پس درخت چه بگوید؟
مهدی محمدی- اگر اجازه بدهد او را همکار خطاب میکنم، نفیسه قانیان را میگویم، از آن دسته آدمهایی هست که زیاد حرف نمیزند، کارش را جدی میگیرد و تا توانسته ازآنچه ابتذال قلم مینامم دوری گزیده، مصداق همان کم و گوی و گزیده گوی چون دُر! اولین مطلبش را با عنوان «کتابفروشی مشعل در آستانه خاموشی » در همشهری خواندم، همانی که در بخش گزارشِ یازدهمین جشنواره کتاب و رسانه برتر به سال ۱۳۹۱ سوم شد، بعدتر وقتی دوره فترت آن ۴ سال تمام شد و برگشتم صحنه روزنامهنگاری، با ایشان از نزدیک آشنا شدم، اصول خبرنویسی، گزارشنویسی، تیتر زدن و نوشتن لید و رعایت ارزش خبریاش نمیگویم یک بود، اما به قول امروزیها توی تاپ تِن جزو چند تای اول جدول بود، این را من نمیگویم، دوستم( و بیشتر استاد) ایمان صفری میگفت!
بگذریم این خانم قانیان چه در همشهری، دنیای اقتصاد و دیگر محلهای حضورش، کفر همه را درمیآورد بس که دقیق بود و کارش را بلد، لاجرم نقل من میشد جلوی قاضی معلق بازی! به هر جهت همکار گرامی و محترم ما سایهاش ازسرمان کوتاه شد بهواسطه کار و مشغلههای فراوانیاش اما بازهم دستبهقلم اش عالی، حال هم که کتاب شعرش را ورق میزنم با عنوان «پس درخت چه بگوید؟» خودش شعر سپید نامیده
مجموعه را
« عین اسب عصاری صبح تا شب
قطار بی دود
برو رد کارت
شهر بیبخار!
درد و بلای قطار بخورد بهقطار:
تنه به نفر کنار دستی
شرمان کم شود
جونمون راحت...»
قانیان ازقضا داور بخش ناداستان جایزه اردیبهشت بوده، مثل چند بار دیگر، الحق سپردن داوری آثار ادبی به او خیال داوری شونده را راحت میکند بهجز من که با عنایت به سندروم حقهباز خسته، نمیخواهم دستم رو شود، پس اگر جایی داور بود ، میگویم «قربون جدت، بیخیال، من خستهام، آخه سر اینیکی رو نمی تونم کلاه بذارم»
با همه اینها که گفتم، سوژه یادداشت، خیلی مرام دارد و ادعا ندارد که به قول خاله لیلا توی روزی روزگاری، کمادعایی هم نیست!
« از بهار چه دارم
کمی سایه
کمی استخوان؛»
طولش نمیدهم، کتابش را اگرنه همهاش اما بهقصد نقد بخشی را خواندم که از ده به آن نمره بدهم، زبان و قلم ام به نمره دادن نمیروند، چون کار خود شاعر است و مانندی برای قیاس در آن نیافتم، آخر با این شعرش خیلی حال کردم «حلول شعر بر من مبارک باد
و ظهور رنگدانه ی کلمات بر سیاهی مانیتور»
که به قول سوژه توی مجموعه شعر تازهاش:
« رودخانه خشک
صدای پرنده خشک
پس درخت چه بگوید؟»
این یادداشت را برای تبلیغ کتاب همکارم ننوشتم، شعر خوب خودش خوانده میشود، که من هم خواندم اما خواستم بگویم از این قبیله کم اند، قبیله صاحبان کلمات.

مشاهده اخبار بیشتر در ویژهنامه اصفهان ۱۹-۰۴-۱۴۰۳