انتظارات تورمى و تورم
دکتر تیمور رحمانی*
در علم اقتصاد کلان مفهومى تحت عنوان انتظارات تورمى وجود دارد که حداقل از دهه١٩٥٠ در ادبیات اقتصادى مورد توجه بوده است. بر اساس غالب تحلیلهاى اقتصاد کلان، انتظارات تورمى به تورم واقعى منتقل مىشود؛ به این معنى که اگر انتظارات تورمى افزایش یابد یا عاملان اقتصادى پیشبینى کنند تورم بیشتر خواهد شد، در عمل تورم بیشتر خواهد شد. از نظر مفهوم و معنى، انتظارات تورمى به آن معنى است که پیشبینى عاملان اقتصادى از تورم چه عددى است.
واضح است که انتظارات تورمى متغیرى قابل اندازهگیرى نیست؛ چون ما با دانش کنونى به آنچه در ذهن عاملان اقتصادى مىگذرد، دسترسى نداریم. در نتیجه، هر شاخصى هم براى انتظارات تورمى بسازیم، فقط تخمین و برآورد است و بهطور طبیعى در معرض خطا. به همین دلیل، در بهکارگیرى هر شاخصى از انتظارات تورمى باید محتاط بود.
نکته مهم آن است که انتظارات تورمى چیزى مانند بلاى آسمانى نیست و موجود خبیثى نیست که سرِ خود در کشورى پدیدار شود و اسباب تورم و افزایش قیمت دارایىها شود. انتظارات تورمى بهطور غالب انعکاس تصور عاملان اقتصادى از توانایى کنترل تورم توسط نظام سیاستگذارى است. به عبارت دیگر، انتظارات تورمى بازتابدهنده اطلاعاتى است که عاملان اقتصادى از حال و روز سیاستگذاران در مورد کنترل تورم دارند. لذا، هنگامى که عاملان اقتصادى تصور کنند دولت به دلایلى دچار کسرى و ناتوانى مالى و لذا ناتوانى حفظ قیمتهاى موجود است، انتظارات تورمى افزایش مىیابد. آشکار است که عاملان اقتصادى شاید بدون دلایل بنیادى دچار افزایش انتظارات تورمى شوند، همانطور که در بازار دارایىها افزایش نامبتنى بر عوامل بنیادى مىتواند سبب حباب شود. اما در مورد تورم قیمت کالاها و خدمات موضوع حباب چندان رایج نیست و غالبا افزایش انتظارات تورمى انعکاس عوامل بنیادى و بهویژه ناتوانى دولت در حفظ وضع موجود تورم است. غالبا هنگامى که عاملان اقتصادى عمدتا بهدلیل وضع مالى دولت نشانههایى از ناتوانى نظام سیاستگذارى در حفظ تورم در سطح موجود دارند، پیشبینى مىکنند که تورم افزایش یابد و این به معنى افزایش انتظارات تورمى است. لذا، تصور جالبى نیست که فکر کنیم انتظارات تورمى هوس کرده است افزایش یابد و اسباب تشدید تورم شود. اگر انتظارات تورمى سبب افزایش ماندگار در تورم شده است، در اصل عوامل بنیادى از جمله تشدید کسرى بودجه آشکار و پنهان دولت این افزایش تورم را به بار آوردهاند. درک این موضوع براى طراحى سیاستهاى ارتباطى سیاستگذار پولى بسیار بااهمیت است؛ چون برخى به اشتباه فکر مىکنند سیاستگذار پولى با وعده و صحبت روى انتظارات تورمى عاملان اقتصادى اثر بگذارد. براى آنکه سیاستگذار بتواند با کاهش انتظارات تورمى مانع تشدید تورم شود، باید عاملان اقتصادى را قانع کند که اقداماتى انجام مىدهد که تورم کمتر خواهد بود. آنگاه در سیاست ارتباطى براى کنترل تورم توفیق خواهد داشت.
* استاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران