جنگ علیه ایران، معادلات امنیتی منطقه را تغییر داده است؛
آرایش تازه خاورمیانه
به گزارش گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد-محمد امین مکرمی: خاورمیانه پس از نزدیک به شش ماه جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ،وارد مرحلهای تازه و پیچیده شده است. درگیریای که قرار بود بنا بر برآوردهای اولیه کوتاهمدت باشد، اکنون پیامدهایی فراتر از میدان نظامی پیدا کرده و نگاه کشورهای منطقه به امنیت، ائتلافها و نقش قدرتهای خارجی را تحت تاثیر قرار داده است. در این شرایط، کشورهای عربی بیش از گذشته در حال بازنگری در مناسبات امنیتی خود هستند و تلاش میکنند در کنار روابط با قدرتهای بزرگ، ظرفیتهای منطقهای خود را نیز تقویت کنند.
یکی از مهمترین پیامدهای این وضعیت، افزایش نگرانی کشورهای منطقه درباره آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی و تداوم بیثباتی است. حملات متقابل به پایگاههای نظامی، تاسیسات انرژی، فرودگاهها و دیگر زیرساختها نشان داده است که ادامه تنش میتواند هزینههای سنگینی برای اقتصادهای منطقه به همراه داشته باشد. همزمان، تداوم نااطمینانی درباره امنیت مسیرهای انرژی، بهویژه در اطراف تنگه هرمز، اهمیت همکاری میان کشورهای منطقه برای مدیریت بحران را بیشتر کرده است.
براساس سرمقاله فایننشال تایمز، کشورهای خلیج فارس در حال بازنگری در میزان اتکای خود به آمریکا بهعنوان ضامن اصلی امنیت منطقه هستند. در همین چارچوب، توافق دفاعی اخیر عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که در مکه امضا شد، اهمیت نمادین زیادی پیدا کرده است. سه کشور تاکید کردهاند که این توافق ماهیتی دفاعی دارد و علیه کشور مشخصی تنظیم نشده است، اما شکلگیری آن نشاندهنده تمایل فزاینده قدرتهای منطقهای برای تقویت همکاریهای امنیتی و افزایش توان مدیریت بحرانهای پیرامونی است.
این توافق البته به معنای شکلگیری یک ائتلاف نظامی جدید یا آمادگی این سه کشور برای ورود مستقیم به جنگ نیست. ترکیه و پاکستان احتمالا تمایلی به درگیر شدن در یک رویارویی نظامی مستقیم با ایران ندارند و عربستان نیزبعید است بخواهد نیروهای خود را وارد جنگهای منطقهای کند. از این رو، اهمیت توافق مکه در شرایط فعلی بیش از آنکه عملیاتی باشد، سیاسی و نمادین است؛ پیامی که نشان میدهد کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال افزایش قدرت بازدارندگی و کاهش آسیبپذیری خود هستند.
در این میان، روابط میان کشورهای عربی نیز در حال تغییر است. عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان میتوانند از همکاری جدید برای افزایش نفوذ و نقشآفرینی خود در معادلات منطقهای استفاده کنند، در حالی که برخی کشورهای عربی مسیر متفاوتی را دنبال میکنند. امارات متحده عربی، برای نمونه، ضمن حفظ روابط نزدیک با آمریکا و اسرائیل، تلاش کرده است سیاست خارجی مستقلتری در پیش بگیرد. مصر نیز با وجود روابط نزدیک با عربستان، ترکیه و پاکستان، به توافق مکه نپیوسته است. این مسئله نشان میدهد که کشورهای منطقه همچنان از ورود به ائتلافهای سخت و دوگانه پرهیز میکنند.
با این حال، نمیتوان از شکلگیری دو جبهه کاملا متضاد در خاورمیانه سخن گفت. بسیاری از کشورهای عربی همزمان به دنبال حفظ روابط امنیتی خود با آمریکا، توسعه روابط اقتصادی و سیاسی با قدرتهای منطقهای و جلوگیری از گرفتار شدن در درگیریهای مستقیم هستند. بنابراین، الگوی جدید منطقه بیشتر بر تنوعبخشی به روابط و افزایش استقلال راهبردی استوار است تا انتخاب میان دو بلوک مشخص.
در چنین شرایطی، آینده خاورمیانه بیش از گذشته به توان کشورهای منطقه برای مدیریت اختلافات و جلوگیری از گسترش درگیریها وابسته خواهد بود. ادامه جنگ میتواند هزینههای اقتصادی، امنیتی و انسانی بیشتری ایجاد کند و همکاریهای منطقهای را به ضرورتی جدیتر تبدیل سازد. به نظر میرسد یکی از مهمترین پیامدهای بحران اخیر، تقویت این نگاه در میان کشورهای منطقه است که امنیت خاورمیانه نمیتواند صرفا به تصمیم قدرتهای خارج از منطقه وابسته باشد./