورم در مقایسه با درگیری مستمر اقتصاد مدرن در سراسر جهان با تورم، بسیار محدودتر و پراکندهترند و همگونی نسبی این تجربهها تحلیل علیتها، پردازش نظریات و ارائه راهکارها برای رفع آن را در نسبت با تورم سادهتر میکند.