شما به کارکنان‌تان گوش می‌کنید اما به آنها توجه کافی ندارید

در اغلب موارد کارکنان در انتقال پیام و منظورشان به مدیر مافوق‌شان به ابزاری غیر از کلمات و گفتار متوسل می‌شوند و زبان بدن‌شان گویای بسیاری از ناگفتنی‌هاست. متاسفانه اغلب مدیران تازه کار به دلایل مختلف تنها به گوش کردن به صحبت‌های کارکنان بسنده می‌کنند و در نتیجه به افراد نگاه نمی‌کنند و حرکات شان را زیرنظر ندارند در حالی که توجه به حالت چهره و حرکات بدن افراد می‌تواند به مدیر اطلاعات کاملی در مورد افرادی که با آنها سر و کار دارد هدیه دهد.

  شما وانمود می‌کنید که تجربه زیادی در زمینه مدیریت دارید

بسیاری از مدیران جوان و کم تجربه سعی می‌کنند تا به کارکنان شان ثابت کنند باتجربه و جا افتاده هستند. این وانمود کردن و نقش بازی کردن دیر یا زود افشا خواهد شد و همین مساله اعتماد کارکنان نسبت به مدیر گزافه‌گو را سلب خواهد کرد. پس اگر برای اولین بار به‌عنوان مدیر کارتان را شروع کرده‌اید با شجاعت و جسارت به این موضوع اشاره کنید و برای کمک گرفتن از دیگران برای پیشبرد اهداف و امور هیچ تردید و تعارفی به خرج ندهید.

  شما خودتان را درگیر مسائل جزئی و تصمیم‌گیری‌های پیش‌پا افتاده می‌کنید

 تجربه نشان داده که بین واگذار کردن امور به افراد و دخالت مدیر در تصمیم‌گیری‌های جزئی کارکنان فرقی اساسی است. یک رئیس خوب کسی است که به کارکنانش این امکان را می‌دهد تا زمانی که به کمک فکری او نیاز دارند به او مراجعه کنند و از او کمک بخواهند و پس از آن هر طور که خودشان صلاح می‌دانند عمل کنند. یک مدیر خوب سعی می‌کند همیشه یک فضای مناسب برای تصمیم‌گیری و عمل کردن برای کارکنانش ایجاد کند تا کارکنان احساس اطاعت و فرمانبرداری محض نداشته باشند. چنین اختیار عملی می‌تواند به ارتقای کیفیت محیط کار و علاقه‌مندتر شدن افراد به کارشان کمک زیادی کند. بنابراین اگر می‌خواهید در دام مدیریت خرد نیفتید لازم است در جلسات متعدد روی ترسیم خطوط راهنما و بیان اهداف کلی و نقشه راه سازمان تمرکز کنید و تصمیم‌گیری درباره سایر موارد را به کارکنان‌تان واگذار کنید.

  شما از ترسیم تصویر بزرگ و اهداف بزرگ و بلندمدت غفلت می‌کنید

 خیلی از مدیران آن‌قدر خود و کارکنان شان را در کارهای روزمره و خرد غرق می‌کنند که در نتیجه از ترسیم تصویری بزرگ و بلندنظرانه از کارها عاجز می‌مانند. شما به‌عنوان مدیر یک مجموعه باید بدانید که وظیفه یک مدیر فقط پیشبرد اهداف خرد و برداشتن گام‌های کوچک به جلو نیست، بلکه باید برای ترسیم اهداف بزرگ و بلندمدت و یادآوری آنها به همه کارکنان پیشقدم شد و اقدامات هر کدام از بخش‌های یک سازمان را با اهداف و کارکردهای سایر بخش‌ها هماهنگ و همراه ساخت و از این طریق است که کارکنان و اعضای هر کدام از تیم‌های کاری تحت رهبری یک مدیر می‌فهمند که کاری که انجام می‌دهند و موفقیت‌هایی که کسب می‌کنند چه تاثیر بسزایی بر موفقیت و پیشبرد اهداف سایر بخش‌ها و تیم‌های کاری دارد و این چنین است که آنها به سمت اتخاذ تصمیمات درست تر و ارائه عملکرد بهتر خیز برمی‌دارند.

  شما به هر پروژه و هر پیشنهادی جواب مثبت می‌دهید

مدیران تازه کار باید بدانند که قرار نیست به هر پیشنهادی که از مقام‌های مافوق به آنها می‌شود جواب مثبت بدهند و اجازه مخالفت کردن نداشته باشند. آنها باید بدانند که درگیر شدن با فعالیت‌ها و پروژه‌های متعدد به شدت از کارآیی آنها و افراد تحت امرشان خواهد کاست و اینکه به بعضی پیشنهادها و خواسته‌ها باید جواب رد داد. این جواب‌های منفی اگر با استدلال قوی و درست همراه باشد نه تنها موقعیت یک مدیر را متزلزل نخواهد ساخت بلکه باعث می‌شود، تا تمرکز او و کارکنانش روی پروژه‌های مهم و کلیدی افزایش یابد و بر بهره‌وری شان افزوده شود. بنابراین اگر مقام مافوق‌تان از شما خواست تا کاری را انجام دهید که مطمئن هستید اشتباه است و برای مجموعه شما زیانبار است، سعی کنید با پرسیدن سوالات هدفمند و ارائه استدلال‌های محکم و برشمردن نقاط ضعف آن اقدام از انجام آن شانه خالی کنید.

  شما فقط به مدیریت زیردستان تان می‌پردازید

گاهی اوقات مدیران تازه کار آنقدر خود را غرق در رسیدگی به امور مربوط به زیردستان‌شان می‌کنند که برقراری ارتباط با مافوق‌ها و تحکیم این روابط را به فراموشی می‌سپارند در حالی که هر مدیری هر چقدر هم توانمند و کارآمد باشد به ارتباط و تبادلات فکری با مدیران مافوق و روسای خود نیز نیاز دارد و هم باید یاد دهنده باشد و هم یادگیرنده. پس لازم است که مافوق‌های شما هم به خوبی بدانند که نقاط قوت و ضعف شما چیست؛ اینکه چه چیزهایی شما را بر سر ذوق می‌آورد انگیزه کار بیشتر و بهتر را به شما هدیه خواهد داد.

  شما با همه کارکنان‌تان به یک شکل رفتار می‌کنید

 واقعیت این است که هر کدام از کارکنان به شکلی خاص و منحصربه‌فرد تشویق و تحریک می‌شوند و نمی‌توان از یک الگوی رفتاری برای همه افراد بهره برد. پس بهتر است پس از شناسایی افرادتان با هر کدام به شکلی مطلوب او برخورد کنید و به آنها واکنش نشان دهید.