مدیرعامل واریان فارمد تشریح کرد:
از ارزشآفرینی پخش تا نظامسازی در حکمرانی دارو
نویسنده: سعیده نبی زاده
تولیدکننده ظرفیت و محدودیتهای تولید را میشناسد، شرکت پخش نبض بازار و جغرافیای تقاضا را میبیند، داروخانه نزدیکترین نقطه به نیاز واقعی بیمار است و نهاد تنظیمگر تصویری کلان از نظام دارویی کشور دارد و اگر بتوانیم این ظرفیتهای پراکنده را در یک نظام هماهنگ کنار هم قرار دهیم، بسیاری از مسائلی که امروز به شکل بحران و کمبود ظاهر میشوند، میتوانند زودتر دیده و مدیریت شوند. بنابراین جهت بحث، نه تعیین باید و نباید برای بازیگران، بلکه یافتن سازوکارهایی است که همکاری، تبادل اطلاعات و تصمیمگیری مشترک را به رفتار طبیعی نظام تبدیل کند.
وی با بیان این که شبکه پخش یکی از ارزشمندترین منابع شناخت بازار داروست و هزاران نقطه تماس با داروخانهها و مراکز درمانی، اطلاعاتی ایجاد میکند که هیچ تولیدکنندهای به تنهایی قادر به تولید آن نیست، افزود: برای تولیدکننده، این اطلاعات میتواند جهتدهنده باشد که کدام محصول در کدام منطقه با سرعت بیشتری مصرف میشود، الگوی تقاضا چگونه تغییر میکند، کجا موجودی رو به کاهش است و کجا احتمال انباشت وجود دارد.
به گفته فتحی اگر بتوانیم این ظرفیت اطلاعاتی را به شکلی ضابطهمند به دانش قابل استفاده تبدیل کنیم، پخش از یک حلقه توزیع فراتر میرود و به یکی از مهمترین شرکای تصمیمسازی تولیدکننده تبدیل میشود. برنامه خرید مواد اولیه، زمانبندی تولید، میزان ذخیره و حتی تخصیص سرمایه میتواند با تصویری واقعیتر از بازار انجام شود.
کمبود دارو؛ خروجی یک سامانه بههمپیوسته
مدیرعامل واریان فارمد با بیان این که کمبود دارو معمولاً محصول عملکرد یک بازیگر یا یک تصمیم نیست، گفت: پیشبینی تقاضا، تأمین منابع، خرید مواد اولیه، انتقال پول، حمل، ترخیص، تولید، کنترل کیفیت، توزیع و دسترسی بیمار، همه در نتیجه نهایی سهم دارند و این نگاه یک فرصت مهم ایجاد میکند؛ به جای آنکه هنگام بروز کمبود انرژی خود را صرف یافتن مقصر کنیم، میتوانیم سامانهای طراحی کنیم که نقاط آسیبپذیر زنجیره را زودتر نشان دهد. در چنین نگاهی، تجربه تولیدکننده، اطلاعات پخش، داده داروخانه و تصویر کلان نهاد تنظیمگر مکمل یکدیگرند و ارزش هر بازیگر زمانی بیشتر میشود که دانستههای او در کنار دانستههای دیگر اجزای زنجیره قرار گیرد.
وی در ادامه به تابآوری و تبدیل تجربههای دشوار به توانمندی نظام پرداخت و افزود: صنعت داروی ایران سالهاست در شرایطی فعالیت میکند که انتقال پول، تأمین مواد اولیه، حمل بینالمللی و مسیرهای تجاری همواره با عدم قطعیت همراه بودهاند و جنگ و تحولات منطقهای نیز لایه دیگری از این پیچیدگی را به زنجیره افزودهاند. این تجربه دشوار، در عین حال سرمایهای از دانش و توان سازگاری در صنعت ایجاد کرده است. اکنون میتوان این تجربههای پراکنده را به یک توانمندی نظاممند تبدیل کرد و آن شناخت مواد و داروهای حساس، شناسایی منابع و مسیرهای جایگزین، تعیین سطح مناسب ذخیره و طراحی سناریوهای تداوم تأمین است.
به گفته او هدف، ساختن زنجیرهای نیست که هیچگاه با اختلال مواجه نشود؛ هدف، ساختن زنجیرهای است که اختلال را زودتر ببیند، گزینههای بیشتری در اختیار داشته باشد و سریعتر خود را بازیابی کند.
وی در ادامه با بیان این که تولید دارو ماهها پیش از رسیدن محصول به بیمار آغاز میشود و شامل خرید ماده اولیه، برنامهریزی خط، اندازه نوبت تولید و تأمین سرمایه در گردش است که همگی بر پایه تصوری از تقاضای آینده انجام میشوند، گفت: در این نقطه، ارزش اطلاعات شبکه پخش بسیار فراتر از گزارش فروش گذشته است. روند سفارشها، سرعت خروج کالا، توزیع جغرافیایی تقاضا و تغییر موجودی نقاط مختلف میتواند به تولیدکننده کمک کند آینده را دقیقتر ببیند.
حرکت از موجودی هر شرکت به تصویر موجودی کل زنجیره
به گفته فتحی هر یک از ما بخشی از موجودی دارو را میبینیم؛ تولیدکننده انبار خود را میبیند، شرکت پخش موجودی انبارها و شعب خود را میشناسد و داروخانه وضعیت نقطه نهایی عرضه را تجربه میکند. اما ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که بتوانیم بدون خدشه به محرمانگی تجاری، تصویری تجمیعی از موجودی کل زنجیره داشته باشیم؛ این که چه میزان دارو وجود دارد، در کجا قرار گرفته، با روند مصرف فعلی برای چه مدتی کفایت میکند و در کدام منطقه نشانههای کمبود یا انباشت دیده میشود. چنین تصویری میتواند هم به دسترسی بهتر بیمار کمک کند و هم سرمایه در گردش تولیدکننده، پخش و داروخانه را کارآمدتر سازد.
به گفته او ارزش فناوری زمانی آشکار میشود که به تصمیم بهتر منجر شود؛ انبار مکانیزه، سامانههای فروش و رهگیری ناوگان هر کدام ارزشمندند، اما ظرفیت بزرگتر زمانی آزاد میشود که دادههای آنها بتواند وضعیت آینده را نیز نشان دهد.
وی با بیان این که تصور کنیم نظامی داشته باشیم که کاهش غیرعادی موجودی یک داروی مهم در چند استان را تشخیص دهد، آن را با برنامه تولید و موجودی مواد اولیه تطبیق دهد و پیش از آنکه بیمار با کمبود مواجه شود، هشدار ایجاد کند، افزود: در چنین مدلی، هوشمندسازی به معنای افزودن فناوری نیست؛ به معنای افزایش قدرت دیدن، فهمیدن و تصمیم گرفتن در کل زنجیره است.
پایداری اقتصادی، پشتوانه پایداری تأمین
مدیرعامل واریان فارمد در ادامه با اشاره به این که هر حلقه زنجیره دارو نقشی ضروری دارد و استمرار مأموریت آن نیازمند پایداری است، به نقش تولیدکننده، پخش، داروخانه، بیمه و نهادهای تأمینکننده منابع مالی اشاره کرد و گفت: به جای قرار دادن منافع این اجزا در برابر یکدیگر، میتوان سازوکاری طراحی کرد که پایداری هر حلقه را در نسبت با هدف نهایی زنجیره بسنجد. قیمت مناسب برای بیمار ارزشمند است، استمرار تولید ارزشمند است، شبکه پخش توانمند ارزشمند است و داروخانهای که امکان نگهداری موجودی مناسب داشته باشد نیز ارزشمند است.
از تبادل داده به اعتماد میان اجزای زنجیره
به گفته او اطلاعات در صنعت دارو ارزش اقتصادی و راهبردی دارد؛ بنابراین طبیعی است که هر بنگاه نسبت به دادههای خود حساس باشد. مسیر درست، مطالبه بیقیدوشرط اطلاعات از یکدیگر نیست، بلکه طراحی قواعدی است که اعتماد لازم برای تبادل دادههای ضروری را ایجاد کند. میتوان مشخص کرد چه دادهای، با چه سطحی از تجمیع، برای چه هدفی، میان چه بازیگرانی و با چه تضمینهایی به اشتراک گذاشته شود. در این صورت همکاری اطلاعاتی نه تهدیدی برای بنگاهها، بلکه ابزاری برای کاهش عدم قطعیت همه آنها خواهد بود.
این فعال صنعت دارو با بیان این که یکی از سرمایههای بزرگ نظام دارویی کشور، تنوع تجربه و نگاه بازیگران آن است گفت: در این زنجیره نهاد تنظیمگر تصویر ملی دارد، تولیدکننده پیچیدگیهای تولید و تأمین را میشناسد، شرکت پخش واقعیت بازار را میبیند، داروخانه نیاز روزمره بیمار را لمس میکند و بیمه با اقتصاد مصرف و پوشش درمان روبهروست.
وی ادامه داد: مسئله اصلی این نیست که کدام یک از این نگاهها درستتر است. هر کدام بخشی از واقعیت را میبینند، فرصت حکمرانی در این است که سازوکاری برای کنار هم قرار دادن این عقلهای پراکنده ایجاد شود و به جای تصمیمهای جداگانه درباره ارز، قیمت، تولید، واردات، بیمه و توزیع، میتوان اثر هر تصمیم را بر کل زنجیره دید و سپس تصمیم گرفت و این همان جایی است که حکمرانی از صدور دستور فراتر میرود و به طراحی نظام تبدیل میشود.
طرح نو؛ نظامی که پیش از بحران میبیند
فتحی در ادامه در تصویری که میتوان برای آینده ترسیم کرد گفت: نظام داروییآینده باید پنج توانمندی را در خود پرورش داده باشد:
- دیدپذیری؛ تصویری روشنتر از وضعیت کل زنجیره.
- پیشبینیپذیری؛ توان تشخیص نشانههای کمبود پیش از تبدیل شدن به بحران.
- تابآوری؛ داشتن گزینههای جایگزین برای نقاط حساس تأمین و توزیع.
- پایداری؛ حفظ توان ادامه مأموریت در همه حلقههای ضروری زنجیره.
- هماهنگی؛ قرار گرفتن تصمیمهای بازیگران مختلف در یک چارچوب مشترک.
ارسال نظر