وی در این نامه نوشته است: «به خوانندگان ایرانی‌ام! صمیمانه خوشحالم که کتابم؛ «همسر گمشده» را می‌خوانید. حین بزرگ شدن، آن‌قدر خوش‌شانس بودم که چند دوست از تبار ایرانی داشته باشم. بسیاری شب‌ها را با آنها دور یک میز، باقالی‌پلو و شوید و ته‌دیگ می‌خوردیم، چای نعنا می‌نوشیدیم و آهنگ‌هایی چون «گل‌پری جون» می‌خواندیم. عاشق رفتن به خانه آنها بودم؛ زیرا خانه‌هایشان پر از گرما و مهربانی، پر از عشق بود و بسیاری شب‌ها، هنگامی که پدر یا برادر یکی از دوستانم تنبک می‌نواخت، ما دست می‌زدیم، می‌خواندیم و می‌رقصیدیم.»

ریچمن در ادامه این نامه که در مقدمه چاپ دوم اثر نیز به چاپ رسیده، توضیح می‌دهد: «همسر گمشده نشان می‌دهد که روح یک هنرمند هرگز خاموش نمی‌شود، حتی طی یکی از دهشتناک‌ترین دوره‌های تاریخ، اما در جوهره‌اش، همچنین داستانی است از اینکه چگونه به‌رغم همه‌ سختی‌ها، قدرت عشق و خانواده، پابرجا می‌ماند و ادامه می‌دهد. امیدوارم از درون صفحات کتابم به این برداشت برسید که داستان عشق لنکا و یوزف و گرما و محبت خانواده‌هایشان چیزی است که بین همه فرهنگ‌ها و مذاهب مشترک است. درست مانند خانواده‌های دوستان ایرانی‌ام، خنده، صمیمیت و موسیقی در خانه‌هایشان جریان دارد؛ اما جنگ، دنیایشان را وارونه کرده و بیم آن می‌رود که همه‌چیز، حتی جانشان را بستاند. این داستان را نوشتم؛ زیرا می‌خواستم باور کنم که عشق می‌تواند بر شرارت، پیروز شود و نور می‌تواند هنوز هم از عمق تاریکی سربرآورد. امیدوارم بخوانید و از داستانم یاد بگیرید.»

وی در پایان می‌افزاید: «از اینکه مبلغی از حق‌التالیف کتابم صرف خرید کتاب‌های جدید برای کودکان و کتابخانه‌هایشان می‌شود، خوشحالم. امید که همگی از صمیم قلب به‌دنبال صلح باشیم. باشد که داستان‌هایمان را با هم شریک شویم تا به جای دوری و دشمنی، این داستان‌ها چون رشته‌ای، ما را به هم پیوند دهد.» رمان «همسرگمشده» با ترجمه‌ سودابه قیصری از سوی نشر آموت به تازگی به چاپ دوم رسیده است.

 

این مطلب برایم مفید است
25 نفر این پست را پسندیده اند