• خوش‌بینی نسبت به آینده زنان در دنیای کسب‌وکار

    مترجم: مهدی نیکوئی
    منبع: european business review: افزایش پویایی بازارها، کسب‌وکارها را به سریع‌ترین و کارآتر شدن واداشته است. فراگیری کرونا، این الزامات را شدیدتر هم کرده است. شرکت بریتانیایی فرم‌تری (Form۳)، ماموریت خود را توانمندسازی کسب‌وکارها در افزایش سرعت و بازدهی تراکنش‌های مالی با استفاده از فناوری‌ها و محاسبات ابری تعریف کرده است. در این مطلب‌ مصاحبه با جسیکا لترمن، مدیر واحد مشتریان فرم‌تری را می‌خوانید؛ فردی که علاوه‌بر هیجان برای فناوری و خدمات مالی به مشتریان، نسبت به آینده زنان در دنیای کسب‌وکار هم خوش‌بین است و توصیه‌هایی برای آنها دارد.
  • شرکتی که کارمندانش حق ندارند در خانه کار کنند

    نویسنده: سوجان پاتل مترجم: سیدحسین علوی‌لنگرودی alavitarjomeh@gmail.com
  • چگونه درخواست اضافه حقوق دهیم؟

    نویسنده: Alison Green مترجم: مریم مرادخانی
    منبع: The Cut: مشاور عزیز، چندین سال است که در شرکتی به عنوان کارمند بخش فروش کار می‌کنم. طی این سال‌ها حقوقم افزایش چندانی نداشته و فکر می‌کنم در مقایسه با سایر شرکت‌ها، حقوق پرداختی‌ام خیلی پایین است. هیچ‌وقت این موضوع را با مدیرانم مطرح نکرده‌ام. آیا درخواست اضافه حقوق، درست است؟ اگر بله، چطور آن را مطرح کنم؟
  • نقشه سفر مشتری چیست؟

    نویسنده: Jurgen Appelo مترجم: مریم رضایی
    منبع: کتاب Startup, Scaleup, Screwup: ایمیلی دریافت کرده بودم که می‌گفت «یک ماه از آخرین به‌روزرسانی برنامه سهامداران شما گذشته است. اینجا را کلیک کنید تا وارد حسابتان شوید و سپس دکمه Add Update را بزنید.» لینکی که در پیام آمده بود را زدم، اما هیچ‌ جا دکمه Add Update را ندیدم. کل منو را چک کردم و جست‌وجو در صفحه وب را هم انجام دادم. باز هم این دکمه را جایی ندیدم. ناامیدانه لینک Help را زدم و توضیح دادم که «یک ایمیل از شما دریافت کرده‌ام که به من یادآوری کرده برای سرمایه‌گذاران به‌روزرسانی برنامه را بفرستم. اما وقتی روی لینک کلیک می‌کنم، این امکان را در هیچ‌جای وب‌سایت نمی‌بینم.»
  • چگونه قفل خلاقیت را در هر فرهنگی باز کنیم

    نویسنده: Vittorio Mannucci مترجم: مریم رضایی
    منبع:London Business School: وقتی کلمه «خلاقیت» به گوشمان می‌خورد، ناخودآگاه آن را به یک چیز هنری ربط می‌دهیم. خیلی بخواهیم عمیق‌تر فکر کنیم، شرکت‌هایی مثل اپل به ذهنمان می‌آیند که با کارهای بسیار نوآورانه خود، زمین بازی را به شکل موثری تغییر داده‌اند. اما خلاقیت برای هر شرکت یا سازمان موفقی یک امر متداول است. خلاقیت دینامیکی است که به ما امکان می‌دهد ایده‌های جدیدی مطرح کنیم و ما باید بدانیم چطور آن را مهار کنیم. در سال ۱۹۸۸، ترسا آمابیل که درحال‌حاضر استاد تحقیقات مدرسه کسب‌وکار هاروارد است، مقاله‌ای نوشت که نگاه‌ها را نسبت به خلاقیت تغییر داد. او سه بعد یا اهرم مهم را معرفی کرد که عامل تفکر خلاقانه، فرآیندها و دستاوردها هستند. این سه اهرم عبارتند از:
  • نورومارکتینگ؛ کلید ورود به دنیای درون

    حسین بهبودی مشاور حوزه توسعه کسب‌وکار Dr.HBehboudi@yahoo.com
    امروزه در مسیر توسعه علمی جهان، تلفیق علوم میان رشته‌ای موجب کشفیات حیرت‌انگیزی شده که ماحصل آن دستاوردهای فراوانی را برای نسل جدید به ارمغان آورده از جمله در علم بازاریابی که با تلفیق علم بازاریابی و علوم‌ شناختی نظیر عصب‌شناسی، دانش جدیدی به نام «نورومارکتینگ» یا «بازاریابی عصبی» را به جهان تبلیغات معرفی کرده که در این میان وجود علومی چون روان‌شناسی، مدیریت، هنر و... نیز در پدید آمدن این علم نوپا را نمی‌توان نادیده گرفت. بازاریابی یا به تعبیر بعضی از متخصصان «هنر فروش»، به معنی بستری است جهت تهیه و ارائه کالا و خدمات با ادراک به نیازهای مشتری و در نهایت برآورده ساختن خواسته‌های آنان که این فرآیند نهایتا به سودآوری صاحبان صنایع و سرمایه منجر می‌شود و رسیدن به این اصل تنها با برخورداری از محصول مناسب در زمان و مکان مناسب و ایجاد تعادل بین نیاز و خواسته مشتری و توانایی‌های سازمان، حاصل خواهد شد.
  • استراتژی برنده برای پایداری

    نویسنده: Ben Lyttleton مترجم: مهدی نیکوئی
    منبع: Strategy + Business: زمانی که دیل وینس (Dale Vince) در سال ۲۰۱۰ باشگاه فوتبال محلی خود را خرید، هدفش نجات آن از ورشکستگی بود. اما او که به خاطر بنیان‌گذاری شرکت بریتانیایی اکوتریسیتی (Ecotricity)، معروف به نخستین شرکت فروشنده برق سبز در جهان شهرت یافته بود، متوجه شد می‌توان باشگاه را تبدیل به مدلی برای پایداری کرد. برنامه‌های او شروع شد: وگان‌سازی (حذف گوشت و سایر محصولات حیوانی) منوی غذای بازیکنان و تماشاچیان، مهار آب باران برای آبیاری چمن‌های ارگانیک و نصب پنل‌های خورشیدی و جایگاه شارژ خودروهای برقی در ورودی ورزشگاه. اقدامات او تا جایی پیش رفت که در سال ۲۰۱۸، فیفا باشگاه فارست گرین رورز (Forest Green Rovers) را سبزترین باشگاه فوتبال جهان نامید. اما برنامه‌های سبز او همچنان در حال گسترش است.
  • سبک کار «مدیران حرفه‌ای»

    نویسنده: Adam Bryant مترجم: سمیرا نوری
    «مدیران حرفه‌ای» دو تفاوت کاملا شاخص با بقیه مدیران دارند؛ به‌طوری‌که، سبک‌کار و طرز فکر آنها، به «حل مسائل روزمره شرکت یا بهبود روند امور» محدود نمی‌شود. حرفه‌ای‌ها در مدیریت، با «کنجکاوی کاربردی»، مسیرهای ناشناخته برای رشد کسب‌وکارشان را شناسایی می‌کنند؛ حرکتی که اهمیت آن برای یک مدیر به اندازه «نفس‌کشیدن» توصیف می‌شود.
  • چرا خودانتقادی و مخالفت با خود مفید است؟

    مترجم: سیدحسین علوی‌لنگرودی alavitarjomeh@gmail.com
    منبع:Journal of Innovation Management : برای ایجاد یک سازمان پویا که در آن، افراد به فراسوی کارهای روزمره و انجام وظایف شغلی عادی‌شان بیندیشند، به درجات بالای پویایی و پیشرفت فردی و سازمانی دست یابند، ذهن خود را بسط دهند و به جست‌وجوگری همیشگی بپردازند، باید کارکنان را ترغیب کرد که فقط به عقاید و آموخته و دانسته‌های خود بسنده نکرده و بر درست بودن ایده‌ها و پیشنهادهایی که در ذهن دارند یا مطرح کرده‌اند اصرار بیش از حد نداشته باشند؛ بلکه به نقطه مقابل و مخالف عقاید خود نیز فکر کنند و از تفکر انتقادی در مورد خودشان و نظراتشان نیز استفاده کنند. به عبارت بهتر، کارکنان توانمند و تمام‌عیار کسانی هستند که همزمان با خلق یک ایده یا ارائه یک طرح پیشنهادی، از زاویه مخالف و به شکلی انتقادگونه نیز با ایده پیشنهادی خود برخورد کرده و سعی کنند تا آنچه را که خودشان مطرح می‌کنند، رد کنند. این برخورد انتقادی با ایده‌ها و پیشنهادهای خود، تا حد بسیار زیادی بر توانایی افراد برای پاسخگویی به انتقادات و مخالفت‌های احتمالی با آن ایده خواهد افزود.
  • چارچوب UNIQ برای توسعه مدیریتی

    نویسنده: Nick Mickshik مترجم: مریم رضایی منبع: London Business School
    یک مدل قدیمی در یادگیری و توسعه «اصل ۱۰/ ۲۰/ ۷۰» است. این اصل یک تئوری است که می‌گوید افراد ۷۰ درصد دانش خود را از تجربیات مرتبط با کارشان و چالش‌هایی که در آن دارند، ۲۰ درصد دانش خود را از تعامل شخصی با دیگران و به‌ویژه مربیان و همکاران و ۱۰ درصد را از آموزش و رویدادهای تحصیلی رسمی خود به‌دست می‌آورند. اما مشکلی که این مفهوم دارد این است که اعتبار تجربی زیادی ندارد. در واقع، منبعی که این اصل به آن برمی‌گردد، کتاب «درس‌های تجربه» چاپ سال ۱۹۸۸ است که توسط مورگان مک‌کال، مایکل لومباردو و آن موریسون نوشته شده و در آن دامنه روش‌های مختلفی که توسعه مدیریتی می‌تواند شکل بگیرد، مورد تاکید قرار گرفته است. مشکل دیگری که در مورد اصل ۱۰/ ۲۰/ ۷۰ یا روش پیاده‌سازی آن وجود دارد، این است که با این سه فرآیند یادگیری طوری رفتار می‌شود که باید فقط یکی از آنها وجود داشته باشد یا یکی جایگزین دیگری شود. اما تمرکز بر هر یک از عوامل به تنهایی، می‌تواند جلوی مساله توسعه مدیریتی را بگیرد.
  • چگونه می‌توان مشتریان از دست رفته را بازگرداند؟

    حمید محمدی‌پور/ مدرس ارشد دوره‌های مدیریت دنیای‌اقتصاد
    بر اساس تحقیقات انجام شده ۶۸ درصد از دلایل رویگردانی مشتریان به‌خاطر بی‌تفاوتی کارکنان سازمان است. پرسش اصلی اینجاست که آیا می‌توان مشتریانی را که به‌دلایل مختلف از شما جدا شده‌اند، بازگرداند و اگر این امر ممکن است هزینه آن چقدر است و چه ابزارهایی نیاز دارد؟ براساس پژوهش‌های انجام شده در صورتی که برای جلب رضایت مشتری شاکی اقدام به‌موقع صورت پذیرد نرخ وفاداری آنها از نرخ وفاداری مشتریان معمولی‌ بیشتر خواهد بود. شاید این نکته به ذهن برسد که پس بهتر است که ابتدا تمام مشتریان را به مشتری شاکی تبدیل کنیم و سپس با جلب به‌موقع رضایت ایشان، نرخ وفاداری را افزایش دهیم! طبیعی است که به سبب هزینه بالای جلب رضایت مشتریان شاکی، این کار از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نیست. همچنین تئوری جبران خدمات (Service Recovery) نیز در همین راستا مطرح شده به این معنا که در هنگام جلب رضایت مشتری شاکی هر‌چه تفویض اختیار بیشتر صورت بپذیرد و زمان رسیدگی به شکایت کاهش یابد، هزینه کمتری به سیستم تحمیل می‌شود.
  • چرا نخواستم به کارم در توییتر ادامه دهم

    راویان: Joel Lunenfeld - Yehong Zhu مترجم: سیدحسین علوی‌لنگرودی منبع: Guardian alavitarjomeh@gmail.com
    شرکت‌های بزرگ و مشهور بسیاری وجود دارند که هر کسی در دنیا آرزو دارد کار کردن در آنها را تجربه کند و بخشی از مجموعه‌های کاری قدرتمند و تاثیرگذاری مانند گوگل، اپل، آمازون، توییتر، مایکروسافت، سامسونگ یا تسلا باشند. با این همه ما شاهد این هستیم که هر سال هزاران نفر از کارکنان و مدیران این شرکت‌ها به دلایل مختلف قید کار کردن در آنها را می‌زنند و با اشتیاق تمام این غول‌های مشهور و دوست داشتنی را ترک می‌کنند یا به شرکت‌های دیگر می‌روند یا اینکه ترجیح می‌دهند برای خود کار کنند. داستان‌هایی که این افراد از دلایل ترک این شرکت‌ها و مشکلاتی که در آنها وجود داشته است. می‌تواند اطلاعات جالب و دست اولی را در مورد واقعیت‌های حاکم بر این شرکت‌ها به ما بدهد که معمولا به‌طور رسمی و علنی در جایی مطرح نمی‌شوند؛ اما وجود دارند. در ادامه به دو داستان مربوط به دو تن از مدیران سابق شرکت توییتر اشاره خواهد شد که به دو دلیل متفاوت از این شرکت جدا شده‌اند.
  • مهارت مدیر در تیم «حل مشکل»

    نویسنده: Rebecca Knight مترجم: مریم مرادخانی
    منابع: HBR: تیم «حل مشکل» یا گروه کاری «اقدام جدید» در شرکت‌ها، معمولا با یک چالش روبه‌رو می‌شود و آن، «منفی‌بافی» اقلیت حاضر در جمع است. این افراد به جای آنکه درباره راه‌ها سخن بگویند، آدرس بن‌بست‌ها را می‌دهند. مدیران سازمان‌ها در چنین مواقعی برای هدایت تیم به «ایده‌پردازی»، یکسری ابتکار عمل -هنجارهای جدید- نیاز دارند.
  • ویبا هاریش؛ دختری که طب گیاهی هندوستان را متحول کرد

    منابع: Edexlive, TimesNowNews, Dare2compete: تقریبا همه ما داستان ملوان زبل را شنیده‌ایم. یک ملوان دوست داشتنی با یک پیپ در دهانش و یک قوطی کنسرو اسفناج که وقتی می‌خواست با آدم بدها بجنگد، بازش می‌کرد و با خوردنش، قدرت خارق‌العاده پیدا می‌کرد. آن روزها، پدر و مادرها از همین داستان استفاده می‌کردند تا بچه‌هایشان را به خوردن سبزیجات تشویق کنند. ویبا هاریش، فرشته نجات نیست که قول دهد زندگی‌تان را در عرض یک دقیقه از این‌رو به آن رو کند. اما این جوان ۲۶ساله اهل بنگلور هندوستان، قول داده که زندگی‌هایتان را سالم‌تر کند.
  • اینستاگرام چگونه معروف شد؟

    نویسنده: Guy Raz مترجم: مهدی نیکوئی
    برگرفته از کتاب: چگونه این (کسب‌وکار) را ساختم: کسب‌وکارهایی رشدشان تضمین است که بر سر زبان‌ها بیفتند. بازار شایعات و گمانه‌زنی‌ها می‌تواند حتی پیش از عرضه یک محصول یا خدمت به بازار آغاز شود؛ همان رویکردی که هالیوود با تبلیغات بیلبوردی و ساخت کلیپ برای فیلم‌هایش انجام می‌دهد. زمانی که مردم به‌صورت داوطلبانه و صرفا برای گذران وقت یا تفریح درباره محصول و خدمات شما صحبت می‌کنند، مانند آن است که سفیران تبلیغات رایگانی به‌دست آورده‌اید. آنها هر کجا که بروند، آگاهی اطرافیان خود را درباره شما و محصولتان افزایش خواهند داد. اما همین استراتژی هم اغلب نیازمند سرمایه‌گذاری‌های اولیه است. واضح است که استارت‌آپ‌ها و کسب‌وکارهای خرده‌پا به پول‌های امثال برادران وارنر دسترسی ندارند که قادر به خرج کردن روی تبلیغات محیطی و اینترنتی یک فیلم باشند. با این حال، شیوه همان است، فقط تاکتیک‌ها باید تغییر کنند.

پربازدیدهای سایت خوان

بیشتر